«مثلث مقدس» میدان، مردم و دیپلماسی

 آیا صدا و سیما این تعادل را برهم زد؟
دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در دو سال گذشته، کشور درگیر سه جنگ تحمیلی بوده است؛ جنگ‌هایی که نه انتخاب ما، بلکه نتیجهٔ سیاست‌های امپریالیستی آمریکای جهان‌خوار است؛ همان قدرتی که با خوی تجاوزگری تاریخی‌اش، خاورمیانه را حیاط خلوت خود می‌پندارد و ثبات هیچ ملت مستقلی را تاب نمی‌آورد. اما آنچه این جنگ‌ها را پیچیده‌تر کرد، نه فقط ماهیت میدان، بلکه تصویری بود که از میدان ساخته شد؛ تصویری که گاه از خود جنگ مهم‌تر شد، ذهن جامعه را از واقعیت دور کرد و برای مردم خطای محاسباتی ایجاد نمود.
۱. بزرگ‌نمایی حملات ما؛ کوچک‌نمایی حملات دشمن
در روایت رسمی، عملیات رزمندگان اسلام چنان بزرگ‌نمایی می‌شد که هر اقدام، «فتح مبین»ی تازه جلوه می‌کرد. در سوی مقابل، حملات دشمن ــ حتی آن‌ها که خسارت واقعی بر جای می‌گذاشتند ــ چنان کوچک‌نمایی می‌شد که گویی صرفاً اقدامی ایذایی و بی‌اثر بوده‌اند؛ تا جایی که یک موشک تام‌هاوک چند میلیون دلاری، در این روایت به پرتابه‌ای بی‌مقدار فروکاسته می‌شد.
این دوگانه‌سازی، آرام‌آرام یک خطای محاسباتی گسترده ساخت: مردم تصور کردند که ما در میدان، پیروز مطلق و همه‌جانبه هستیم؛ پیروزی‌ای که فقط یک نتیجهٔ طبیعی دارد: «پس باید تا نابودی آمریکا پیش برویم.»اما جنگ، نه با شعار پیش می‌رود و نه با تصویرسازی. جنگ، محاسبات خاص خودش را دارد؛ محاسباتی که گاهی اقتضا می‌کند پیشروی کنی، گاهی توقف، و گاهی حتی عقب‌نشینی تاکتیکی برای حفظ منافع ملی.
۲. سند مهم: توصیهٔ رهبری شهید دربارهٔ روایت جنگ
در منابع رسمی، مضمون مهمی از رهبری شهید دربارهٔ جنگ ۱۲ روزه تکرار شده است: «روایت جنگ باید دقیق باشد؛ نه بزرگ‌نمایی پیروزی، نه کوچک‌نمایی تهدید.»این مضمون در چند سند معتبر تأیید شده است:– تأکید بر «روایت صحیح» و پرهیز از تحریف در گزارش خبرگزاری مهر – تأکید بر «عدم اغراق در پیروزی» و «عدم تقلیل تهدید» در تحلیل خبرگزاری آنا – تأکید بر «واقع‌نمایی حملات دشمن» در گزارش خبرگزاری فارس
این سه سند، مجموعاً نشان می‌دهد که آقای شهید ایران به‌طور روشن خواستار روایت دقیق جنگ بوده‌اند؛ روایتی که نه میدان را مطلقاً پیروز نشان دهد، نه دشمن را مطلقاً شکست‌خورده.
۳. صدا و سیما؛ کارخانهٔ تولید اطمینان کاذب
صدا و سیما در دوسال اخیر روایت واحدی را تکرار کرد: «ما در اوج قدرتیم، دشمن در سراشیبی سقوط.»این روایت، با تکرار بی‌وقفه، به باور عمومی تبدیل شد؛ باوری که در آن هر توافق، هر مصالحه، هر عقب‌نشینی تاکتیکی، به‌مثابه فروش خاک تعبیر می‌شد. در چنین فضایی، دیپلمات نه نمایندهٔ منافع ملی، بلکه متهم بالقوه بود.
۴. مثلث مقدس؛ جایی که تعادل شکست
وقتی رسانه، میدان را «تمام‌قد» و خیابان را «تمام‌خشم» نشان می‌دهد، دیپلماسی جایی برای ایستادن ندارد. انتظارات غیرواقعی خیابان، میدان را از محاسبه دور می‌کند و دیپلماسی را از کار می‌اندازد.
۵. چرا ممکن است دیپلماسی مؤثر از دست برود؟
پاسخ ساده نیست، اما روشن است: ممکن است ارادهٔ سیاسی واحدی برای یک دیپلماسی محاسبه‌گر وجود نداشته باشد.
۶. لوکوموتیو یا واگن؟
صدا و سیما لوکوموتیو نبود؛ واگنی بود که با تمام سرعت پشت لوکوموتیو حرکت می‌کرد. اما واگنی که بوق ممتدش، قطار را از شنیدن صدای خطر بازداشت.
بنابراین در سه جنگ تحمیلی سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، آنچه بیش از گلوله و موشک بر سرنوشت کشور اثر گذاشت، روایت جنگ بود؛ روایتی که میدان را مطلقاً پیروز و دشمن را مطلقاً شکست‌خورده نشان داد. این تصویرسازی، دیپلماسی را از کار انداخت، خیابان را دچار انتظارات غیرواقعی کرد، و میدان را در موقعیتی قرار داد که هر تصمیم محاسبه‌گرانه، «خیانت» تلقی شود.
و این دقیقاً همان چیزی است که رهبری شهید درباره‌اش هشدار داده بودند: «نه بزرگ‌نمایی شود، نه کوچک‌نمایی.»

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 3 =