محمد عبدالهی الوان با درج یادداشتی در اقتصاددان در مورد توسعه پایدار و امنیت غذایی: نقشه راه بانک کشاورزی در عصر بحران آب و تحول دیجیتال نوشت :
مسئله فقط «کمبود سرمایه» نیست
در بررسی چالشهای ساختاری بخش کشاورزی ایران، معمولاً نخستین کمبودی که مطرح میشود «کمبود منابع مالی» است. اما تحلیل دقیق اقتصادی نشان میدهد که مسئله اصلی، لزوماً میزان حجم نقدینگی نیست؛ بلکه «کارایی تخصیص اعتبارات» است. بانک کشاورزی بهعنوان نهاد مالی تخصصی و بازوی توسعهای کشور، در نقطهعطفی حیاتی قرار دارد.
امروزه بخش کشاورزی ایران با دو چالش متقاطع روبهروست: بحران منابع طبیعی (بهویژه سوءمدیریت آب) و پایین بودن بهرهوری عوامل تولید. ادامه روند سنتی اعطای تسهیلات (پرداخت وام بر اساس سند و متراژ زمین)، تنها پایداری بدهیها و سررسیدهای گذشته را افزایش میدهد. راهکار نوین اقتصادی، حرکت به سمت «اعتبارات هوشمند و هدفمند» است.
۱. تحلیل چالشهای ساختاری تسهیلاتدهی سنتی
اعطای تسهیلات در الگوی کلاسیک بانکداری کشاورزی با سه آسیب جدی مواجه است:
انحراف منابع (Capital Misallocation): بخش قابلتوجهی از تسهیلات پرداختی به دلایل مختلف (از جمله فشارهای تورمی و اختلاف نرخ بهره بانکی با بازار آزاد) صرف فعالیتهای غیرمولد یا مخارج جاری میشود.
ریسک نقدشوندگی و وصول مطالبات: وابستگی شدید تولید کشاورزی به اقلیم، مخاطرات بازار و ناپایداری درآمدی کشاورزان، نرخ مطالبات غیرجاری (NPL) را در این بخش افزایش میدهد.
عدم توجه به ارزشافزوده محیطزیستی: سیستم مالی سنتی، تفاوت پرداختی بین یک کشاورز با الگوی کشت پرمصرف (مانند غرقابی) و یک کشاورز پیشرو (بهرهگیر از آبیاری هوشمند) قائل نمیشود.
۲. سه راهکار کلیدی برای تحول مدل مالی بانک کشاورزی
برای تبدیل بانک کشاورزی به یک «بانک توسعهای پیشرو و سودآور»، پیادهسازی سه محور زیر پیشنهاد میشود:
الف) اعتبارات مبتنی بر «زنجیره ارزش» (Agri-Value Chain Finance)
پرداخت مستقیم تسهیلات به کشاورز خرد، ریسک بالایی دارد. بانک باید تسهیلات را به «زنجیرههای ارزش» هدایت کند.
مکانیزم: پرداخت اعتبار به صنایع تبدیلی، بستهبندی، یا شرکتهای پشتیبان (Contract Farming) که با کشاورزان قرارداد خرید دارند.
نتیجه: تضمین فروش محصول، کاهش نوسانات بازار، حذف واسطهها و اطمینان بانک از بازگشت سرمایه از طریق انتهای زنجیره.
ب) اعتبارسنجی الگوریتمی و فناوریهای جغرافیایی (Agri-Fintech)
اعتبارسنجی نباید متکی به وثایق ملکی سنگین باشد؛ چرا که بسیاری از کشاورزان خردهمالک فاقد اسناد رسمی رسمی هستند.
مکانیزم: ترکیب دادههای سامانه جامع پهنهبندی، تصاویر ماهوارهای (میزان زیرکشت و نوع محصول) و دادههای هواشناسی برای تخمین دقیق درآمد و ریسک هر کشاورز.
نتیجه: تسهیل دسترسی کشاورزان واقعی به اعتبارات و کاهش چشمگیر زمان و هزینه ارزیابی پروندهها.
ج) تسهیلات کارمزد-پایه بر اساس شاخصهای پایداری (Green Banking)
بانک کشاورزی میتواند نرخ سود یا کارمزد تسهیلات را به ارتقای شاخص بهرهوری آب و انرژی گره بزند.
مکانیزم: تعریف نرخ سود ترجیحی برای طرحهایی که از روشهای کشت گلخانهای، آبیاری زیرسطحی یا بذور مقاوم به شوری استفاده میکنند.
نتیجه: کاهش فشار بر سفرههای آب زیرزمینی، ایفای مسئولیت اجتماعی بانک و تقویت امنیت غذایی پایدار کشور.
۳. جمعبندی و چشمانداز پیشنهادی برای مدیران ارشد
بانک کشاورزی توانایی آن را دارد که از یک «صندوق پرداخت تسهیلات» به یک «راهبر و هادی سرمایه در زنجیره تامین غذایی» ارتقا یابد. تحقق این هدف مستلزم سه گام اجرایی است:
1. ایجاد درگاههای ارتباطی با زیستبوم دانشبنیان جهت تحلیل هوشمند دادههای کشت.
2. تمرکز بر مدلهای کشاورزی قراردادی بهجای پرداختهای خرد و متفرق.
3. طراحی ابزارهای مالی سبز (Green Financial Instruments) برای جلب حمایتهای حاکمیتی و بینالمللی.
این تغییر رویکرد نه تنها امنیت غذایی کشور را در شرایط سخت اقلیمی تضمین میکند، بلکه پایداری مالی، کاهش ریسک مطالبات و سودآوری بلندمدت بانک کشاورزی را نیز رقم خواهد زد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع