نقد دینی یاور احمدپور بر اقتصادبازار غنی نژاد

یاوراحمدپورترکمانی دانشجوی دکتری توسعه دانشگاه تبریز با ارسال یادداشتی  در اقتصاددان نوشت : موسی غنی‌نژاد مدعی شد: «پیامبر تاجر بود و مخالف اقتصاد تنظیم‌گری».

تنها تحت شرایطی می‌توان ادعای آقای غنی‌نژاد در مورد مخالفت پیامبر (ص) با تنظیم‌گری اجتماعی (اقتصاد، سیاست و فرهنگ) را پذیرفت که تصدیق کنیم پیامبر خلاف قرآن فهم و رفتار کرده است. چرا که قرآن اساساً کتابی دستوری و هنجاری است و سفارش اکید به تنظیم‌گری جنبه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه را به صورت درهمتنیده دارد.
در قرآن، ساختن و آباد کردن زمین وظیفه خلیفه‌الله است (سوره نجم، آیات ۳۹ و ۴۰ و سوره مدثر، آیه ۳۸).
در اسلام و قرآن عدالت اجتماعی (در حوزه‌های اقتصاد و فرهنگ و سیاست) اصل است. در حالی که در بنیادگرایی بازار، انباشت سرمایه و سود اصل است حتی با تخریب انسان و محیط زیست.
در قرآن خرج اموال باید با مصالح جمع همراستا باشد و نمی‌توان اموال و سرمایه خود را به نحوی تخصیص داد که باعث زیان دیگران شود. اصل لاضرر و لاضرار را داریم (بقره، آیه ۲۸۲).
در قرآن، سوره مبارکه بلد در مورد نحوه تخصیص مال است.
در قرآن آیات زیادی در مورد صرفه‌جویی و امساک از مصارف غیرضرور و لزوم پس‌انداز و سرمایه‌گذاری مولد را داریم.
در قرآن سفارش به عقبه و تخصیص صواب اموال را داریم (سوره مبارکه بلد).
در قرآن حرام بودن ربا و تفاوت آن با تجارت و بیع را داریم (سوره مبارکه بقره، آیات ۲۷۵ تا ۲۸۱ همچنین آیه ۲۹ سوره نساء).
در قرآن سوره مبارکه همزه را داریم با انذار مخصوص خودش برای کسانی که فکر می‌کنند سود و مال اندوخته در آخرت به دادشان می‌رسد. این در حالی است که سرمایه‌داری بر محور انباشت سود و سرمایه است بدون لحاظ فقر و اولویت جمع.
در اسلام و قرآن سفارش به عدم احتکار، نرخ گذاری نادرست و گران‌فروشی را داریم.
در اسلام و قرآن سفارش به نرفتن به استقبال تاجران و منع دلالی را داریم.
در قرآن مسئله انفال و تنظیم‌گری آن‌ها را داریم (سوره مبارکه انفال).
در قرآن مباحث قوی در خصوص انواع مالیات‌های اسلامی را با هدف توزیع و ممانعت از تکثر و شکاف طبقاتی داریم.
در قرآن و نهج‌البلاغه مسئله استثناء و موقتی بودن بخشش مال و اصل بودن عدالت را داریم. بخشش اگر عمومیت یافت موجب انحراف امور جامعه است (نهج‌البلاغه، حکمت ۴۳۷).
در قرآن سفارش به انفاق را داریم (سوره مبارکه بقره، آیه ۲۷۴).
و …
شاید غنی‌نژاد و طیف نیاوران بگویند که بازار همه این کارها را خودتنظیم‌گری می‌کند. اما ده‌ها نوبلیست اقتصادی، از جمله نورث، استیگلیتز، آکرلف، شیلر، استرم، و دیگرانی چون: چانگ، وینگاست، والیس، لی، عجم‌اغلو، رابینسون و … نشان داده‌اند که این ادعای غنی‌نژاد و بنیادگرایان بازار، هم به لحاظ نظری و هم تجربی، توهمی بیش نیست که بازار خودتنظیم‌گر همه این کارها را می‌کند. این اقتصاددانان نوبلیست نشان داده‌اند که صرفاً در ۳۰ سال گذشته، ۱۰۰ بحران در کشورهای سرمایه‌داری، محصول همین ادعا و سیاست‌گذاری برمبنای خودتنظیم‌گری بازار بوده است.
در پایان، به آقای غنی‌نژاد پیشنهاد می‌کنم در راستای منافع فردی و طیف بنیادگرای بازار، غیرواقع‌ها را به اسلام و رسول الله منتسب نکنند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 2 =

پربازدیدترین ها