بررسی ادعای وزیر خزانه داری آمریکا و اظهارات رئیس کل بانک مرکزی ایران

دکتر مهرداد حاجی زاده فلاح، مدرس و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : اظهارات دکتر همتی رئیس کل بانک مرکزی را می‌توان از سه منظر اقتصاد کلان، سیاست پولی و اعتبارسنجی ادعای فروپاشی اقتصادی ایران بررسی کرد. نکته اصلی این است که کاهش رشد نقدینگی، حتی اگر آمار اعلام‌شده دقیق باشد، به‌تنهایی به معنای بهبود وضعیت اقتصادی یا منتفی‌شدن خطر بحران نیست. رشد دوازده‌ماهه نقدینگی از ۵۶٫۴ درصد در خرداد ۱۴۰۵ به ۵۱٫۶ درصد در شهریور ۱۴۰۵ رسیده است.

بنابراین، نرخ رشد نقدینگی ۴٫۸ واحد درصد کاهش یافته است.
رشد ماهانه نقدینگی در شهریور نیز ۱٫۳ درصد اعلام شده است.این ارقام، در صورت تأیید با داده‌های رسمی، می‌توانند نشانه‌ای از کاهش سرعت رشد نقدینگی باشند؛ اما باید به سه نکته توجه کرد:
اول: کاهش نرخ رشد نقدینگی به معنای کاهش حجم نقدینگی نیست. اگر نقدینگی همچنان رشد کند، حجم پول و شبه‌پول در اقتصاد افزایش می‌یابد.
دوم: رشد دوازده‌ماهه ۵۱٫۶ درصدی همچنان نرخ بالایی است و می‌تواند فشار تورمی ایجاد کند؛ البته شدت اثر آن به عواملی مانند رشد تولید، سرعت گردش پول و انتظارات تورمی نیز بستگی دارد.
سوم: رشد ماهانه ۱٫۳ درصدی به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری کافی نیست. باید این رقم را با ماه‌های قبل، تغییرات فصلی و روند رشد پایه پولی مقایسه کرد.
۲. آیا توقف افزایش نرخ ارز به معنای موفقیت سیاست پولی است؟
همتی گفته است مداخله بانک مرکزی در بازار ارز، روند افزایشی نرخ ارز را متوقف کرده و حتی موجب کاهش آن شده است.
این ادعا باید با توجه به عوامل زیر ارزیابی شود:عرضه ارز: میزان ارز حاصل از صادرات نفتی و غیرنفتی که واقعاً در دسترس بازار قرار می‌گیرد.انتظارات تورمی: انتظارات مردم و فعالان اقتصادی درباره تورم، تحریم‌ها و آینده روابط خارجی.
مداخلات بانک مرکزی: میزان و پایداری عرضه ارز و هزینه آن برای ذخایر ارزی. شکاف نرخ‌های ارز: فاصله میان نرخ ارز رسمی و نرخ بازار آزاد.
اگر نرخ ارز فقط برای مدتی کوتاه کاهش یابد، نمی‌توان آن را به‌تنهایی نشانه ثبات پایدار دانست. ثبات زمانی معتبرتر است که با افزایش عرضه ارز، کاهش انتظارات تورمی و محدودشدن نوسانات در یک دوره معنادار همراه شود.
فروپاشی اقتصادی دقیقاً به چه معناست؟
فروپاشی اقتصادی با رکود، تورم بالا یا کاهش ارزش پول ملی یکسان نیست. اگر شاخص فروپاشی اقتصادی به مفهوم اختلال فراگیر و شدید در عملکرد نظام تولید، مبادله، پرداخت و تأمین کالاهای اساسی باشد؛ برای اثبات یا رد ادعای فروپاشی اقتصاد ایران، باید مجموعه‌ای از شاخص‌ها بررسی شوند؛ از جمله تولید ناخالص داخلی، تورم، قدرت خرید خانوارها، اشتغال، وضعیت نظام بانکی، توان تأمین مالی دولت و دسترسی به کالاهای اساسی قابل بررسی است. آیا سخنان وزیر خزانه‌داری آمریکا را می‌توان صرفاً سیاسی دانست؟
اظهارات سیاسی به‌خودی‌خود اثبات‌کننده فروپاشی اقتصادی نیستند. از سوی دیگر، رد یک ادعای سیاسی نیز مستلزم ارائه شواهد اقتصادی است.
تحریم‌ها ممکن است از طریق کاهش درآمدهای ارزی، محدودیت تجارت خارجی، افزایش هزینه مبادلات و دشوارترشدن تأمین مالی، فشار واقعی بر اقتصاد وارد کنند. در مقابل، اقتصاد می‌تواند با وجود این فشارها به فعالیت خود ادامه دهد.
ازاین‌رو، دو گزاره را باید از هم تفکیک کرد:
اقتصاد ایران ممکن است همچنان فعال باشد و با وجود تحریم‌ها فرو نپاشیده باشد. اقتصاد ایران ممکن است هم‌زمان با تورم بالا، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی سرمایه‌گذاری و مشکلات ساختاری روبه‌رو باشد.
این دو گزاره با یکدیگر تناقضی ندارند.به نظر می‌رسد مهم‌ترین نکته در اظهارات آقای همتی، تأکید بر سنجش واقعیت‌های اقتصادی با شاخص‌های قابل اندازه‌گیری است. این معیار باید درباره عملکرد بانک مرکزی نیز به‌طور یکسان اعمال شود.
کاهش رشد نقدینگی از ۵۶٫۴ به ۵۱٫۶ درصد، در صورت تأیید آمار، نشانه‌ای مثبت از منظر کاهش شتاب رشد نقدینگی است؛ اما برای ارزیابی عملکرد سیاست پولی باید مشخص شود که این کاهش تا چه اندازه پایدار است و چه اثری بر تورم و قدرت خرید مردم دارد.
بنابراین نه ادعای فروپاشی اقتصاد ایران صرفاً با اظهارات یک مقام آمریکایی اثبات می‌شود و نه رد آن صرفاً با اعلام کاهش رشد نقدینگی. معیار نهایی، روند واقعی تولید، تورم، نرخ ارز، اشتغال، قدرت خرید و ثبات نظام مالی است.لذا برای قضاوت درباره موفقیت سیاست‌های بانک مرکزی نیز باید به روند تورم، پایه پولی، نقدینگی، نرخ ارز و رشد واقعی تولید در یک دوره زمانی مشترک رجوع کرد.

ادعای چاپ پول چقدر اهمیت دارد؟
در این بخش، باید میان رشد نقدینگی و تأمین کسری بودجه از منابع پولی تفاوت گذاشت.
چاپ پول تنها یکی از مسیرهای افزایش پایه پولی است. افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی، تغییر خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و سایر اقلام ترازنامه آن نیز می‌توانند بر پایه پولی اثر بگذارند. نقدینگی علاوه بر پایه پولی، تحت تأثیر خلق اعتبار بانکی قرار دارد.
برای بررسی ادعای چاپ پول، باید آمار رسمی زیر را کنار هم قرار داد:
1\. رشد پایه پولی؛
2\. رشد نقدینگی و ضریب فزاینده پولی؛
3\. بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی؛
4\. خالص مطالبات بانک مرکزی از دولت؛
5\. کسری بودجه دولت و شیوه تأمین آن. در منابع بررسی‌شده، رقم هم‌دوره و قابل‌راستی‌آزمایی این مجموعه شاخص‌ها را برای آخرین ماه سال ۱۴۰۵ پیدا نکردم؛ بنابراین ارائه یک عدد قطعی برای رشد نقدینگی جاری، بدون دسترسی به گزارش اصلی بانک مرکزی، قابل اتکا نیست.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + هجده =