مدارس در حالی خود را برای بازگشایی آماده میکنند که یکی از مطالبات برزمینمانده فرهنگیان همچنان حلنشده باقی مانده است. تشدید مشکلات معیشتی و افزایش نیافتن حقوق معلمان سالهاست که مطرح شده و مختص امروز و دیروز نیست. در شرایطی که تورم بیمحابا شتاب گرفته و بخش زیادی از جامعه از آن عقب ماندهاند، آموزگاران زیر فشار این وضعیت همچنان مشغول آموزش هستند. چالشهای مربوط به حقوق معلمان کم نیست؛ از بحث رتبهبندی گرفته تا نحوه تخصیص بودجه به آموزشوپرورش همواره یکی از نکات موردبحث کارشناسان بوده است. با این حال، آنچه تاکنون حل نشده، مساله معیشت فرهنگیان است. طی روزهای منتهی به مهرماه نیز تجمع اعتراضی این صنف مقابل سازمان برنامه و بودجه با هدف پیگیری مطالبات معلمان برگزار شد. هرازگاهی نیز در اخبار و جراید خبر تجمع فرهنگیان در استانهای مختلف برای پیگیری مطالبات حقوقی و معیشتی خود به گوش میرسد. افرادی که بخش بزرگی از عمر خود را پای تخته کلاس و برای آموزش و آیندهسازی نسلهای بعدی صرف کردهاند حالا خود با دغدغهای به نام معیشت دستوپنجه نرم میکنند.
معلم 170دلار!
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، در حالی که معلمان در آستانه بازگشایی مدارس بیش از گذشته تحتفشار معیشتی قرار دارند، با ابراهیم سحرخیز، معاون اسبق وزارت آموزشوپرورش درباره وضعیت معیشت فرهنگیان، بودجه آموزشوپرورش و مطالبات این قشر بهگفتوگو نشستهایم.
این مقام سابق آموزشی در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره وضعیت معیشتی معلمان و تناسب حقوق آنان با هزینههای زندگی اظهار کرد: در سال جدید، بودجهای که دولت اختصاص داده ۵۸۷هزارمیلیاردتومان است که از بودجه عمومی دولت چیزی کمتر از ۹درصد را شامل میشود. اگر این رقم را بر تعداد دانشآموزان که بیش از ۱۶میلیون نفر هستند، تقسیم کنیم دولت برای هر دانشآموز در یکسال تحصیلی حدود ۳۴میلیونتومان از بودجه عمومی کشور هزینه میکند. اگر این رقم را با دلار ۲۰۰ تا ۲۴۰هزارتومانی محاسبه کنیم، چیزی حدود ۱۵۰ تا ۱۷۰دلار میشود. در سالهای ۹۲ و ۹۳ باوجود مشکلات اقتصادی چیزی حدود ۶۰۰دلار برای هر دانشآموز هزینه میشد. حالا در همین ۱۵۰تا ۱۷۰دلار حقوق معلم، هزینه نیروهای ستاد وزارتخانه و سازمانهای وابسته به آموزشوپرورش نیز قرار دارد. البته بودجه عمرانی نوسازی مدارس را در این محاسبه لحاظ نکردهام بنابراین ما در حال حاضر برای هر دانشآموز کمتر از ۱۷۰دلار هزینه میکنیم.
وی افزود: کدام کشور دنیا را سراغ دارید که دولت برای یکسال تحصیلی دانشآموزی ۱۷۰دلار هزینه کند؟ من چند روز پیش خدمت یکی از اعضای شورایشهر و بازنشسته فرهنگی و دبیر علوماجتماعی بودم. وقتی صحبت از منزلت معلم شد، گفت: در یکی از شهرهای غربی حدود ۴۰میلیونتومان به یک رفتگر شهرداری حقوق پرداخت میشود. در تهران هم احتمالا این رقم باتوجه به صحبتهای شهردار تهران بیشتر است. در مقابل، در آموزشوپرورش حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰هزار معلم، حدود ۱۸میلیونتومان حقوق میگیرند. این عدد ۴۰۰ تا ۵۰۰هزار نفر را من اعلام نکردهام؛ آقای حاجبابایی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس این عدد را اعلام و تلویحا ستاد وزارتخانه نیز آن را تایید کرده است. حالا اگر یکمیلیون معلم داشته باشیم، ۹۰۰هزار معلم داشته باشیم یا بخشی از معلمان سابقه بیشتری داشته باشند و ۳۰ یا ۴۰میلیونتومان دریافت کنند، باز هم پرسش این است که ما بهاندازه یک رفتگر برای یک معلم ارج و منزلت قائل میشویم؟ قصد توهین به هیچ شغلی را ندارم؛ رفتگر عزیز، محترم و دارای منزلت خودش است اما اگر میخواهیم در تعلیم و تربیت اتفاق خوبی بیفتد و کیفیت آموزش ارتقا پیدا کند، باید به جایگاه معلم توجه کنیم. عدالت با حرف اتفاق نمیافتد. اگر عدالت میخواهیم، مهمترین رکن عدالتآموزشی، معلم است.
عدالت پشت تخته
سحرخیز توضیح داد: حتی اگر مدرسه خوب و امکانات خوب داشته باشیم و فرض کنیم محتوای برنامه درسی ما به عالیترین شکل تعریف، تنظیم و تدوین شده باشد و تمام انتظاراتی که در آموزشوپرورش بهلحاظ ایده و تئوری داریم، در برنامه درسی دیده شده باشد، درنهایت این برنامه باید بهوسیله معلم اجرا شود. امروز از معلم بهعنوان راهبر آموزش یاد میکنیم و حتی از مفهوم تسهیلگری هم بالاتر رفته و آموزش مجازی را تجربه کردهایم. در کشوری مانند فرانسه نیز تاکید شده تا پایه ششم حتی از هوشمصنوعی استفاده نشود و موبایل و لپتاپ وارد کلاس نشود. آنجا معلم فعال مایشاء است و آموزش را رهبری میکند. اگر معلم نباشد، اتفاقی در آموزش نمیافتد بنابراین این معلم باید جایگاه داشته باشد و حداقل بتواند زندگی خود را تامین کند. معلم نباید دغدغه معیشت داشته باشد. صبح که به کلاس میرود، نباید اندوه معیشت او را غافلگیر و گرفتاریهای روزمره زندگی او را اسیر خود کند. اگر معلم درگیر این مسائل باشد، نمیتواند در کلاس موفق باشد یا ممکن است مضحکه دانشآموز شود یا خدایناکرده مجبور شود به شکل دیگری واکنش نشان دهد. درنهایت نتیجه این وضعیت در امتحانات، کنکور و در بلندمدت در کیفیت آموزش کشور اثر میگذارد و ما قافیه را میبازیم.
آیندهفروشی آموزشی
سحرخیز با انتقاد از نگاه حاکم بر بودجه آموزشوپرورش بیان کرد که من تعجب میکنم در آموزشوپرورش میگوییم هزینه بلکه باید بگوییم سرمایهگذاری. آیا باید برای آینده کشور فقط ۱۷۰دلار بهازای هر انسان سرمایهگذاری کرد؟ توسعه نه به نفت است، نه به معدن و نه به طلا؛ توسعه به آدمهاست و این آدمها هستند که باید ایران را بسازند. قصه حقوق معلمان به برنامه اول، دوم، سوم و ششم توسعه برمیگردد. ما یکحلقه و یکمکتب در ایران به نام مکتب نیاوران داریم. این مکتب متشکل از گروهی اقتصاددانان است که بهلحاظ مشی و ایده علمی، نئولیبرال هستند و معتقدند که دولت وظیفه اجتماعی ندارد و اعتقادی به دولت رفاه ندارند. افرادی مانند آقایان واعظی، نوبخت و حتی خود آقای مدنیزاده از اسامی هستند که میتوانم به آن اشاره کنم. این افراد معتقدند دولت نباید در آموزشوپرورش و حتی درمان هزینه کند. در بیمارستانها طرح خودگردان شدن بیمارستانها را اجرا کردند که شکست خورد و حالا بهتدریج همین نگاه در نظام آموزشی دنبال میشود. این تفکر اجازه نمیدهد حتی اگر تحریم هم نباشد و در دوران رونق اقتصادی هم بهسر ببریم، سهم آموزشوپرورش از بودجه افزایش قابلتوجهی پیدا کند.
این مقام سابق نظام آموزشی ادامه داد: امروز بهانه جنگ و تحریم و نبود پول هم وجود دارد اما اصل تفکر این است که آموزشوپرورش و سلامت باید از گردن دولت ساقط شود و در اختیار مردم قرار بگیرد. وقتی میگویند مردم منظورشان سیستم بازار است و معتقدند دست نامرئی بازار باید همهچیز را کنترل کند؛ آموزش هم یکی از این حوزههاست. بههمینخاطر اخیرا ایدهای در مجلس مطرح شده که تحتعنوان تقویت نظام آموزشوپرورش است. در مقدمه این طرح گفته شده دولت هر کاری بکند، بیشتر از ۸ یا ۹درصد نمیتواند به آموزشوپرورش بودجه اختصاص دهد. بعد راهکار این است که مدرسه را از یک جایگاه فرهنگی و اجتماعی به یک بنگاه اقتصادی تبدیل کنیم و آموزشوپرورش معاونت اقتصادی داشته باشد.
مدرسه در تله اقتصاد
سحرخیز میگوید: میگویند آموزشوپرورش مدیریت بر منابع را بلد نیست و باید اقتصاددانها وارد این وزارتخانه شوند و هر مدرسه به یک بنگاه درآمدزایی تبدیل شود. حتی گفته شده برای اینکه مدیران تشویق شوند، درآمد بیشتری کسب کنند، درصدی از این درآمد بهعنوان پاداش به مدیر مدرسه داده شود. مقدمه این کار، هیاتامنایی شدن مدارس است. هیاتامنا در عمل جایگزین انجمن اولیا و مربیان میشود و از والدین دانشآموزان یا افراد بیرون از مدرسه تشکیل میشود. فلسفه این کار چیست؟ میگویند از مدیر برنامه میخواهیم. مدیری که سرانه ندارد چه کار کند؟ میگویند از اولیا پول بگیرد. هیاتامنا مصوب میکند و مدیر از جیب مردم هزینه میگیرد. مدرسه چرا باید تبدیل به یک بنگاه درآمدزایی شود؟ چند سال قبل در تهران طبقات دوم بعضی مدارس را به دندانپزشک اجاره میدادند یا حیاط مدرسه را در بعضی مناسبتها برای مراسم اجاره میدادند تا برای مدرسه درآمد ایجاد شود. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، شاید چند سال آینده پشت جلد کتابهای درسی را هم به بنگاههای اقتصادی بفروشیم تا تبلیغات کالاهای مختلف در آن قرار بگیرد!
معاونت اقتصادی در آموزشوپرورش در برخی بخشها میتواند معنا داشته باشد. برای مثال در هنرستانی که فعالیت صنعتی و تولیدی دارد، میتوان مسیر تولید را تقویت و محصولات را عرضه کرد، نمایشگاه زد و سفارش گرفت اما یک مدرسه ابتدایی در یک روستای دورافتاده چگونه میخواهد تبدیل به بنگاه درآمدزا شود؟ همه مدارس در کنار خیابان و پاساژ قرار نداشته و شرایط تهران را ندارند. این تفکر با مفهوم مدرسه بهعنوان یک بنگاه فرهنگی و آموزشی سازگار نیست. مدرسه بنگاه اقتصادی نیست. این تفکر میگوید دولت نمیخواهد در آموزشوپرورش هزینه کند و میخواهد این ساختار را بهسمت مردم و بازار سوق دهد. وقتی شما ۱۷۰دلار برای آموزش هزینه میکنید و ارزش پول را کاهش میدهید و تورمی ایجاد میشود که یکشبه سفره مردم را خالی میکند، دیگر افزایش حقوق بهتنهایی خاصیت خود را از دست میدهد. رتبهبندی هم اگر قرار بوده جایگاه معلم را ارتقا دهد، صرفا با عنوان و رتبه محقق نمیشود.
وی افزود: این طرح به برنامههای توسعه برمیگردد و قرار بود معلم تناسب و سنخیتی با استاد دانشگاه پیدا کند اما آنچه اجرا شد، رتبههای مختلفی بود. استادمعلم، استادیارمعلم، مربیمعلم و عناوین دیگر اما با حرف که نمیشود زندگی را تامین کرد. شما به من بگویید ژنرال ولی اگر زندگی من را تامین نکنید، این عنوان چه فایدهای دارد؟ آدمها با اسمی که روی آنها گذاشته میشود، نمیتوانند خرید کنند. اگر معلم قدرت خرید نداشته باشد، عنوان دیگر خاصیتی ندارد. عدالت هم بدون توجه به معلم محقق نمیشود. چرا به معلم توجه نمیکنیم؟
طبقاتیشدن آموزشوپرورش
سحرخیز در ادامه با اشاره به سیاستهای گذشته در قبال مدارس دولتی گفت: آقای حسن روحانی در سالهای ۹۳ یا ۹۴ زمانی که بودجه را به مجلس تقدیم میکرد، اظهار داشت: مجلس کمک کند تا هر سال بین ۱۰ تا ۱۵درصد مدارس دولتی را به مردم واگذار کنیم. وقتی مدارس عادی دولتی واگذار شوند مردم چه کار کنند؟ این نگاه مقدمه طبقاتیشدن آموزشوپرورش شد. امروز مدارسی در تهران داریم که شهریههای میلیاردی دارند و فقط افراد خاص مانند آقازادهها میتوانند در آنها ثبتنام کنند. مدارس لوکس و لاکچری وجود دارد و در مقابل، خانوادههایی هستند که توان تامین هزینههای تحصیل فرزندانشان را ندارند. نتیجه این وضعیت را در افزایش بازماندگان از تحصیل هم میتوان دید. اگر مردم توان خرید لوازم مدرسه، کیف، لباس و تهیه سرویس دانشآموزی را نداشته باشند، نمیتوانیم تمام مساله را به جنگ و شرایط خاص نسبت دهیم. مساله قدرت خرید خانوادههاست.
آموزش و سلامت در اولویت دولت نیست
این معاون پیشین نظام آموزشی میگوید: این تفکر بهنظرم نشان میدهد دولت نمیخواهد در آموزشوپرورش هزینه کند و آموزش و سلامت مردم در اولویت نیست. در حالی که اگر قرار است عدالتآموزشی محقق شود، باید مدرسه را تقویت کنیم نه اینکه آن را بهسمت درآمدزایی سوق دهیم. میگویند آموزشوپرورش دولتی در ایران گران اداره میشود و باید ارزانتر اداره شود؛ بعد برای ارزان ادارهکردن آموزشوپرورش، بهجای استخدام معلم رسمی، سراغ خرید خدمات آموزشی میروند. یک معلم خرید خدماتی هرچقدر هم تلاش کند، با هزینه کمتر نمیتوان کیفیت آموزش را حفظ کرد. نتیجه معلم ارزانقیمت، آموزش ارزانقیمت است و درنهایت کیفیت آموزش پایین میآید. سحرخیز در پایان درباره قدرت خرید معلمان گفت: ما نمیتوانیم فقط بگوییم حقوق معلم چقدر افزایش پیدا کند. اگر امروز حقوق معلم را ۸۰میلیونتومان قرار دهیم و فردا تورم، ارزش همین ۸۰میلیونتومان را از ۲۰میلیونتومان امروز هم کمتر کند، باز به نقطه اول برگشتهایم. بعضی اقتصاددانان میگویند ممکن است سال آینده دلار به ۴۰۰ یا ۵۰۰هزارتومان برسد. اگر مهر سال آینده دلار به این ارقام برسد، افزایش حقوق چه معنایی خواهد داشت؟ اگر قرار است قدرت خرید معلم حفظ شود، باید برای آن راهکار داشت. حفظ قدرت خرید لزوما فقط با افزایش حقوق حاصل نمیشود و میتوان کمکهای غیرنقدی، تامین کالاهای اساسی و حمایتهای معیشتی را نیز در نظر گرفت تا حقوق نقدی معلم صرف سایر هزینههای زندگی شود. من اقتصاددان نیستم که بگویم حقوق معلم دقیقا باید چقدر افزایش پیدا کند. واقعا چشمانداز روشنی از تورم وجود ندارد، اگر روندی که در دولت آقای پزشکیان اتفاق افتاده، با همین سرعت ادامه پیدا کند، معتقدم با افزایش حقوق بهتنهایی نمیتوان به هدف حفظ قدرت خرید معلمان رسید. مساله اصلی این است که آموزشوپرورش باید بهعنوان سرمایهگذاری برای آینده کشور دیده شود. اگر معلم دغدغه معیشت داشته باشد و قدرت خریدش روزبهروز کاهش پیدا کند، نمیتوان انتظار داشت کیفیت آموزش نیز بدون آسیب باقی بماند. آموزش کشور با معلم معنا پیدا میکند و اگر به معلم توجه نکنیم، در بلندمدت هزینه آن را در کیفیت آموزش و آینده کشور خواهیم پرداخت.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع