جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : هر تعبیر و توصیف و تحلیلی هم که داشته باشیم انتهای داستان می رسیم به یک نقطه ی مشخص که امنیت یا اصلا نیست یا برای ما نیست. سارقان لحظه به لحظه در کمین اند تا به همین اندک امنیت باقی مانده هم بتازند و شهر را ناامن کنند. وقتی خیابان به قرقگاهِ سارقان تبدیل می شود ؛ آن گاه هر شهروندی یک بازنده است. یک مال باخته. مثل همین خانم که در یک سناریوی ۳ ثانیه ای در شلوغ ترین نقطه ی تهران ؛ آشفته و هراسان به دنبال سارقانی دوید که مدتها بود موبایل او را سرقت کرده و از او دور شده بودند. اما فیلم دقیقا چه می گوید. خانمی روی نیمکت خیابان نشسته. گوشی آیفون ۱۳ را در دست میگیرد تا سفارشی ثبت کند و درست در همین لحظه دو جوانِ حدوداً ۱۸ تا ۲۰ ساله با حرکتی که بوی حرفهای بودن میدهد ؛ گوشی را از چنگش در میآورند و در کسری از ثانیه در شلوغی شهر گم میشوند. تصویری عریان از وضعیتِ امروزِ امنیت در کلانشهرهای ایران از جمله تهرانِ بزرگ.
اولین نکتهای که باید با صراحتِ تمام به آن اشاره کرد این است که سارقان دیگر نه از قانون میترسند و نه از مردم. زمانی دزدها در سایه و در خلوت به کمین می نشستند. امروز اما خیابانها ؛ پارکها و حتی کوچه ها به شکارگاههایِ امنِ آنها بدل شده است. وقتی سنِ سارقان به ۱۸ تا ۲۰ سال میرسد و با چنین وقاحتی در روز روشن دست به چنین اقدامی میزنند ؛ یعنی تابوی جرم شکسته شده است. این خیلِ عظیم سارقانِ موتور سوار که شهر را قرق کردهاند ؛ محصولِ چیزی نیست جز ناتوانی دستگاههای نظارتی و بازدارندگیِ به شدت ضعیفِ قانون. وقتی هزینه جرم کم باشد و احتمال گیر افتادن ناچیز ؛ طبیعی ست که خیابانها به ملکِ طلقِ دزدان بدل شود. اما خطاب به هموطنانم نه به عنوان یک توصیه اخلاقی بلکه به عنوان یک استراتژی بقا که آقا و خانم محترم : گوشی موبایل در خیابان نباید به گونه ای دستِ شما باشد که چراغ سبز را برای سارقان روشن کند. پیادهروها دیگر جایِ قدم زدنِ بیدغدغه و چک کردن پیام و سفارشِ غذا نیست. چشمانِ شما باید بیش از آنکه به صفحه نمایش خیره باشد ؛ در حالِ رصدِ محیط باشد. مراقب هر کسی که به ظاهر آدم است اما ممکن است یک بی شرفِ حرفه ای باشد.
اگر تا دیروز احتیاط یک گزینه بود ؛ امروز یک ضرورتِ حیاتی ست. در شهری که سارقان در کسری از ثانیه پشت سر شما ظاهر میشوند ؛ غفلت به معنایِ از دست دادنِ تمام دارایی و امنیت روانی شماست. و در نهایت تلخ ترین بخش ماجرا اینجاست که ما به نقطهای رسیدهایم که باید به مردم بگوییم خودتان از مال و اموالتان محافظت کنید ؛ چون چارهی دیگری نیست. ما در دنیایی زندگی میکنیم که باید بین حق استفاده از تکنولوژی در فضای عمومی و امنیت یکی را انتخاب کنیم. این وضعیت یک بحرانِ اجتماعیِ عمیق است. بحرانی که ریشه در فقر ؛ بیکاری و فقدانِ بازدارندگی دارد. تا زمانی که این ساختارِ معیوب اصلاح نشود و تا زمانی که امنیت برای سارقان و مخلان نظم به تمسخر گرفته شود و هر کسی باید شخصاً برای حفظ آن هزینه بپردازد ؛ خیابان های ما همچنان برای سارقان امن و برای شهروندانِ قانون مدار ناامن باقی خواهد ماند. بسیار مراقب باشید. خصوصا از گوشی های موبایل. چرا که در این شهرِ بی دفاع ؛ هر لحظه ممکن است نفر بعدی شما باشید.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع