جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : حداقل ۱۵ نفر از تراستی ( افراد مورد اطمینان نظام برای انتقال پول نفت ) از ایران فرار کردهاند و میلیارد ها دلار ثروت ملی را با خودشان بردهاند. این را مجید رضا حریری ؛ رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین گفته. روایتی دردناک نه از زبانِ یک منتقدِ مغرض یا یک روزنامه نگارِ سیاه نما بلکه از زبانِ یکی از استوانههای نظامِ اقتصادی کشور که پرده را کنار کشیده تا عمق فاجعه را بیش از پیش عیان کند. این خبر تنها یک گزارشِ ساده از یک تخلفِ مالی نیست ؛ این گزارشِ مرگِ حاکمیتِ قانون و سقوطِ اخلاق در ساختارِ حکمرانی ست. وقتی میشنویم ۱۵ نفر که قرار بوده امینِ نظام برای دور زدنِ تحریمها و انتقالِ پولِ نفت باشند ؛ حالا با جیبهای پر از دلار در آن سوی مرزها مشغولِ ساختنِ زندگیهای اشرافی هستند باید پرسید این امین ها را چه کسی گزینش کرده بود ؟
مردم میپرسد چرا نهادهای امنیتی کاری نمیکنند. مگر میشود بدون چراغ سبز یا غفلتِ عامدانه ی همین نهادها میلیاردها دلار ثروتِ این ملت را در چمدان گذاشت و از مرزها خارج شد؟ این تراستیها نه دزدانِ عادی بلکه مُهرِ تاییدِ سیستم بر پیشانی شان بوده است. این یعنی فساد نه در حاشیه بلکه دقیقاً در بطنِ همان سازوکارهایی ست که برای حفظِ نظام طراحی شده است. وقتی در توجیه عدم پرداخت حقوق کارگران یا معلمان ذره ذرهی بودجه را با کمبودِ اعتبار توجیه میکنند ؛ چطور میتوان پذیرفت که میلیاردها دلار از همین ثروت ملی این گونه به راحتی دود شود و به آسمان برود؟ این یعنی سفرهی مردم نه به دلیل تحریم بلکه به دلیلِ تاراجِ سازمان یافته در حالِ کوچک شدن است. سوالِ اصلی این نیست که چرا آنها فرار کردند ؛ سوالِ اصلی این است که سیستمِ امنیتی که برای کنترلِ یک اعتراضِ سادهی مدنی یا یک نوشتهی انتقادی هزاران چشم در خیابانها دارد ؛ چطور در برابرِ سرقتِ کلان از ثروت ملی به چنین کوریِ مصلحتی دچار شده است؟
آیا این نهادها فقط برای سرکوبِ منتقدان ابهت دارند و در برابر غارتگرانِ خودی خلع سلاح میشوند؟ این تراستیها تنها پولِ نفت را نبردهاند که آنها اعتمادِ آخرین بقایایِ معتقد به این ساختار را هم با خود برده اند. آنها به ما یادآور شدند که در این بازیِ نابرابر تعهد به نظام برای عدهای پوششی بوده برای ذخیرهی ثروت در بانکهای خارجی و برای مردم چیزی جز فقر تورم و بی عدالتی باقی نگذاشته است. بی گمان سکوت در برابرِ این غارت خیانت است. وقتی امنیتِ اقتصادیِ این ملت فدایِ نفوذِ آقا زادهها و تراستیهایِ موردِ اطمینان میشود ؛ دیگر چه چیزی برای دفاع باقی میماند؟ این خبر سندِ ورشکستگیِ اخلاقی کسانی ست که ادعایِ پاسداری از ثروتِ این ملت را دارند. تاریخ نامِ این غارتگرانِ عزیز کرده و ناظرانِ خواب زده را در کنارِ هم ثبت خواهد کرد و روزی حتما پاسخ شان را خواهد داد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع