شمارهای که دروغ میگوید
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، یکی از روشهای مورد استفاده کلاهبرداران، جعل شناسه تماس یا اصطلاحا Caller ID Spoofing است؛ روشی که در آن تماسگیرنده میتواند شمارهای متفاوت از شماره واقعی مبدا را به مخاطب نمایش دهد. به این ترتیب ممکن است تماس با شمارهای ظاهرا معتبر، متعلق به یک سازمان یا حتی یک فرد آشنا برقرار شود در حالی که صاحب واقعی آن شماره هیچ نقشی در تماس ندارد. اهمیت این موضوع در آن است که شماره نمایشدادهشده روی گوشی دیگر نمیتواند بهتنهایی سند قابلاتکایی برای شناسایی هویت تماسگیرنده باشد. نهاد تنظیم مقررات ارتباطات بریتانیا (Ofcom) نیز جعل شناسه تماس را یکی از روشهای فریب کاربران معرفی کرده و در سال۲۰۲۵ از تشدید الزامات اپراتورها برای مسدودسازی برخی تماسهای بینالمللی با شمارههای ثابت جعلی بریتانیا خبر داده است. این اقدام نشان میدهد مقابله با چنین پدیدهای با توصیه به کاربران برای احتیاط امکانپذیر نیست و زیرساختهای مخابراتی نیز باید در شناسایی و مهار تماسهای جعلی نقش فعال داشته باشند.
نکته نگرانکننده اینجاست که در چنین شرایطی، هزینه تشخیص تماس معتبر از تماس جعلی عملا به دوش مصرفکننده افتاده است؛ شهروندی که نه به ابزارهای تخصصی شناسایی تماس مجهز است و نه لزوما دانش فنی لازم برای تشخیص دستکاری شناسه تماس را دارد. از او انتظار میرود به شماره اعتماد نکند، اطلاعات ندهد، فریب نخورد و مراقب باشد اما پرسش اساسی این است که سهم شرکتهای ارتباطی و نهادهای مسوول در جلوگیری از ورود چنین تماسهایی به شبکه ارتباطی مردم کجاست؟ اگر جعل شماره تلفن را بتوان یکی از تهدیدهای قدیمیتر ارتباطات دانست، شبیهسازی صدا با هوشمصنوعی سطح تازهای از این تهدید را ایجاد کرده است. فناوریهای تولید و بازسازی صدا به افراد امکان میدهند با استفاده از نمونههای صوتی، صدایی بسیار شبیه به صدای یک شخص واقعی تولید کنند. در این میان، محتوای صوتی منتشرشده در شبکههای اجتماعی، پیامهای ضبطشده و ویدئوهای عمومی میتوانند به منابعی برای تهیه نمونه صدای افراد تبدیل شوند. در چنین سناریویی، کلاهبردار دیگر مجبور نیست با یک شماره ناشناس یا هویت ساختگی اعتماد مخاطب را جلب کند، او میتواند خود را در قالب فرزند، خواهر، برادر یا یکی از نزدیکان فرد معرفی کند و با ایجاد یک موقعیت اضطراری، مخاطب را به تصمیمگیری عجولانه سوق دهد. درخواست کمک مالی فوری، ادعای تصادف یا گرفتاری، تاکید بر محرمانهماندن ماجرا و ایجاد فشار روانی، ازجمله شگردهایی هستند که میتوانند قربانی را از فرصت بررسی و راستیآزمایی محروم کنند.
این نگرانی صرفا یک فرضیه فناورانه نیست. پلیس فدرال آمریکا (FBI) در هشدارهای امنیتی خود در سال۲۰۲۵ درباره استفاده از صداهای تولیدشده با هوشمصنوعی برای جعل هویت افراد شناختهشده و نزدیکان هشدار داده است. کمیسیون تجارت فدرال آمریکا (FTC) نیز توضیح داده که مجرمان ممکن است با استفاده از یک نمونه صوتی کوتاه از صدای یکی از اعضای خانواده، تماس اضطراری ساختگی برقرار کنند و مخاطب را به ارسال پول ترغیب کنند. در ایران نیز پلیس فتا در مرداد۱۴۰۵ نسبتبه سوءاستفاده مجرمان از فناوری دیپفیک و شبیهسازی صدای نزدیکان برای کلاهبرداری هشدار داده است. این هشدار نشان میدهد موضوع از سطح نگرانیهای نظری عبور کرده و به مسالهای تبدیل شده که نهادهای مقابله با جرائم سایبری نیز نسبتبه آن اعلام خطر کردهاند اما بخش نگرانکننده ماجرا فقط توانایی فناوری در تقلید صدا نیست، مساله، هدفگرفتن عواطف انسانی است. کلاهبردار میداند که شنیدن صدای فرزند یا یکی از اعضای خانواده در شرایط بحرانی میتواند قدرت تصمیمگیری منطقی را کاهش دهد. در چنین لحظهای، قربانی ممکن است پیش از آنکه فرصت بررسی هویت تماسگیرنده را پیدا کند، به درخواست او پاسخ دهد. به این ترتیب، فناوری نهصرفا برای جعل صدا بلکه برای سوءاستفاده از اعتماد، ترس و نگرانی انسان به کار گرفته میشود.
اعتماد؛ قربانی فناوری یا ضعف نظارت؟
از طرفی نمیتوان تمام مسوولیت این وضعیت را به گردن پیشرفت فناوری انداخت. هوشمصنوعی بهخودیخود ابزار کلاهبرداری نیست همانطورکه تلفن، اینترنت و سایر فناوریهای ارتباطی نیز ذاتا با هدف فریب کاربران طراحی نشدهاند. مساله اصلی، فاصله میان سرعت توسعه ابزارهای فناورانه و توانایی نظامهای نظارتی، امنیتی و حقوقی در مقابله با سوءاستفاده از آنهاست. وقتی امکان جعل شماره تماس، تولید صدای مشابه و طراحی سناریوهای پیچیده فریب فراهم شده، انتظار میرود سازوکارهای شناسایی و مقابله با این تهدیدها نیز متناسب با آن توسعه پیدا کنند. اپراتورهای ارتباطی باید درباره روشهای تشخیص و مسدودسازی تماسهای جعلی، نحوه رسیدگی به گزارشهای مردمی و میزان اثربخشی سامانههای مقابله با مزاحمت و کلاهبرداری پاسخگو باشند. نهادهای نظارتی نیز باید مشخص کنند چه استانداردهایی برای حفاظت از مشترکان وجود دارد و درصورت تکرار تماسهای جعلی، چه سازوکاری برای پیگیری و جبران خسارت در نظر گرفته شده است. در این میان نبود اطلاعات عمومی و منظم درباره حجم تماسهای جعلی، میزان خسارتهای ناشی از کلاهبرداری تلفنی، تعداد شکایتهای ثبتشده و سهم روشهای مبتنیبر جعل هویت، خود یک مساله قابل نقد است. بدون انتشار آمار تفکیکشده و قابل ارزیابی، نمیتوان ابعاد واقعی این تهدید را سنجید و درباره عملکرد دستگاههای مسوول قضاوت مستند داشت. هشدارهای پراکنده، هرچند ضروریاند، جایگزین گزارشدهی شفاف و پاسخگویی نهادی نمیشوند.
کارشناسان امنیت سایبری توصیه میکنند در صورت دریافت درخواست اضطراری مالی از سوی فردی آشنا، تماسگیرنده از طریق شمارهای که از قبل در اختیار داریم، دوباره بررسی شود. قطع تماس و برقراری ارتباط مستقل با شخص موردنظر، تماس با یکی دیگر از اعضای خانواده و استفاده از یک عبارت یا رمز توافقشده خانوادگی میتواند احتمال فریب را کاهش دهد همچنین نباید صرفا براساس صدای آشنا، نمایش شماره معتبر یا اصرار تماسگیرنده بر فوریت موضوع، اقدام مالی انجام داد اما این راهکارها نیز نباید بهانهای برای نادیدهگرفتن مسوولیت نهادهای متولی باشد. امنیت ارتباطات یک مسوولیت جمعی و در عین حال ساختاری است؛ مسوولیتی که بخش مهمی از آن برعهده کسانی قرار دارد که زیرساخت، خدمات و قواعد این ارتباطات را مدیریت میکنند.
زنگ خطر برای نظام ارتباطی
مساله تماسهای جعلی و کلاهبرداریهای صوتی را نباید در ردیف مزاحمتهای روزمره تلفنی قرار داد. وقتی شهروند برای پاسخدادن به یک تماس ساده دچار تردید میشود، وقتی شماره نمایشدادهشده دیگر نشانه قابلاتکایی از هویت تماسگیرنده نیست و وقتی حتی صدای یک عضو خانواده نیز امکان جعل پیدا میکند، با مسالهای فراتر از یک تخلف ارتباطی روبهرو هستیم و آن فرسایش اعتماد به سازوکار ارتباطات است. در چنین وضعیتی، پرسش اصلی دیگر این نیست که چرا مردم به شمارههای ناشناس پاسخ نمیدهند بلکه باید پرسید چرا شهروندان برای استفاده از یک امکان عادی ارتباطی، ناچارند تا این اندازه محتاط و بدبین باشند؟ چرا مقابله با تماسهای جعلی نباید پیش از رسیدن آنها به تلفن مردم آغاز شود؟ چه کسی باید هزینه ضعف سازوکارهای شناسایی و نظارت را بپردازد؟ فناوری قرار بود ارتباط میان انسانها را سریعتر، آسانتر و امنتر کند اما اگر نتیجه توسعه آن این باشد که مردم به شمارهها، صداها و حتی هویت نزدیکان خود مشکوک شوند، نمیتوان از پیشرفت فناوری سخن گفت و پیامدهای اجتماعی آن را نادیده گرفت. اعتماد، یکی از پایههای ارتباطات است و از دست رفتن آن با چند توصیه امنیتی یا هشدار مقطعی بازسازی نمیشود. آنچه امروز ضرورت دارد، عبور از هشداردهی صرف و حرکت بهسمت مسوولیتپذیری واقعی، شفافیت آماری، تقویت نظارت بر اپراتورها و ایجاد سازوکارهای موثر برای شناسایی و مقابله با جعل هویت است چون در نهایت شهروند نباید برای فهمیدن اینکه چه کسی پشت خط است، به اندازه یک کارشناس امنیت سایبری دانش و مهارت داشته باشد؛ این وظیفه نظام ارتباطی است که تا حد امکان، امکان فریب و سوءاستفاده را از مجرمان بگیرد، نه اینکه تمام بار تشخیص و پیشگیری را بر دوش مردم بگذارد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع