از اقتصاد ترامپولین چه می‌دانیم؟

دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : اقتصاد «ترامپولین» اصطلاحی است برای توصیف نوعی تاب‌آوری اقتصادی که در آن یک کشور پس از شوک‌های شدید – به‌ویژه بحران‌های امنیتی و جنگی- نه‌تنها دچار فروپاشی نمی‌شود، بلکه با سرعتی قابل توجه دوباره به مسیر رشد بازمی‌گردد. این مفهوم در تحلیل‌های اخیر، به‌ویژه در بررسی اقتصاد اسرائیل در شرایط جنگ، برجسته شده است.
در ظاهر، چنین الگویی متناقض به نظر می‌رسد: چگونه ممکن است جنگ، که معمولاً به کاهش تولید، افت سرمایه‌گذاری و اختلال در زندگی روزمره منجر می‌شود، در نهایت به بازگشت سریع رشد اقتصادی بینجامد؟ پاسخ در شدت بحران نیست، بلکه در ساختار درونی اقتصاد نهفته است.
اقتصادهایی که ویژگی ترامپولینی دارند، معمولاً سه مشخصه اصلی را هم‌زمان در خود دارند. نخست، غلبه بخش‌های دانش‌بنیان و فناوری‌محور است؛ بخشی از اقتصاد که وابستگی کمتری به زیرساخت‌های فیزیکی دارد و حتی در شرایط جنگ نیز می‌تواند به فعالیت خود ادامه دهد. نمونه روشن آن در اقتصاد اسرائیل، تمرکز بر فناوری، امنیت سایبری و نوآوری‌های پیشرفته است.
دوم، دسترسی پایدار به سرمایه خارجی و اعتماد بازارهای جهانی است؛ به‌گونه‌ای که با وجود تنش‌های امنیتی، جریان سرمایه به‌طور کامل قطع نمی‌شود و پس از هر شوک، بازارها دوباره به سرعت فعال می‌شوند. در مورد اسرائیل، حضور فعال سرمایه‌گذاران بین‌المللی و بازگشت سریع بازارهای مالی پس از بحران‌ها، این ویژگی را تقویت کرده است.
سوم، توان بازآرایی سریع دولت و اقتصاد به سمت صنایع دفاعی و جنگی است؛ به این معنا که اقتصاد در شرایط بحران، به‌سرعت بخشی از ظرفیت خود را به سمت تولیدات امنیتی و نظامی سوق می‌دهد. این تغییر جهت، در کوتاه‌مدت می‌تواند حتی به رشد برخی بخش‌ها منجر شود.
با این حال، این جهش‌های سریع تمام واقعیت را نشان نمی‌دهند. اقتصاد ترامپولینی در کنار توان بازگشت، نوعی «فشار انباشته» نیز ایجاد می‌کند. افزایش هزینه‌های نظامی، رشد بدهی عمومی، فرسایش نیروی انسانی و مهاجرت نخبگان از جمله پیامدهایی هستند که در کوتاه‌مدت پنهان می‌مانند، اما در بلندمدت می‌توانند ظرفیت رشد پایدار را محدود کنند.
از این منظر، اقتصاد ترامپولین بیش از آنکه نشانه یک قدرت بی‌نقص باشد، بیانگر تطبیق‌پذیری در دل بی‌ثباتی است. چنین اقتصادی به جای حذف شوک‌ها، آن‌ها را جذب می‌کند و سپس با آزاد شدن انرژی انباشته، دوباره جهش می‌یابد؛ اما هر جهش، بخشی از ذخایر درونی آن را نیز مصرف می‌کند.
در نهایت، تجربه اقتصاد رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که در جهان پرتنش امروز، مسئله اصلی تنها رشد اقتصادی نیست، بلکه نوع مواجهه با بحران‌هاست؛ اینکه یک اقتصاد در برابر ضربه فرو می‌ریزد یا پس از آن دوباره با سرعت به حرکت درمی‌آید.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − 8 =