جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : ضعیت سیاسی امروزِ کشور بیش از آنکه یک بحرانِ مدیریت پذیر باشد به فرسایشِ تدریجیِ اعتماد بدل شده است. ما در نقطهای ایستادهایم که هر روز یک پرسشِ بنیادینِ تازه ؛ همچون خنجری بر پیکرهی امنیتِ روانی جامعه فرود میآید. این فضای نامعلوم دیگر نه یک وضعیتِ گذرا بلکه به بخشی از زیستِ روزمرهی مردم تبدیل شده است. فضایی که در آن افقهایِ روشن برای آینده جای خود را به بقایِ روزانه دادهاند. پرسشِ اصلی این است که به راستی تا کجا میتوان دوام آورد. تاریخِ سیاسیِ جوامع نشان میدهد که صبرِ عمومی منبعی نامحدود نیست. آنچه امروز شاهد آن هستیم ؛ نه یک سکوتِ رضایت مندانه که نوعی سنگینیِ قبل از طوفان یا به تعبیر دقیقتر نوعی استیصالِ جمعی ست.
وقتی پاسخِ سیاست گذار به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی یا سکوت است یا انکار و یا ارائه راهکارهای مُسکن وار ؛ پیوندِ میانِ ملت و دولت از مجرایِ مسئولیت پذیری» به مجرایِ فاصله گیری تغییر ماهیت میدهد. وضعیتِ پیچیده و نامشخصی که در آن گرفتاریم ؛ خود به یک استراتژیِ بقا برای برخی نهادهای تصمیم گیر تبدیل شده است. استراتژیای که تصور میکند با تداومِ ابهام میتوان کنترلِ وقایع را در دست گرفت. اما حقیقت این است که ابهامِ طولانی مدت بزرگترین تهدید برای امنیتِ ملی ست. وقتی مردم ندانند فردا صبح با چه نرخِ تورمی ؛ چه محدودیتی و چه آشفتگیِ اداری مواجه میشوند قدرتِ برنامه ریزی برای زندگی را از دست میدهند. این فقدانِ قدرتِ برنامه ریزی ؛ مستقیماً به فروپاشیِ اجتماعی و گسستِ میانِ شهروند و حاکمیت میانجامد. پاسخ به این پرسش که این وضعیت تا کجا ادامه خواهد داشت در گروی یک تغییرِ پارادایم است.
تا زمانی که حکمرانی پاسخگویی را به عنوان تنها راهِ برون رفت از این بن بست نپذیرد این روند در چرخهای از بحرانهای متوالی تکرار خواهد شد. ما امروز با فشردگیِ زمان مواجهیم. آنچه پیشتر در دههها رخ میداد اکنون در ماهها و روزها تجربه میشود. این نامعلومی بیش از هر چیز ریشه در عدمِ تقارنِ میانِ واقعیتهایِ سختِ جامعه و تصمیماتِ انتزاعیِ پشتِ درهای بسته دارد. تا زمانی که فاصلهی میانِ صدایِ کفِ جامعه با اتاقهایِ فکرِ رسمی به اندازهی یک اقیانوس باشد پرسشهای مردم بی پاسخ مانده و این سیاستِ بلاتکلیفی همچون خوره ریشههای انسجام ملی را خواهد جوید. دوام آوردن مردم حالا دیگر یک فضیلتِ اخلاقی نیست که بتوان تا ابد به آن تکیه کرد ؛ یک مکانیسمِ دفاعی ست که در حالِ اتمامِ ظرفیت است. پرسشِ جدیِ امروز نه چگونه دوام آوردن بلکه چگونه متوقف کردنِ این سقوطِ آزادِ اعتماد است. اگر ساختارِ سیاسی به فوریت ؛ پیامی از جنسِ واقع گرایی و اصلاحاتِ ملموس به جامعه مخابره نکند نامشخص بودنِ آینده خود به یقینِ در فروپاشی بدل خواهد شد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع