جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در مسیر شهر مراغه به سمت قله سهند کنار جاده هزاران تن سیب روی زمین مانده و در حال نابودی ست. محصولی که برای به ثمر رسیدنش ماهها آب ؛ کود ؛ سم ؛ دستمزد کارگر ؛ هزینه حملونقل ؛ نگهداری و مراقبت صرف شده اما حالا به جای آنکه راهی بازار مصرف شود و به سفره مردم برسد ؛ زیر آفتاب و در دل خاک در حال پوسیدن است. تصویری روشن از نابودی سرمایه ملی ؛ اتلاف منابع آبی ؛ هدر رفت انرژی و لگد مال شدن حاصل یک سال زحمت انسانهایی که با هزار امید باغ هایشان را زنده نگه داشتهاند. کشاورزان ما باید تاوان کدام ناکارآمدی را در این سرزمین بدهند. آیا پیش از برداشت محصول ؛ کسی مسئولیت تنظیم بازار ؛ پیش بینی میزان تولید ؛ فراهم کردن زیر ساختهای نگهداری ؛ خرید تضمینی و ایجاد مسیرهای مطمئن صادراتی را بر عهده نداشته است.
آیا نمیشد پیش از آنکه محصول روی زمین تلنبار شود برای فروش ؛ فرآوری ؛ صنایع تبدیلی و ذخیره سازی آن چارهای اندیشید. چطور ممکن است در منطقهای که تولید سیب بخش مهمی از اقتصاد و معیشت مردم آن را تشکیل میدهد ؛ هزاران تن محصول به مرحله نابودی برسد و در برابر این فاجعه پاسخ روشنی هم از مسئولان شنیده نشود. کشاورز یک سال هزینه کرده اما اکنون باید محصولش را با چشم خود ببیند که دارد میپوسد. او نه فقط درآمدش را از دست میدهد بلکه با بدهی ؛ هزینههای انباشته و نگرانی برای سال آینده روبهرو میشود. در چنین شرایطی چه انگیزهای برای ادامه تولید باقی میماند. مسئله فقط امروز نیست. وقتی کشاورز از چرخه تولید ناامید شود ؛ فردا باید نگران باغهایی باشیم که دیگر رسیدگی نمیشوند. زمینهایی که از چرخه تولید خارج میشوند و سفرههایی که از ثمره تلاش همین مردم محروم خواهند شد. مسئولان مربوطه نباید پشت واژههایی مانند اشباع بازار ؛ کاهش قیمت یا نبود مشتری پنهان شوند.
اینها توضیح مسئلهاند نه پاسخگویی به آن. مدیریت یعنی پیش بینی بحران پیش از وقوع نه حضور در صحنه پس از نابودی محصول و انتشار چند تصویر تأسف بار. اکنون انتظار میرود جهاد کشاورزی ؛ مسئولان استانی ؛ سازمان تعاون روستایی و دستگاههای متولی بازار به صورت شفاف اعلام کنند چه برنامهای برای جمع آوری ؛ خرید ؛ نگهداری و فرآوری این حجم از محصول دارند و چرا چنین وضعیتی پیش آمده است. سیب های گندیده در مسیر قله سهند ؛ آینهای از یک ناکارآمدی تلخاند. جایی که کشاورز هزینه تولید را میپردازد ؛ طبیعت منابعش را خرج میکند ؛ اما حاصل کار نه به جیب تولید کننده میرود و نه به سفره مصرف کننده میرسد. این تصاویر باید برای مدیران یک هشدار جدی باشد. زیرا هیچ اقتصادی با نابود کردن حاصل دسترنج تولید کننده به قله پیشرفت نمیرسد. سیبها امروز روی زمین میپوسند اما آنچه نباید اجازه داد بپوسد امید کشاورزی ست که هنوز با هزار زحمت به درختانش دل بسته است و به چیدن سیب هایی دل خوش است که می تواند از آن ارتزاق کند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع