علی کاشانی مقدم پژوهشگر اقتصادی با درج یادداشتی در مورد رشد اقتصادی در اقتصاددان نوشت : سالهاست از رشد اقتصادی حرف میزنیم؛ از درصدها، نمودارها و اعداد. اما یک پرسش اساسی معمولاً پشت این عددها پنهان میماند:
چه چیزی رشد کرده است، به چه قیمتی، برای چه کسانی و تا چه زمانی؟!
افزایش تولید، بهخودیخود، تضمین نمیکند که تورم مهار شود، بیکاری کاهش یابد، پول ملی تقویت شود یا عدالت اقتصادی برقرار گردد. رشد میتواند فرصت شغلی بیافریند، درآمد واقعی را بالا ببرد و به بهبود رفاه کمک کند؛ اما این نتایج خودکار نیستند. اگر رشد به بهرهوری و تولید رقابتپذیر متکی نباشد، اگر منافعش در بخش کوچکی از جامعه متمرکز شود، یا اگر با تورم و تخریب منابع همراه باشد، ممکن است آمارها بزرگتر شوند، بیآنکه زندگی مردم بهتر شود.
منظورم مخالفت با رشد نیست؛ این است که هر رشدی، الزاماً خوب و مفید نیست
رشدِ بدون کیفیت؛ بزرگشدن عددها، نه توان جامعه
ممکن است تولید بالا برود، اما اشتغال پایدار ایجاد نشود. ممکن است کارخانهای ساخته شود، اما بازاری برای محصولش وجود نداشته باشد. ممکن است صادراتی شکل بگیرد، اما مواد اولیه و فناوری حیاتی آن چنان وابسته باشد که با یک اختلال در تأمین، تولید از حرکت بایستد.
در چنین وضعی، آیا واقعاً رشد کردهایم؟ یا فقط هزینه، وابستگی و آسیبپذیری را افزایش دادهایم؟
رشد اقتصادیِ ارزشمند باید بیش از یک افزایش آماری باشد. باید توان یک جامعه را برای تولید بهتر، رقابتپذیری بیشتر و ساختن آیندهای مطمئنتر بالا ببرد.
یک قید مهم: آگاهانه و هوشمند
برای رشد اقتصادی، دو صفت پایدار و هوشمند را باید جدی گرفت.
رشد پایدار رشدی است که بتواند در طول زمان ادامه یابد؛ نه آنکه با مصرف بیمحابای منابع، بدهیهای سنگین یا وابستگیهای شکننده، آینده را قربانی امروز کند.
رشد آگاهانه و هوشمند یعنی پیش از صرف سرمایه، منابع عمومی و نیروی انسانی، پرسشهای مهم را بپرسیم:
– آیا برای کالا یا خدمت موردنظر، تقاضای واقعی وجود دارد؟
– بازار آن کجاست: داخلی، خارجی یا هر دو؟
– آیا محصول توان رقابت از نظر کیفیت، بهرهوری، قیمت و خدمات را دارد؟
– مواد اولیه و فناوری لازم از کجا تأمین میشوند؟
– اگر مسیر تأمین مختل شود، چه جایگزینهایی داریم؟
– هزینههای طرح در سناریوهای مختلف چقدر تغییر میکند؟
– این سرمایهگذاری چه شغلهایی و چه ارزش افزودهای ایجاد میکند؟
– آیا منافعش به مردم میرسد، یا فقط هزینههایش به جامعه تحمیل میشود؟
این پرسشها قرار نیست آینده را بیخطا پیشبینی کنند؛ قرار است ما را از تصمیمگیریِ بیپشتوانه و امید بستن به شانس دور کنند.
تابآوری، نه خودکفایی به هر قیمت
هوشمند بودن به معنای تولید همهچیز در داخل کشور نیست. گاهی خودکفاییِ پرهزینه، محصولی گرانتر و کمکیفیتتر به بار میآورد. هدف باید این باشد که وابستگیهای حیاتی را بشناسیم، منابع تأمین را متنوع کنیم و برای اختلالها راهحل داشته باشیم.
اقتصادی که فقط در شرایط عادی کار میکند، اقتصادی امن و پایدار نیست. تابآوری یعنی توان ادامهدادن، سازگارشدن و بازگشتن پس از شوک؛ نه ادعای مصونبودن از بحران.
-رشد باید در زندگی مردم دیده شود
رشد اقتصادی میتواند به کاهش بیکاری و بهبود درآمد کمک کند، اما نتیجه به نوع رشد و سیاستهای همراه آن بستگی دارد. رشدِ سرمایهبر ممکن است تولید را بالا ببرد، اما اشتغال زیادی نسازد. رشدِ متمرکز ممکن است ثروت ایجاد کند، اما نابرابری را کاهش ندهد. افزایش تولید نیز بهتنهایی تضمینکننده مهار تورم یا تقویت پول ملی نیست؛ اینها به سیاستهای پولی و مالی، بهرهوری، ثبات و کیفیت نهادها هم وابستهاند.
پس باید از خود بپرسیم:
آیا رشد، درآمد واقعی مردم را بهتر کرده است؟
آیا فرصت شغلی پایدار ساخته است؟
آیا بهرهوری و توان رقابت را بالا برده است؟
آیا هزینه و فایده آن عادلانه توزیع شده است؟
اگر پاسخ روشنی نداریم، شاید هنوز نمیدانیم رشدِ مورد ادعا دقیقاً به چه معناست
سرمایه یا نقدینگی چک سفید امضا نیست
معیار موفقیت را عوض کنیم
بهجای آنکه فقط بپرسیم چقدر تولید کردیم؟، بپرسیم:
– چه چیزی تولید کردیم؟
– چه کسی خریدار آن است؟
– تولیدش چقدر به نهادههای شکننده وابسته است؟
– در برابر رقیب و بحران چه توانی دارد؟
– چه هزینهای بر جامعه و محیطزیست میگذارد؟
– و چه سهمی از دستاورد آن به مردم میرسد؟
این پرسشها میتوانند نقطه آغاز یک نگاه تازه باشند…
رشد اقتصادیِ مطلوب، رشدی پایدار، آگاهانه و هوشمند است: رشدی بر پایه تقاضای واقعی و بهرهوری، توانمند در رقابت و سازگاری با بحران، و پاسخگو در برابر جامعهای که هزینه آن را میپردازد.
ما به هر رشدی نیاز نداریم، به رشدی نیاز داریم که بداند چه چیزی را ، چرا و برای چه کسی میسازد
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع