چرا ايران هم‌زمان با خشكسالی غرق در سيلاب می شود؟

بارش‌هاي شديد و رگباري بار ديگر بخش‌هايي از شمال كشور را درگير آبگرفتگي، سيلاب و خسارت كرد؛ از گيلان و مازندران گرفته تا ديگر مناطق شمالي، بارش‌هاي سنگين در مدت زماني كوتاه، زندگي مردم، مسافران و كشاورزان را تحت تأثير قرار داد. در برخي مناطق خانه‌هاي روستايي، باغ‌ها و زمين‌هاي كشاورزي آسيب ديدند و شدت بارندگي و وزش باد شرايط را براي تردد و اسكان مسافران دشوار كرد.

در گيلان، بارش شديد و وزش باد موجب گرفتار شدن شماري از مسافران شد و هلال‌احمر ۱۶۴ نفر را در مراكز اسكان اضطراري جاي داد. در مازندران نيز گزارش‌ها از خسارت سيلاب و توفان به خانه‌هاي روستايي، مزارع و باغ‌هاي كشاورزي حكايت دارد.

به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ،   اما هم‌زمان با اين‌بارش‌هاي سنگين، بخش بزرگي از ايران همچنان با كمبود آب، كاهش ذخاير و خشكسالي دست‌وپنجه نرم مي‌كند. همين مساله يك پرسش مهم را مطرح مي‌كند: چگونه ممكن است كشوري با بحران خشكسالي مواجه باشد و در همان زمان، شاهد سيلاب‌هاي شديد و خسارت‌زا باشد؟

پاسخ اين پرسش را نمي‌توان تنها در ميزان بارش جست‌وجو كرد. زمان و شدت بارندگي، افزايش دما، تغييرات اقليمي، وضعيت پوشش گياهي، نوع خاك و نحوه مديريت سرزمين همگي در تبديل بارش به رواناب و سيلاب نقش دارند.

   بارش شديد لزوماً به معناي پايان خشكسالي نيست

به گفته احد وظيفه، رييس مركز ملي اقليم و مديريت بحران خشكسالي سازمان هواشناسي، خشكسالي و ترسالي هر دو در اقليم ايران سابقه داشته‌اند، اما تغيير اقليم موجب افزايش تعداد و گستره دوره‌هاي خشكسالي شده است.

يكي از مهم‌ترين عوامل در تشديد بحران، افزايش دماست. با گرم‌تر شدن هوا، ميزان تبخير نيز افزايش پيدا مي‌كند و بخشي از آبي كه از طريق بارش وارد محيط مي‌شود، پيش از آنكه بتواند به منابع آب زيرزميني يا ذخاير طبيعي اضافه شود، دوباره از دست مي‌رود.

از سوي ديگر، بارش‌هاي بسيار شديد در مدت كوتاه الزاماً فرصت مناسبي براي نفوذ آب به زمين ايجاد نمي‌كنند. هنگامي كه حجم زيادي از باران در چند ساعت بر سطح زمين مي‌بارد، ظرفيت خاك براي جذب آب محدود مي‌شود و بخش قابل توجهي از بارش به رواناب تبديل مي‌شود. اين رواناب در مسير رودخانه‌ها و آبراهه‌ها حركت كرده و در صورت وجود شرايط مناسب، به سيلاب تبديل مي‌شود.

   وقتي باران بهجاي ذخيره شدن، تبديل به رواناب ميشود

يكي از اشتباهات رايج اين است كه تصور كنيم هر بارش سنگين به معناي افزايش منابع آب است. واقعيت اما پيچيده‌تر است. براي آنكه باران به ذخيره آبي تبديل شود، بايد بخشي از آن بتواند در خاك نفوذ كند، سفره‌هاي زيرزميني را تغذيه كند يا در مخازن و سدها ذخيره شود. اگر بارش با شدت بسيار بالا اتفاق بيفتد، ظرفيت نفوذ خاك اشباع مي‌شود و آب روي سطح زمين جاري مي‌شود. در چنين شرايطي، هرچه زمين نفوذپذيري كمتري داشته باشد، حجم رواناب بيشتر خواهد بود.

اين مساله در مناطق شهري به دليل آسفالت، بتن و ساخت‌وساز اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. خيابان‌ها، جاده‌ها، ساختمان‌ها و سطوح بتني عملاً اجازه نمي‌دهند بخش قابل توجهي از آب وارد خاك شود. در نتيجه، بارندگي شديد مي‌تواند در مدت كوتاهي به آبگرفتگي معابر و سيلاب شهري منجر شود.

تغيير اقليم؛ بارشهاي نامنظمتر و شديدتر

افزايش دماي زمين يكي از عواملي است كه مي‌تواند الگوي بارش را نيز تغيير دهد. هواي گرم‌تر ظرفيت بيشتري براي نگهداري رطوبت دارد. در صورتي كه شرايط جوي براي تخليه اين رطوبت فراهم شود، امكان وقوع بارش‌هاي سنگين و رگباري افزايش مي‌يابد.

به همين دليل، تغيير اقليم فقط به معناي «كم شدن باران» نيست. يكي از ويژگي‌هاي مهم تغييرات اقليمي مي‌تواند افزايش بي‌نظمي بارش‌ها باشد؛ يعني دوره‌هاي طولاني‌تر خشكي در كنار بارش‌هاي شديد و كوتاه‌مدت. اين شرايط مديريت منابع آب را نيز دشوارتر مي‌كند. در گذشته ممكن بود بارش‌ها با نظم بيشتري در طول فصل توزيع شوند و فرصت بيشتري براي نفوذ آب در زمين وجود داشته باشد، اما بارش‌هاي ناگهاني و سنگين، بخش بيشتري از آب را به رواناب تبديل مي‌كنند.

   نقش انسان در تشديد سيلاب

در كنار تغييرات جوي، رفتار انسان با سرزمين نيز نقش مهمي در شدت گرفتن سيلاب دارد. توسعه شهرها، جاده‌سازي، ساخت‌وساز در حريم رودخانه‌ها، ويلاسازي، تخريب پوشش گياهي و تغيير مسير آبراهه‌هاي طبيعي، ظرفيت سرزمين براي كنترل بارش را كاهش داده است. تخريب پوشش گياهي و چراي بي‌رويه دام نيز مي‌تواند ساختار خاك را تغيير دهد. خاكي كه پوشش گياهي مناسب ندارد، در برابر فرسايش آسيب‌پذيرتر است و توانايي آن براي نگهداري و جذب آب كاهش مي‌يابد.

   سيلاب داريم، اما ذخيره آب نداريم

شايد مهم‌ترين نكته درباره تناقض ظاهري ميان خشكسالي و سيلاب همين باشد: سيلاب لزوماً به معناي افزايش منابع آب نيست. سال‌ها برداشت از منابع آب زيرزميني، كاهش ذخاير و افزايش مصرف باعث شده است بخش قابل توجهي از منابع آبي كشور با كسري انباشته مواجه باشد. به گفته وظيفه، بر اساس آمار وزارت نيرو حدود ۱۵۰ ميليارد مترمكعب از منابع آب زيرزميني برداشت شده است؛ رقمي كه نشان مي‌دهد حتي بازگشت چندساله بارش‌ها به شرايط نرمال نيز الزاماً نمي‌تواند اين كسري را به سرعت جبران كند.

شمال كشور نمونهاي از يك تناقض اقليمي

بارش‌هاي اخير شمال كشور بار ديگر نشان دادند كه ايران بايد هم‌زمان براي دو خطر آماده باشد؛ كم‌آبي و سيلاب. گيلان و مازندران به دليل شرايط جغرافيايي و اقليمي خود از مناطق پربارش كشور محسوب مي‌شوند، اما حتي در اين مناطق نيز بارش بسيار شديد مي‌تواند خسارت‌زا باشد. آسيب به خانه‌ها، مزارع و باغ‌ها تنها بخشي از پيامدهاي چنين بارش‌هايي است و اختلال در حمل‌ونقل، گرفتار شدن مسافران و آسيب به زيرساخت‌ها نيز مي‌تواند هزينه‌هاي قابل توجهي به همراه داشته باشد.

   مساله فقط مقدار بارش نيست

آنچه سيلاب‌هاي اخير شمال كشور نشان مي‌دهد اين است كه در عصر تغيير اقليم، پرسش اصلي ديگر فقط اين نيست كه «چقدر باران مي‌بارد؟» بلكه بايد پرسيد باران چه زماني، با چه شدتي، در كجا و بر روي چه نوع زميني مي‌بارد.بارشي كه به شكل آرام و پيوسته اتفاق مي‌افتد، مي‌تواند فرصت بيشتري براي نفوذ در خاك و تغذيه منابع زيرزميني فراهم كند؛ اما بارش بسيار شديد در مدت كوتاه ممكن است عمدتاً به رواناب تبديل شود. بنابراين، مقابله با بحران آب تنها با انتظار براي بارندگي بيشتر امكان‌پذير نيست. مديريت مصرف، حفاظت از منابع زيرزميني، احياي پوشش گياهي، جلوگيري از ساخت‌وساز در حريم رودخانه‌ها، افزايش نفوذپذيري زمين و تقويت سامانه‌هاي هشدار و مديريت سيلاب، همگي بايد در كنار يكديگر دنبال شوند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × چهار =