ابعاد و پیامدهای افزایش قیمت بنزین

مجید گودرزی عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : افزایش قیمت بنزین، نه زمینه اجتماعی مناسب  را دارد ، نه کشش اقتصادی لازم را و نه دولت سابقه خوبی در هدفمندی و اصلاح قیمت ها داشته است .تجربه سال ۹۸ نشان می دهد دولت باید برای هر سانتیمتر حرکت به سمت افزایش قیمت بنزین محاسبات بسیار دقیقی داشته باشد. این یک موضوع شفاف است که متاسفانه هم بحرانهای اجتماعی گسترده تر شده و قدرت خرید مردم نسب به سال ۹۸ بشدت کاهشی بوده و به اصطلاح «کارد به استخوان» رسیده است .
سیاست بنزین ارزان و خودرو گران، هم خودرو سازی ما را عقب مانده کرد و هم سرمایه های زیادی را به تاراج داد و دود کرد . میانگین مصرف سوخت خودرو در جهان به سمت ۵/۴ لیتر در هدف‌گذاری شده  و هنوز مصرف سوخت خودروهای داخلی نزدیک ۹ لیتر در هر صد کیلومتر است. این یعنی مصرف حدود ۴۰ درصد بیشتر از مصرف بهینه در جهان .
روزانه در کشور ۲۶۵ میلیون لیتر سوخت مصرف می شود که اگر همانند بخش خودرویی بتوان ۴۰ درصد کاهش مصرف را با استانداردهای روز دنیا بدست آورد، در مجموع رقم هنگفتی قابل صرفه جویی با مصرف بهینه است .
کاهش محدودیتهای واردات خودروهای روز دنیا می تواند جهش بزرگی هم در درآمدهای دولت ، هم کاهش هزینه های تعمیر و نگهداری ، هم در کاهش تلفات جاده ای، هم در مصرف سوخت و هم اجبار خودرو سازان به رشد و توسعه داشته باشد .
اکنون هزینه هر لیتر سوخت در جهان حدود ۱/۲ دلار است که چیزی در حدود ۱۹۲ هزار تومان می شود. توزیع سوخت ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومانی هم، فاصله بسیار زیادی با بازارهای جهانی دارد .
قاچاق روزانه ۲۵ میلیون لیتر سوخت  در سال ۹/۱۲۵/۰۰۰/۰۰۰ لیتر سوخت یارانه ای را از کشور خارج می کند و اگر اختلاف هر لیتر را حتی ۱۸۰ هزار تومان در نظر بگیریم ، سالانه 1/642/500/000/000/000یارانه از کشور خارج می شود .اما در این بین دو موضوع مهم باید مورد توجه قرار گیرد؛
اول آنکه قیمت دلار غیر واقعی و کاذب محض است دوم آنکه قدرت خرید مردم قابلیت تحمل شوک جدید را ندارد. سرکوب تقاضا بقدری در سالهای گذشته زیاد شده است که هر تغییر قیمت حتی کوچک هم، بحرانهای بزرگی در سفره مردم ایجاد خواهد کرد.
از سوی دیگر هم شکاف های اجتماعی و سیاسی در سطح بسیار بالایی قرار گرفته و ذینفعان این رانت بزرگ و مردمی که بشدت تحت فشار معیشتی هستند حتما بدتر از سال ۹۸ به خیابان خواهند آمد.
🔺راهکار مناسب برای بهره بردن از بازگشت تعادل به این بخش مهم اقتصاد ، شرافت و صداقت دولتمردان است . دولت باید با مردم صادق باشد تا بتواند این رقم هنگفت را به اقتصاد برگرداند و صادقانه با همکاری مردم بتواند از خروج سرمایه ها از کشور جلوگیری کند. اما تجربه مردم از هدفمندی و اصلاح قیمتها بحرانهای بزرگ معیشتی بوده است و حتما در این مورد هم مقاومت خواهند کرد. مافیای سوخت هم مانع بزرگتری برای دولت خواهد بود .
از سوی دیگر اگر دولت بفکر کاسبی از اصلاح قیمتها نباشد، با این سرمایه عظیم می شود فقر مطلق را در بخش بزرگی از جامعه ریشه کن کرد.
تجربه نشان داده است تأثیر واقعی سازی قیمتها، غیر واقعی ، فزاینده و چندین برابری است . اما باید سهم سوخت در بهای تمام شده کالاها و خدمات بدرستی محاسبه و از سوء استفاده از این برنامه دولت با قدرت جلو گیری شود.
مردم اکنون بین بد و بدتر، بد را انتخاب کرده اند و قاچاق گسترده و خروج سرمایه ها از کشور را به هدفمند ی دولت ترجیح می دهند. چون هدفمندی دولت بحران بزرگتری را در معیشت آنها رقم خواهد زد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 7 =