مهندس عبدالله زمانی تونی کارشناس مدیریت توسعه شهری و عضو شورای سردبیری اقتصاددان طی یادداشتی تحلیلی در خصوص وضعیت آشفته اقتصاد در ایران و تبعات آن در آینده اینچنین مطرح نمودند:
امروز شرایط اقتصادی کشور به یکی از جدیترین دغدغههای مردم تبدیل شده است. افزایش مداوم قیمتها، کاهش قدرت خرید، نوسانات بازار ارز و دشواری تأمین هزینههای زندگی، فشار زیادی بر خانوادهها وارد کرده است. واقعیت این است که آثار مشکلات اقتصادی دیگر فقط در آمار و گزارشهای رسمی دیده نمیشود؛ بلکه مردم با این معضل هر روز در خریدهای معمولی،هزینه های جاری ، هزینه مسکن، تأمین نیازهای اولیه و برنامهریزی برای آینده روبهرو هستند.
آنچه بیش از افزایش قیمتها نگرانکننده به نظر میرسد، از بین رفتن اطمینان مردم نسبت به آینده اقتصادی است. خانوادهای که نمیداند چند ماه دیگر با چه هزینههایی مواجه خواهد شد، نمیتواند برای پسانداز، خرید مسکن، هزینه تحصیل فرزندان یا حتی تأمین نیازهای معمول زندگی برنامهریزی کند. این وضعیت بهتدریج کیفیت زندگی را کاهش میدهد و فشار اقتصادی را از یک مسئله مالی به یک مسئله اجتماعی تبدیل میکند.
در بخش تولید و سرمایهگذاری نیز شرایط چندان امیدوارکننده نیست. وقتی تولیدکننده با نوسان قیمت مواد اولیه، مشکلات تأمین مالی، تغییرات مکرر مقررات و نبود ثبات در بازار مواجه است، طبیعی است که برای توسعه فعالیت خود با احتیاط بیشتری تصمیم بگیرد. نتیجه این وضعیت میتواند کاهش سرمایهگذاری، محدودشدن فرصتهای شغلی و تضعیف توان تولیدی کشور باشد. اقتصادی که در آن سرمایهگذار نسبت به آینده اطمینان نداشته باشد، نمیتواند مسیر رشد پایداری را تجربه کند.
نگرانی دیگر، تأثیر این شرایط بر نسل جوان و نیروهای متخصص است. جوانی که سالها برای تحصیل و کسب مهارت تلاش کرده، انتظار دارد بتواند متناسب با توانایی خود شغل و آینده مناسبی داشته باشد. وقتی چنین فرصتی فراهم نباشد، ناامیدی افزایش پیدا میکند و مهاجرت به یکی از گزینههای جدی پیش روی بخشی از نیروهای متخصص تبدیل میشود. از دست دادن این سرمایه انسانی، خسارتی است که آثار آن شاید امروز بهطور کامل دیده نشود، اما در سالهای آینده خود را نشان خواهد داد.در حوزه اجاره بهای مسکن، خرید ملک و اجرای پروژههای عمرانی نیز این وضعیت بسیار تأثیرگذار است. افزایش هزینه مصالح، دستمزد و تجهیزات، اجرای پروژهها را دشوارتر کرده و قدرت برنامهریزی سازندگان و سرمایهگذاران را کاهش داده است. ادامه این روند میتواند به کاهش ساختوساز، تأخیر در تکمیل پروژهها و عقبماندن توسعه زیرساختهای کشور منجر شود؛ مسائلی که مستقیماً بر زندگی مردم و آینده شهرها اثر میگذارند.البته ایران از ظرفیتهای اقتصادی، صنعتی، انسانی و جغرافیایی قابلتوجهی برخوردار است و نمیتوان آینده کشور را صرفاً بر اساس مشکلات امروز قضاوت کرد. اما استفاده از این ظرفیتها به تصمیمهای درست و مدیریت کارآمد نیاز دارد. کنترل تورم، ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی، حمایت واقعی از تولید، کاهش موانع سرمایهگذاری و فراهمکردن فضای قابل اعتماد برای فعالیت بخش خصوصی، از جمله اقداماتی هستند که نمیتوان اجرای آنها را به آینده موکول کرد.
مسئله امروز اقتصاد ایران فقط گرانی و افزایش هزینههای زندگی نیست؛ مسئله این است که ادامه این وضعیت چه تصویری از آینده کشور ترسیم میکند. اگر برای مشکلات موجود چارهاندیشی نشود، ممکن است در سالهای آینده با جامعهای مواجه شویم که بخش مهمی از توان اقتصادی، انگیزه اجتماعی و سرمایه انسانی خود را از دست داده است.به اعتقاد من، مهمترین ضرورت امروز کشور، عبور از تصمیمهای کوتاهمدت و حرکت به سمت یک برنامه اقتصادی روشن و قابل اجراست. مردم بیش از وعدههای جدید، به نتیجه تصمیمها نیاز دارند؛ به ثباتی که بتوانند بر اساس آن زندگی و آینده خود را برنامهریزی کنند. نباید فراموش کرد که هزینه مشکلات اقتصادی فقط به امروز تعلق ندارد؛ اگر برای اصلاح آنها دیر اقدام کنیم، نسل آینده نیز باید بهای این تأخیر را بپردازد.