یوتیلیتی روی خط بحران

پتروشیمی پردیس به‌دلیل مشکلات امنیتی و زیرساختی یوتیلیتی در عسلویه و ماهشهر، فعالیت خود را متوقف کرده است.

 توقف فعالیت پتروشیمی پردیس در عسلویه همزمان با تداوم مشکلات زیرساختی شرکت‌های تامین‌کننده یوتیلیتی بار دیگر یکی از آسیب‌پذیرترین نقاط صنعت پتروشیمی ایران را آشکار کرده؛ صنعتی که میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری در واحدهای تولیدی آن انجام شده اما تداوم فعالیتش به‌شبکه‌ای متمرکز از برق، بخار، آب صنعتی، اکسیژن، نیتروژن و دیگر خدمات جانبی وابسته است.

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان‌ صنعت ، درحالی مدیریت مبین انرژی خلیج‌فارس از توسعه فعالیت‌های یوتیلیتی و مشارکت با مجتمع‌های پتروشیمی گزارش داده که تحلیلگران انرژی براین باورند ابهام در برنامه‌های آینده، نامشخص‌بودن زمان تثبیت کامل زیرساخت‌های موجود و میزان آمادگی آنها دربرابر بحران‌های تازه موجب شده که سهامداران در خلأ اطلاعاتی نسبت‌به ‌تصمیم‌گیری درباره آینده سهامشان قرار بگیرند.

درهمین‌رابطه وب‌سایت تحلیلی پتروتحلیل در گزارشی می‌نویسد: پتروشیمی پردیس به‌دنبال هشدارهای امنیتی ناشی از شرایط جنگی در منطقه عسلویه فعالیت خود را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده و هنوز زمان مشخصی برای بازگشت این مجتمع به‌مدار تولید اعلام نشده است. همزمان پتروشیمی هنگام و لردگان نیز به‌دلیل مشکلات فنی تولید ندارند. به‌این ترتیب سه‌مجتمع مهم اوره‌ساز کشور از مدار خارج شدند؛ اتفاقی که نگرانی نسبت‌به ‌کاهش عرضه و صادرات اوره ایران در هفته‌های آینده را افزایش داده است.

اگرچه علت مستقیم توقف اخیر پردیس براساس اطلاعات منتشرشده ملاحظات امنیتی عنوان شده و نه قطع یوتیلیتی همزمانی این اتفاق با مشکلات حل‌نشده زیرساختی در عسلویه و ماهشهر نشان می‌دهد صنعت پتروشیمی ایران با مجموعه‌ای از ریسک‌های به‌هم‌پیوسته روبه‌رو است: یک روز محدودیت گاز، روز دیگر ناپایداری برق، زمانی نقص فنی و اکنون تهدیدات امنیتی اما نتیجه در همه موارد مشابه است: کاهش تولید، اختلال در صادرات، عقب‌افتادن تعهدات فروش و افزایش هزینه راه‌اندازی مجدد واحدها.

حیات پتروشیمی در یوتیلیتی

یوتیلیتی در صنعت پتروشیمی به‌مجموعه خدماتی گفته می‌شود که بدون آنها حتی پیشرفته‌ترین واحد تولیدی نیز قادر به‌ادامه فعالیت نیست. برق، بخار، آب خنک‌کننده، آب بدون املاح، هوای ابزار دقیق، اکسیژن، نیتروژن، تصفیه پساب و برخی گازهای صنعتی بخشی از این خدمات هستند. در مناطق متمرکز پتروشیمی مانند عسلویه و ماهشهر این خدمات عمدتا ازسوی شرکت‌های بزرگی چون مبین انرژی و فجر انرژی به‌چندین مجتمع ارائه می‌شود.

این مدل متمرکز از نظر اقتصادی مزایایی دارد. به‌جای آنکه هر مجتمع نیروگاه، آب‌شیرین‌کن، واحد تولید بخار و تاسیسات جانبی مستقل بسازد یک شرکت تخصصی خدمات موردنیاز چندین پتروشیمی را تامین می‌کند. درشرایط عادی این ساختار باعث کاهش هزینه سرمایه‌گذاری و افزایش بهره‌وری شده اما در شرایط بحران همین تمرکز می‌تواند به‌نقطه ضعف تبدیل شود. اختلال در یک شرکت یوتیلیتی ممکن است به‌صورت زنجیره‌ای چندین مجتمع را همزمان متوقف کند.

گزارش پتروتحلیل نشان می‌دهد مبین انرژی به‌عنوان یکی از تامین‌کنندگان اصلی برق، بخار، آب صنعتی و سایر خدمات زیرساختی مجتمع‌های منطقه همچنان درگیر بازسازی و تثبیت کامل شرایط عملیاتی پس از آسیب‌های اخیر است. باوجود این شرایط مدیران شرکت از برنامه توسعه فعالیت‌های یوتیلیتی و مشارکت با مجتمع‌های جدید سخن گفتند؛ اظهاراتی که بدون اعلام منابع مالی، قراردادهای خرید، جدول زمانی و وضعیت زیرساخت‌های موجود بیش‌از آنکه یک برنامه اجرایی باشد به‌اعلام چشم‌انداز شباهت دارد.

تجربه ماهشهر نیز عمق این وابستگی را نشان داده است. براساس گزارش منتشرشده درباره وضعیت پتروشیمی فجر چهارتوربین این مجموعه در جریان درگیری‌های اخیر کاملا از بین رفته و دوتوربین دیگر نیازمند تعمیرات اساسی و تامین قطعه شدند. ازآنجاکه فجر تامین‌کننده اصلی برق و یوتیلیتی بسیاری از مجتمع‌های ماهشهر است آسیب به‌این مجموعه فعالیت شرکت‌هایی مانند بندر امام، کارون و اروند را نیز تحت‌تاثیر قرار داده است. این اتفاق نشان می‌دهد ایمنی و پایداری واحدهای یوتیلیتی دیگر مساله داخلی یک شرکت نیست. توقف یک توربین یا آسیب یک خط انتقال می‌تواند تولید چند زنجیره مهم پتروشیمی از کلر و پی‌وی‌سی گرفته تا آروماتیک‌ها و محصولات پلیمری را مختل کند. بنابراین بازسازی فجر و تثبیت مبین باید در جایگاه پروژه‌های ملی و نه صرفا برنامه‌های شرکتی دیده شود.

فشار بر عرضه اوره و درآمدهای صادراتی

اهمیت توقف پتروشیمی پردیس فقط به‌بزرگی این مجتمع محدود نمی‌شود. پردیس با سه‌فاز تولیدی و ظرفیت اسمی حدود ۳‌میلیون‌و۲۲۵‌هزارتن اوره در سال یکی از بزرگ‌ترین اوره‌سازان کشور است. در سال‌های گذشته نیز سهم قابل‌توجهی از تولید و صادرات اوره ایران به‌این شرکت اختصاص داشته است. ازاین‌رو ادامه توقف آن می‌تواند توازن بازار داخلی و برنامه صادراتی ایران را تحت فشار قرار دهد.درشرایط فعلی مجتمع‌های شیراز، کرمانشاه، مسجدسلیمان، خراسان و رازی همچنان در مدار تولید قرار دارند اما توقف همزمان پردیس، هنگام و لردگان به‌معنای کاهش بخشی از ظرفیت قابل‌عرضه کشور است. مساله تنها حجم تولید ازدست‌رفته نیست بلکه بازار اوره به‌زمان تحویل، برنامه کشتی‌ها، هزینه حمل و اعتبار عرضه‌کننده نیز حساس است. طولانی‌شدن توقف می‌تواند فروشندگان ایرانی را در انجام تعهدات قراردادی با مشکل مواجه و خریداران را به‌سمت تولیدکنندگان جایگزین هدایت کند.

بخشی از تولید اوره ایران برای تامین کود مورد نیاز بخش کشاورزی در داخل مصرف می‌شود و بخش دیگر به‌بازارهای خارجی می‌رود. بنابراین کاهش تولید می‌تواند دولت و شرکت‌های پتروشیمی را میان دواولویت قرار دهد: حفظ عرضه داخلی یا انجام تعهدات صادراتی و تامین ارز. در کوتاه‌مدت ممکن است موجودی انبارها بخشی از کسری تولید را جبران کرده اما اگر توقف چند مجتمع ادامه پیدا کند فشار واقعی به‌تدریج در حجم عرضه، زمان تحویل محموله‌ها و درآمد صادراتی شرکت‌ها نمایان خواهد شد.

راه‌اندازی مجدد واحدهای آمونیاک و اوره نیز مانند روشن‌کردن یک خط ساده تولید نیست. این واحدها به‌خوراک پایدار گاز، برق بدون نوسان، بخار، آب صنعتی و هماهنگی کامل میان بخش‌های عملیاتی نیاز دارند. هربار توقف اضطراری علاوه‌بر تولید ازدست‌رفته هزینه‌های بازرسی، راه‌اندازی، مصرف انرژی و استهلاک تجهیزات را افزایش می‌دهد. به‌همین دلیل تعداد روزهای توقف فقط یک آمار تولیدی نیست بلکه مستقیما بر سودآوری شرکت اثر می‌گذارد.

توسعه پیش از تثبیت

مدیریت مبین انرژی از آمادگی برای توسعه یوتیلیتی و سرمایه‌گذاری مشترک با پتروشیمی‌ها سخن گفته است. اصل این برنامه می‌تواند مثبت باشد زیرا طرح‌های جدید پتروشیمی بدون دسترسی به‌برق، بخار و آب صنعتی پایدار امکان بهره‌برداری اقتصادی ندارند. بااین‌حال توسعه یوتیلیتی پروژه‌ای پرهزینه و بلندمدت است و نمی‌توان آن را صرفا با امضای تفاهمنامه یا اعلام آمادگی مدیریتی پیش برد.

احداث نیروگاه، بویلرهای تولید بخار، آب‌شیرین‌کن، شبکه انتقال و تاسیسات تصفیه به‌منابع مالی سنگین نیاز دارد. افزایش هزینه تجهیزات، تحریم، دشواری تامین قطعات و ابهام در قیمت‌گذاری خدمات جانبی بازگشت سرمایه این پروژه‌ها را با ریسک روبه‌رو کرده است. ازسوی‌دیگر مشتریان مبین نیز با کمبود خوراک، محدودیت برق و توقف‌های دوره‌ای مواجهند. کاهش تولید مجتمع‌های مصرف‌کننده به‌معنای کاهش خرید یوتیلیتی و تضعیف درآمد شرکت تامین‌کننده است.

ازاین‌رو پرسش اصلی آن است که آیا مبین پیش از ورود به‌پروژه‌های تازه برنامه‌ای روشن برای مقاوم‌سازی تاسیسات موجود دارد؟ آیا مسیرهای جایگزین انتقال برق، بخار و آب پیش‌بینی شدند؟ آیا مجتمع‌ها می‌توانند در شرایط اضطراری بخشی از نیاز خود را از منابع دیگر تامین کنند و مهم‌تر از همه مسوولیت جبران خسارت ناشی از قطع یا ناپایداری یوتیلیتی چگونه میان تولیدکننده و مصرف‌کننده تقسیم خواهد شد؟

سال‌ها پیش نیز اتصال شبکه‌های مبین و دماوند به‌عنوان راهکاری برای انتقال برق و گاز در شرایط توقف برنامه‌ریزی‌نشده مطرح شده بود؛ اقدامی که نشان می‌دهد ایجاد مسیر پشتیبان و کاهش وابستگی به‌یک منبع ضرورتی قدیمی در منطقه عسلویه است. بااین‌حال رخدادهای اخیر ثابت کرده است که تاب‌آوری زیرساختی باید متناسب با ریسک‌های جدید از نو ارزیابی شود.

توقف پردیس، مشکلات فنی هنگام و لردگان، آسیب به‌فجر و ابهام درباره تثبیت کامل مبین قطعات جداگانه یک تصویر بزرگ‌تر هستند: صنعت پتروشیمی ایران بیش از توسعه ظرفیت اسمی به‌تضمین استمرار تولید نیاز دارد. ساخت مجتمع‌های تازه درحالی‌که برق، گاز و یوتیلیتی واحدهای موجود پایدار نیست تنها ظرفیت‌هایی روی کاغذ ایجاد می‌کند.

معیار موفقیت مدیریت یوتیلیتی در ماه‌های آینده تعداد تفاهمنامه‌ها یا وعده‌های توسعه نخواهد بود بلکه کاهش توقف‌های ناخواسته، ایجاد تجهیزات پشتیبان، شفاف‌شدن برنامه بازسازی، تامین قطعات و بازگشت پایدار مجتمع‌های مصرف‌کننده به‌مدار تولید است. صنعت پتروشیمی اکنون بیش‌از هرزمان دیگری به‌زیرساختی نیاز دارد که نه‌تنها در روزهای عادی بلکه در روزهای بحران نیز بتوان به‌آن اتکا کرد.

 

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 3 =