اهمیت صنایع تبدیلی در اقتصاد دریاپایه

 شکاف تولید و فرآوری در خوزستان

دکتر سیدعماد خیرآباد عضو شورای سردبیری و رئیس کمیسیون اقتصاد دریا محور با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :  اقتصاد دریاپایه جنوب کشور معمولاً در چارچوب بندر، کشتیرانی و ترانزیت تعریف می‌شود در حالیکه حلقه‌ای که سرنوشت واقعی ارزش افزوده را رقم می‌زند، صنایع تبدیلی است؛حلقه‌ای که در سیاست‌گذاری کلان اقتصاد دریا معمولاً در سایه‌ی زیرساخت‌های حمل‌ونقل قرار می‌گیرد. خوزستان با تولید سالانه بیش از ۱۷ میلیون تن محصول کشاورزی بر اساس آمار سازمان جهاد کشاورزی استان معادل مجموع تولید ۱۶ استان دیگر کشور، مصداقی دقیق از این شکاف است،حجم تولید بالاست اما زنجیره فرآوری متناسب با آن شکل نگرفته و استان عملاً در جایگاه صادرکننده‌ی ماده خام باقی مانده است. برای سیاست‌گذاری که با کمبود منابع ارزی و اولویت صادرات غیرنفتی سروکار دارد این شکاف صرفاً یک ضعف بخش کشاورزی نیست بلکه فرصتی از دست‌رفته در سطح ملی است.

خرما نخستین مصداق است.استان با تولید حدود ۳۷۰ هزار تن در سال ۲۳ درصد خرمای کشور را تأمین می‌کند و دومین تولیدکننده‌ی ملی است اما به گفته‌ی مسئولان جهاد کشاورزی و اتاق بازرگانی اهواز فرسودگی صنایع بسته‌بندی، کمبود واحدهای فرآوری و نبود پایانه‌ی صادراتی،این محصول را همچنان در قالب خام و بی‌واسطه به بازار می‌فرستد.آبادان، با قدمت نخلستان‌هایش،ظرفیت تبدیل‌شدن به قطب فرآوری خرمای کشور را دارد اما این ظرفیت سال‌هاست در حد وعده‌های مسئولان محلی باقی مانده است.

مصداق دوم نیشکر:خوزستان با ۹ کشت‌وصنعت فعال طبق اعلام شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی حدود ۴۵ درصد شکر مورد نیاز کشور را تأمین می‌کند و این شرکت در سند راهبردی ۱۴۰۳ خود هدف‌گذاری کرده تا با تولید ۸۰۰ هزار تن شکر،سهم بازار خود را به ۳۸ درصد برساند.نکته‌ی قابل‌توجه برای این صحبت بخش دیگری از همین سند است که شرکت به‌صراحت هدف‌گذاری کرده که ۴۰ درصد درآمد خود را از صادرات محصولات جانبی نیشکر مانند الکل طبی و خمیرمایه تأمین کند.این یعنی اهمیت صنایع تبدیلی حتی در سند راهبردی خود این شرکت نیز به‌رسمیت شناخته شده،بله مسئله فاصله‌ی میان این هدف‌گذاری و تحقق عملی آن است که در گزارش‌های موجود شاخص روشنی برای پایش پیشرفتش ارائه نشده است.

نکته‌ای که در هر برنامه‌ی توسعه‌ی فرآوری نیشکر باید صریحاً لحاظ شود محدودیت منابع آبی است. کشت نیشکر از پرمصرف‌ترین الگوهای کشاورزی خوزستان از نظر آب است و شرکت توسعه نیشکر خود در سال‌های اخیر افت تولید ناشی از خشکسالی را گزارش کرده است بنابراین هر توصیه‌ای برای گسترش ظرفیت فرآوری این محصول،باید همزمان با ارزیابی اثرات آن بر تنش‌های موجود حقابه‌ی کارون مطرح شود، نه به‌صورت مجزا از آن.

راهکار پیشنهادی دو مسیر مشخص دارد نخست، به‌جای طرح جدید پیگیری اجرای همان هدف ۴۰ درصدی صادرات محصولات جانبی نیشکر توسط شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی با گزارش‌دهی سالانه به استانداری خوزستان و وزارت جهاد کشاورزی درباره‌ی میزان تحقق آن. دوم، برای خرما تخصیص تسهیلات کم‌بهره از طریق صندوق توسعه ملی به واحدهای کوچک‌مقیاس بسته‌بندی و فرآوری در نخلستان‌های آبادان،مشروط به مطالعه‌ی امکان‌سنجی مشخص که حجم اعتبار و بازه‌ی زمانی اجرا را تعیین کند؛رقمی که تعیین آن پیش از انجام این مطالعه، برآوردی غیرمستند خواهد بود.

مسئله‌ی خوزستان کمبود ظرفیت تولید نیست؛استان از این نظر یکی از غنی‌ترین نقاط کشور است.مسئله نبود سازوکار پایش برای اهدافی ست که خود نهادهای مسئول پیش‌تر تعیین کرده‌اند و نبود ارزیابی صریح از محدودیت آب در هر تصمیم توسعه‌ای.رفع این دو نقص بدون نیاز به منابع مالی جدید می‌تواند نخستین گام باشد گامی که اجرای آن به تصمیم اداری نیاز دارد نه به بودجه‌ی تازه.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 4 =