دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : تصور کنید یکی از دانشمندان ارشد برنامه هستهای کشور ــ مردی که سالها در سایه و دور از چشمها فعالیت کرده بود ــ هر روز، بیآنکه حتی گامی اشتباه بردارد، از کنار مودمهای خانه، لابی آپارتمان یا محل کار خود عبور میکرد؛ امواجی که هر روز در اطرافش جریان داشتند و هیچکس به آنها مشکوک نبود.
پس از ترور، نگاهها به نفوذی ها و بهویژه جاسوسان مقیم معطوف شد. اما حقیقت، بسیار بیصداتر و هولناکتر بود:جاسوسها شاید پیش از آنکه وارد این مکانها شوند، او را دیده بودند؛ نه با دوربین، نه با شنود و نه با هیچ ابزار قابل مشاهدهای، بلکه از طریق امواجی «مودم وای فای» که همهجا حضور داشتند و هیچکس آنها را جدی نمیگرفت.
وایفای؛ جاسوس نامرئی خانه
مودم کوچک گوشه اتاق، همان که برای اتصال لپتاپ و تلویزیون استفاده میشد، تبدیل به چشم سوم مهاجمان شده بود.
امواج رادیویی، هنگام عبور از بدن دانشمند، الگوی خاصی ایجاد میکند؛ «امضای طیفی انسانی» که مانند اثر انگشت، منحصر به فرد بود. مهاجمان، با یک گیرنده ساده و نرمافزار آموزشدیده، این امضا را خوانده و تشخیص داده بود.
او میدانست دانشمند کجا میایستد، چگونه راه میرود، چه زمانی در خانه تنهاست.او حتی میدانست که امشب، ساعت ۲۳:۴۰، لحظهای کوتاه وجود دارد که در آن، هدف پشت دیوار جنوبی قرار میگیرد؛ جایی که ورود بیصدا ممکن است.
عملیات: «تصویرسازی از پشت دیوار»
سیستم دشمن، با استفاده از اطلاعات «بازخورد شکلدهی پرتو (BFI)» که دستگاههای خانه نظیر لپ تاپ ، گوشی و …به مودم ارسال میکردند، نقشهای سهبعدی از فضای داخلی ساخته بود.
بدون نیاز به هک، بدون نیاز به نفوذ دیجیتال؛این اطلاعات رمزگذاری نشده بودند و هر کسی در محدوده سیگنال میتوانست و می تواند آنها را بخواند.
مدل یادگیری ماشینی، که پیشتر با صدها نمونه آموزش دیده بود، در چند ثانیه تشخیص میداد که «این شکل، این حرکت، این امضا حرکتی» متعلق به همین دانشمند است.
در واقع، مهاجم حتی نیازی نداشت که هدف تلفن همراهش را روشن کند؛ وجود چند دستگاه وایفای فعال در خانه و آپارتمان کافی بود تا خانه ، خودش علیه صاحبش جاسوسی کند.
وقتی ترور ها صورت می گیرد ، دانشمندان هنوز متوجه نشده بودند که دیوارها، آنها را لو دادهاند.آنها تصور میکرد تنها هستند.اما دشمن، پیش از ورود، دقیقاً میدانست که هدف پشت کدام دیوار ایستاده، در چه زاویهای، و حتی با چه سرعتی حرکت میکند.
ضربه، بسیار دقیق بود.چنان دقیق که بعدها کارشناسان گفتند: «این سطح از دقت، بدون دید مستقیم، غیرممکن است.»
اما ممکن شده بود.به لطف وایفای.
یعنی سیگنال وایفای از بدن هدف عبور میکند و دچار تغییرات فاز و دامنه میشود این تغییرات که ناشی از جابجایی قفسه سینه در هنگام تنفس، حرکت دستها و حتی ضربان قلب است توسط یک گیرنده غیرفعال در برداشت میشود سپس الگوریتمهای پردازش سیگنال ویژگیهای منحصربفرد این انعکاسها را استخراج میکنند این ویژگیها شامل فرکانس تنفس، ریتم حرکتی، نحوه نشستن و برخاستن، زاویه قرارگیری اندامها و حتی توزیع وزن بر روی صندلی است این الگوها با پایگاه دادهای از رفتارهای ثبت شده در روزها و هفته های پیشین مقایسه میشوند هر فرد الگوی حرکتی خاص خود را دارد که مانند اثر انگشت قابل تکرار نیست در نهایت سیستم با تطابق این الگوها هویت فرد را با دقتی بسیار بالاتر از تشخیص چهره یا اثر انگشت تأیید یا رد میکند نکته کلیدی این است که این فرآیند هیچگونه سیگنال فعالی از سوی مهاجم تولید نمیکند و صرفاً مبتنی بر امواج موجود در محیط است به همین دلیل هیچ ابزار قابل شناسایی در بازرسیهای فنی کشف نمیشود و هدف هرگز نمیداند که در حال رصد شدن است
فرایند علمی این تکنولوژی در ۸ گام در سایت فساد نیوز به آدرس زیر آورده شده است
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع