دکتر ابوالفضل هنانیان مشاورکارآفرینی و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : اگر به طبیعت نگاه کنیم، با یک واقعیت قابل تأمل روبهرو میشویم: در بسیاری از اکوسیستمها، موجودات کوچکتر و آسیبپذیرتر تعداد بیشتری دارند و موجودات قدرتمندتر و شکارچیان معمولاً تعداد کمتری دارند. بسیاری از گونههای کوچک، برای حفظ جمعیت خود، تولیدمثل بیشتری دارند؛ در حالی که موجودات بزرگتر و قدرتمندتر معمولاً تعداد کمتری دارند.
این الگو ما را با پرسشی اساسی روبهرو میکند: آیا تفاوت در توانایی، قدرت و جایگاه، بخشی از نظم آفرینش است؟
شاید پاسخ کامل به این پرسش از توان فهم انسان خارج باشد. اما میتوان از این تفاوتها برای اندیشیدن درباره جامعه انسانی استفاده کرد.
این الگو ما را با پرسشی اساسی روبهرو میکند: آیا تفاوت در توانایی، قدرت و جایگاه، بخشی از نظم آفرینش است؟
شاید پاسخ کامل به این پرسش از توان فهم انسان خارج باشد. اما میتوان از این تفاوتها برای اندیشیدن درباره جامعه انسانی استفاده کرد.
هرم توانایی در جامعه
جامعه نیز تا حدی شبیه یک هرم است. در قاعده هرم، تعداد زیادی از انسانها قرار دارند که ممکن است از نظر اقتصادی، آموزشی، امکانات یا فرصتهای اجتماعی در سطح پایینتری باشند. در بخشهای بالاتر، تعداد افراد کمتر میشود؛ اما معمولاً امکانات، قدرت تصمیمگیری، سرمایه و دسترسی به فرصتها افزایش پیدا میکند.
البته نباید این وضعیت را به معنای «ارزشمندتر بودن» انسانهای بالای هرم دانست. جایگاه اجتماعی، معیار ارزش انسان نیست.
ممکن است فردی در یک روستای دورافتاده، بدون امکانات آموزشی و فناوری مناسب، استعداد بسیار بالایی داشته باشد؛ اما هیچگاه فرصت شکوفایی آن استعداد را پیدا نکند. اگر همان فرد در محیطی مناسب، با آموزش و امکانات کافی قرار بگیرد، شاید بتواند به جایگاهی بسیار بالاتر از آنچه در ابتدا تصور میشد برسد.
بنابراین، آنچه ما «ضعف» مینامیم، گاهی واقعاً ضعف ذاتی نیست؛ بلکه نتیجه نبود فرصت است.
البته نباید این وضعیت را به معنای «ارزشمندتر بودن» انسانهای بالای هرم دانست. جایگاه اجتماعی، معیار ارزش انسان نیست.
ممکن است فردی در یک روستای دورافتاده، بدون امکانات آموزشی و فناوری مناسب، استعداد بسیار بالایی داشته باشد؛ اما هیچگاه فرصت شکوفایی آن استعداد را پیدا نکند. اگر همان فرد در محیطی مناسب، با آموزش و امکانات کافی قرار بگیرد، شاید بتواند به جایگاهی بسیار بالاتر از آنچه در ابتدا تصور میشد برسد.
بنابراین، آنچه ما «ضعف» مینامیم، گاهی واقعاً ضعف ذاتی نیست؛ بلکه نتیجه نبود فرصت است.
آیا همه باید به رأس هرم برسند؟
به نظر نمیرسد چنین چیزی ممکن یا حتی ضروری باشد.
در یک جامعه سالم، قرار نیست همه دانشمند، مدیر، کارآفرین، ثروتمند یا صاحب قدرت شوند. جامعه برای ادامه حیات خود به نقشهای گوناگون نیاز دارد؛ از پزشک و مهندس و معلم گرفته تا کارگر، کشاورز، راننده، تکنسین و هزاران شغل دیگر.
مسئله اصلی این نیست که همه را به رأس هرم برسانیم.
مسئله این است که هیچ انسانی نباید صرفاً به دلیل تولد در پایین هرم، از حداقلهای شایسته یک زندگی انسانی محروم باشد.
در یک جامعه سالم، قرار نیست همه دانشمند، مدیر، کارآفرین، ثروتمند یا صاحب قدرت شوند. جامعه برای ادامه حیات خود به نقشهای گوناگون نیاز دارد؛ از پزشک و مهندس و معلم گرفته تا کارگر، کشاورز، راننده، تکنسین و هزاران شغل دیگر.
مسئله اصلی این نیست که همه را به رأس هرم برسانیم.
مسئله این است که هیچ انسانی نباید صرفاً به دلیل تولد در پایین هرم، از حداقلهای شایسته یک زندگی انسانی محروم باشد.
مسئولیت در بالای هرم
اگر بپذیریم که برخی انسانها توانایی، استعداد، ثروت، قدرت تصمیمگیری یا امکانات بیشتری دارند، این سؤال مطرح میشود که آیا این برتری فقط یک امتیاز است یا یک مسئولیت نیز به همراه دارد؟
اگر کسی قدرت بیشتری دارد، میتواند تصمیمهای بیشتری بگیرد؛ پس آثار تصمیمهای او نیز میتواند بر زندگی افراد بیشتری تأثیر بگذارد.
از این منظر، هرچه قدرت بیشتر باشد، مسئولیت نیز باید بیشتر باشد.
ثروت، دانش، مدیریت و قدرت اگر فقط برای حفظ موقعیت شخصی استفاده شوند، میتوانند فاصله میان بالای هرم و قاعده آن را بیشتر کنند. اما اگر بخشی از این تواناییها برای ایجاد فرصت، آموزش، اشتغال و بهبود زندگی دیگران به کار گرفته شود، کل هرم میتواند استوارتر شود.
اگر کسی قدرت بیشتری دارد، میتواند تصمیمهای بیشتری بگیرد؛ پس آثار تصمیمهای او نیز میتواند بر زندگی افراد بیشتری تأثیر بگذارد.
از این منظر، هرچه قدرت بیشتر باشد، مسئولیت نیز باید بیشتر باشد.
ثروت، دانش، مدیریت و قدرت اگر فقط برای حفظ موقعیت شخصی استفاده شوند، میتوانند فاصله میان بالای هرم و قاعده آن را بیشتر کنند. اما اگر بخشی از این تواناییها برای ایجاد فرصت، آموزش، اشتغال و بهبود زندگی دیگران به کار گرفته شود، کل هرم میتواند استوارتر شود.
قاعده هرم نباید فراموش شود
اگر بخش بزرگی از جامعه در پایین هرم زندگی میکند، بیتوجهی به آن بخش در نهایت کل جامعه را آسیبپذیر میکند.
جامعهای که در آن آموزش باکیفیت، سلامت، امنیت، تغذیه مناسب، مسکن و فرصت یادگیری مهارت برای بخش بزرگی از مردم دستنیافتنی باشد، نمیتواند از تمام ظرفیت انسانی خود استفاده کند.
در مقابل، اگر حتی فردی که در پایینترین نقطه هرم قرار دارد، بتواند حداقلهای باکیفیت زندگی و فرصت رشد را داشته باشد، ممکن است استعدادهایی در میان همین افراد شکوفا شود که جامعه تصور نمیکرد وجود دارند.
استثناها مهماند، اما نباید تنها راه باشند
گاهی فردی از پایینترین سطح جامعه به بالاترین جایگاه میرسد و به دانشمند، کارآفرین، مدیر یا شخصیت برجستهای تبدیل میشود. این افراد نشان میدهند که استعداد میتواند از هر نقطهای ظهور کند.
اما نباید از این استثناها نتیجه بگیریم که همه افراد بدون امکانات میتوانند با همان شرایط موفق شوند.
استعداد بدون فرصت، ممکن است هرگز دیده نشود.
پس وظیفه جامعه این نیست که منتظر ظهور چند استثنا بماند؛ بلکه باید شرایطی ایجاد کند که استعدادهای بیشتری امکان شکوفایی پیدا کنند.
جامعهای که در آن آموزش باکیفیت، سلامت، امنیت، تغذیه مناسب، مسکن و فرصت یادگیری مهارت برای بخش بزرگی از مردم دستنیافتنی باشد، نمیتواند از تمام ظرفیت انسانی خود استفاده کند.
در مقابل، اگر حتی فردی که در پایینترین نقطه هرم قرار دارد، بتواند حداقلهای باکیفیت زندگی و فرصت رشد را داشته باشد، ممکن است استعدادهایی در میان همین افراد شکوفا شود که جامعه تصور نمیکرد وجود دارند.
استثناها مهماند، اما نباید تنها راه باشند
گاهی فردی از پایینترین سطح جامعه به بالاترین جایگاه میرسد و به دانشمند، کارآفرین، مدیر یا شخصیت برجستهای تبدیل میشود. این افراد نشان میدهند که استعداد میتواند از هر نقطهای ظهور کند.
اما نباید از این استثناها نتیجه بگیریم که همه افراد بدون امکانات میتوانند با همان شرایط موفق شوند.
استعداد بدون فرصت، ممکن است هرگز دیده نشود.
پس وظیفه جامعه این نیست که منتظر ظهور چند استثنا بماند؛ بلکه باید شرایطی ایجاد کند که استعدادهای بیشتری امکان شکوفایی پیدا کنند.
نتیجهگیری
شاید تفاوت در تواناییها، استعدادها و ظرفیتهای انسانها بخشی از حکمت آفرینش باشد؛ چیزی که تمام ابعاد آن برای ذهن محدود انسان قابل درک نیست.
اما حتی اگر چنین تفاوتی را بپذیریم، این تفاوت نباید بهانهای برای تحقیر انسانهای ضعیفتر یا توجیه بهرهکشی از آنان باشد.
شاید معنای عمیقتر این تفاوت آن باشد که هرکس در هر جایگاهی، مسئولیتی متناسب با توانایی خود داشته باشد.
همه قرار نیست به رأس هرم برسند؛ اما همه شایستهاند که در قاعده هرم، زندگی باکرامت
اما حتی اگر چنین تفاوتی را بپذیریم، این تفاوت نباید بهانهای برای تحقیر انسانهای ضعیفتر یا توجیه بهرهکشی از آنان باشد.
شاید معنای عمیقتر این تفاوت آن باشد که هرکس در هر جایگاهی، مسئولیتی متناسب با توانایی خود داشته باشد.
همه قرار نیست به رأس هرم برسند؛ اما همه شایستهاند که در قاعده هرم، زندگی باکرامت
، امنیت، آموزش باکیفیت و فرصت رشد داشته باشند.
جامعه مطلوب جامعهای نیست که در آن همه در رأس هرم ایستادهاند؛ بلکه جامعهای است که در آن رأس هرم مسئولیت خود را در برابر قاعده هرم فراموش نکرده و قاعده هرم نیز از حداقلهای شایسته زندگی انسانی برخوردار است.
در چنین جامعهای، قوی بودن به معنای سلطه بر ضعیف نیست؛ قوی بودن یعنی توانایی بیشتر برای مسئولیت بیشتر.
جامعه مطلوب جامعهای نیست که در آن همه در رأس هرم ایستادهاند؛ بلکه جامعهای است که در آن رأس هرم مسئولیت خود را در برابر قاعده هرم فراموش نکرده و قاعده هرم نیز از حداقلهای شایسته زندگی انسانی برخوردار است.
در چنین جامعهای، قوی بودن به معنای سلطه بر ضعیف نیست؛ قوی بودن یعنی توانایی بیشتر برای مسئولیت بیشتر.
نویسنده :دکتر ابوالفضل هنانیان
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع