اگر اسیر گذشته ایم،آیا هنوز واقعا مسولیم؟!

علی کاشانی مقدم پژوهشگر اقتصادی با درج یادداشتی در مورد  جبر، مسئولیت و دو پناهگاه انسان در اقتصاددان نوشت : زندگی؛ نواری از پیش‌نوشته یا فرصتی برای معنا آفریدن؟

جرم، گناه و خطا را نمی‌توان فقط در لحظه‌ای جست‌وجو کرد که انسانی دست به کاری می‌زند. ریشه‌های بسیاری از رفتارهای ما پیش‌تر کاشته شده‌اند: در خانواده‌ای که در آن به دنیا آمده‌ایم، در تاریخی که انتخابش نکرده‌ایم، در ترس‌ها و زخم‌هایی که از نسلی به نسل دیگر رسیده‌اند. ما جنسیت، زمانه، زبان و بخش بزرگی از سرنوشت آغازین خود را انتخاب نکرده‌ایم؛ با این‌همه، ناگهان در میانه‌ی زندگی از ما می‌خواهند پاسخ‌گوی انتخاب‌هایمان باشیم.

این تناقض، پرسشی قدیمی را زنده می‌کند: اگر؛گذشته، ما را ساخته، پس مسئولیت امروزمان با کیست؟

شاید آزادیِ مطلق، افسانه‌ای بیش نباشد. تصمیم‌های امروز ما از هزاران عاملِ آشکار و پنهان اثر می‌پذیرند؛ حتی میل به تغییر نیز ممکن است ادامه‌ی زنجیره‌ای باشد که پیش از تولد ما آغاز شده است. گویی زندگی، نواری است که از مدت‌ها پیش به حرکت درآمده و ما در هر لحظه فقط بخشی از آن را می‌بینیم.

اما اگر همه‌چیز از پیش تعیین شده باشد، آیا رنجِ انسان بی‌معنا می‌شود؟ آیا مجازات، سرزنش و حتی پشیمانی، چیزی جز حلقه‌های دیگر همان زنجیرند؟ و اگر چنین است، چرا هنوز از ما انتظار می‌رود بهتر باشیم؟

پاسخ ساده‌ای ندارم. شاید حقیقت این باشد که انسان نه کاملاً آزاد است و نه کاملاً بی‌اختیار. ما گذشته‌مان را انتخاب نکرده‌ایم، اما با آن روبه‌رو می‌شویم؛ میراثی که بر دوش داریم، الزاماً سرنوشتی نیست که باید بی‌چون‌وچرا تکرارش کنیم. شاید آزادی، نه رهایی کامل از زنجیرها، که توانِ دیدن آن‌ها و کم‌کردن رنجی باشد که به دیگران منتقل می‌کنیم.

در چنین جهانی، نخستین وظیفه‌ی ما شاید کمتر از آن باشد که ادعا می‌کنیم و درعین‌حال دشوارتر از آن است که می‌پنداریم: فهمیدن یکدیگر. پیش از آن‌که حکم دهیم، باید بکوشیم ببینیم هر انسان از کجا آمده، چه بارهایی را حمل می‌کند و چه چیزهایی را هرگز فرصت انتخابشان نداشته است. فهمیدن، خطا را بی‌اهمیت نمی‌کند؛ اما می‌تواند راهِ پاسخ‌گویی را از انتقام جدا کند.

نخستین میدانِ این فهم، خانواده است؛ همان قلب تپنده هر چامعه ای و واحد کوچک و بنیادینی که می‌تواند پناهگاه انسان باشد یا نخستین زخمِ او. خانواده به‌خودیِ‌خود مقدس و بی‌خطا نیست. گاهی نزدیک‌ترین آدم‌ها بیشترین آسیب را به یکدیگر می‌زنند؛ و هیچ نامی، حتی نامِ خانواده، نباید خشونت و تحقیر را توجیه کند. اما اگر خانواده قرار است معنایی نجات‌بخش داشته باشد، باید جای شنیدن، مسئولیت‌پذیری و همراهی باشد؛ جایی که تفاوت‌ها بهانه‌ی طردکردن نشوند و محبت، به سکوت در برابر رنج تبدیل نشود.

و در کنار خانواده، راه دیگری برای آرامش هست: پیوند با حقیقتی فراتر از خودخواهی‌های روزمره؛ با یگانه حقیقتِ جهان و آفریده‌هایش. برای مؤمن، این پیوند نامی روشن دارد: خدا. پیوندی که در خلوص، فروتنی و مهربانی معنا پیدا می‌کند، نه در ادعای برتری بر دیگران. اگر باور ما به حقیقت، ما را از دیدن انسانِ رنج‌کشیده ناتوان کند، شاید بیش از آن‌که به حقیقت نزدیک شده باشیم، به تصویری دلخواه از خودمان چسبیده‌ایم.

زندگی و مرگ نیز بزرگ‌تر از ترس‌های ما هستند. زندگی موهبتی است که آن را تجربه کرده‌ایم و به همین دلیل دوستش داریم. مرگ اما رازِ ناآزموده‌ی ماست؛ و شاید بخش بزرگی از هراس‌مان از آن، از همین ناآگاهی می‌آید. نمی‌توان دانست اگر مرگ را تجربه می‌کردیم چه احساسی داشتیم؛ پس شاید بهتر باشد درباره‌اش با فروتنی سخن بگوییم، نه با ادعای دانستن. آنچه می‌توان گفت این است که ترس از مرگ، نباید ما را از زندگی‌کردن بازدارد؛ و امید به مرگ نیز نباید رنجِ زندگی را کوچک بشمارد.

شاید ما در بازی‌ای گرفتار باشیم که قواعدش را ننوشته‌ایم. اما این به معنای آن نیست که هر رفتاری مجاز است یا هیچ انتخابی ارزش ندارد. حتی اگر اختیار ما محدود باشد، مهربانی می‌تواند از رنج بکاهد؛ حتی اگر گذشته را نتوان تغییر داد، می‌توان زخم را به ارثِ دیگری تبدیل نکرد.

پس اگر پرسش این باشد که:
آیا همه‌چیز از پیش نوشته شده است؟
شاید پرسشِ مهمتر این باشد:
‌با سهم اندکی که در اکنون داریم، چه می‌کنیم؟

من به دو پناهگاه باور دارم: خانواده‌ای که بر فهم و احترام بنا شده باشد، و حقیقتی که انسان را به خلوص و مهربانی نزدیک‌تر کند. نه خانواده جای حقیقت را می‌گیرد و نه ادعای حقیقت، جای مسئولیت در برابر خانواده و دیگر انسان‌ها را. هر دو، اگر راستین باشند، باید ما را از خودمحوری دور کنند.

ما شاید اسیرِ گذشته باشیم؛ اما می‌توانیم نگذاریم اسارت، زبانِ عشق را از ما بگیرد. شاید همین‌جا، میان جبر و انتخاب، معنای انسان‌بودن آغاز می‌شود.

نویسنده (علی کاشانی مقدم )

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 − دو =

پربازدیدترین ها