«برق من نیست بلکه برق خودشان است. هروقت دلشان بخواهد شاسی را فشار میدهند و برق را قطع میکنند. دیگر اسم وبسایت و اپلیکیشنی بهاین نام بهعنوان درگاهی برای ارتباط با مردم موضوعیت ندارد!» از این دست اعتراضهایی که راه بهجایی نمیبرد این روزها زیاد شنیده میشود. دوباره قطع برق بدون اطلاع قبلی آغاز شده است؛ نه سامانه۱۲۱ پاسخ روشنی میدهد و نه وبسایت و اپلیکیشنی که با نام برق من برای اطلاعرسانی بهمشترکان طراحی شده زمان خاموشی را بهدرستی نشان میدهد.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، ناترازی برق امسال وارد پنجمینسال پیاپی خود شده و قطع برق تابستانی نیز بهبخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. هرسال با آغاز تابستان برق قطع میشود، جدول خاموشی از راه میرسد و وعدههای وزارت نیرو نیز تکرار میشود که مشکل را انشاءالله سال آینده حل میکنیم اما سالبهسال دریغ از پارسال. خاموشیها نهتنها پایان نمییابند بلکه حالا برق بدون اطلاع قبلی قطع میشود و هیچکس نیز پاسخگوی سردرگمی مردم نیست. شهروندان از تجربه تماس با ماموران فوریتهای برق روایت میکنند که اغلب پاسخها یکسان است: فیوز پریده، مشکل از دیسپاچینگ بوده، کابلها اتصالی کردند یا تجهیزات محلی دچار نقص شدند. پاسخهایی از این دست خاموشیها را بهفرسودگی فیوزها، کابلها و تجهیزات محلی نسبت میدهند اما کارشناسان میگویند واقعیت در بسیاری از موارد چیز دیگری است. مساله اصلی کنترل بار شبکه در ساعتهای اوج مصرف است.
همین کنترل بار در ساعتهای اوج کار را بهجایی رسانده که برای مثال قطع برق در یک مجتمع مسکونی ۲۴واحدی بهداستان یکبام و دوهوا تبدیل میشود؛ نیمی از واحدها برق دارند و نیم دیگر در تاریکی بهسر میبرند. تکرار همزمان چنین خاموشیهایی در تهران و شهرستانها و بازگشت برق پس از یک بازه زمانی تقریبا مشخص این پرسش را ایجاد میکند که آیا همه این قطعیها واقعا ناشی از نقص فنی است؟
واقعیتهای صنعت برق روایت دیگری دارند. بخش مهمی از خاموشیها برای کنترل بار شبکه در فصل اوج مصرف اعمال میشود؛ اقدامی که قرار است فشار را از شبکهای بردارد که دستکم چهارسال است با ناترازی جدی میان تولید و مصرف روبهرو است. برآوردهای منتشرشده برای تابستان۱۴۰۵ نشان میدهد که حتی در سناریوی واقعبینانه شبکه برق کشور در ساعات اوج مصرف با حدود ۱۳هزارو۶۰۰مگاوات کسری توان مواجه خواهد بود. این رقم نسبتبه سال گذشته اندکی کاهش یافته اما همچنان آنقدر بزرگ است که بدون محدودکردن مصرف صنایع، ادارات و در نهایت بخش خانگی حفظ پایداری شبکه دشوار خواهد بود.
این ناهماهنگی مرز میان خاموشی ناشی از مدیریت بار و قطعی ناشی از حادثه فنی را برای مردم نامشخص کرده است. در شرایطی که خاموشی میتواند بهخرابی آسانسور، پمپ آب، تجهیزات سرمایشی، یخچال، وسایل الکترونیکی و دستگاههای پزشکی منجر شود اطلاعرسانی چند دقیقه پیش از قطع برق نیز کافی نیست؛ چه رسد بهاینکه مشترک پس از خاموشی تازه متوجه شود هیچ نهادی زمان بازگشت برق را نمیداند.
مساله فقط آسایش خانوارها نیست. قطع ناگهانی برق برای واحدهای تجاری کوچک، نانواییها، داروخانهها، مراکز درمانی، کارگاهها و کسبوکارهای اینترنتی هزینه مستقیم دارد. صنایع بزرگتر نیز با محدودیتهای یک یا چندروزه تولید مواجهند. درچنینشرایطی کاهش ظاهری مصرف برق ممکن است در آمار بهعنوان مدیریت موفق بار ثبت شود اما بخشی از این کاهش در عمل نتیجه توقف خطوط تولید، کاهش شیفتهای کاری و افت فعالیت اقتصادی است. گزارشهای اخیر نیز هشدار دادند که بهبود نسبی تراز برق نباید با حل مشکل اشتباه گرفته شود زیرا بخشی از آن ممکن است ناشی از کاهش تولید صنعتی و کند شدن موتور اقتصاد باشد.
شبکهای فرسوده روی دوش نیروگاههای کمبازده
ناترازی برق تنها حاصل افزایش مصرف کولرها نیست. صنعت برق ایران همزمان با کمبود ظرفیت قابل اتکا، فرسودگی بخشی از شبکه، بدهیهای انباشته، کمبود نقدینگی و توقف سرمایهگذاری در احداث نیروگاههای جدید روبهرو است. طبق تازهترین اعلام مسوولان وزارت نیرو حدود ۳۰درصد شبکههای برق کشور فرسوده است و بهبازسازی و نوسازی نیاز دارد. این آمار بهمجموعه شبکههای برق اشاره دارد و رقم جداگانه و بهروزی درباره میزان فرسودگی خطوط انتقال بهصورت عمومی منتشر نشده است. بااینحال تکرار حوادث در پستها و خطوط انتقال و فوق توزیع نشان میدهد فرسودگی فقط محدود بهسیمها و ترانسهای داخل محلهها نیست.
فرسودگی پستها، ترانسفورماتورها و خطوط انتقال باعث میشود شبکه در روزهای گرم تحمل کمتری دربرابر رشد بار داشته باشد. تجهیزات قدیمی در دمای بالا بیشتر درمعرض افزایش حرارت، خروج اضطراری و بروز حادثه قرار میگیرند. بههمیندلیل وقتی مصرف بهمرزهای بحرانی نزدیک میشود بهرهبرداران ناچارند بخشی از بار را قطع کنند تا از خروج زنجیرهای تجهیزات و وقوع خاموشی گستردهتر جلوگیری شود.
در بخش تولید نیز آمارها دوتصویر متفاوت ارائه میکنند. از یکسو شرکت برق حرارتی اعلام کرده متوسط راندمان نیروگاههای حرارتی در سال جاری برای نخستینبار از مرز ۴۰درصد عبور کرده درحالیکه راندمان ثبتشده در سال گذشته حدود ۷/۳۹درصد بوده است. این افزایش هرچند مثبت است اما بهمعنای نوسازی کامل ناوگان نیروگاهی نیست. بخشی از نیروگاههای قدیمی همچنان با راندمان پایین فعالیت میکنند و برای تولید هر واحد برق سوخت بیشتری میسوزانند.
در حوزه توزیع نیز توانیر تلفات شبکه را کمتر از ۱۰درصد اعلام کرده است. باوجود قابل قبول خواندن این رقم از سوی مسوولان درشرایطیکه کشور با کسری بیش از ۱۳هزار مگاواتی روبهرو است حتی کاهش یکیادودرصد از تلفات میتواند معادل ظرفیت چندواحد نیروگاهی برق قابل استفاده در اختیار شبکه قرار دهد.
حمیدرضا صالحی، نایبرییس کمیسیون انرژی اتاق ایران ریشه اصلی ناترازی را کمبود سرمایهگذاری و حضور گسترده دولت در قیمتگذاری و تجارت برق میداند. از نگاه او، هنگامی که تولیدکننده خصوصی نمیتواند برق را با قیمتی متناسب با هزینه ساخت نیروگاه، سوخت، تعمیرات و نرخ ارز بفروشد انگیزهای برای احداث ظرفیت جدید باقی نمیماند. صالحی پیشتر تاکید کرده بود که تا سال۱۴۰۴ سرمایهگذاری موثری ازسوی دولت در صنعت برق انجام نشده و بخش خصوصی نیز با محدودیتهای جدی مالی و مقرراتی مواجه بوده است.
ابراهیم خوشگفتار، فعال باسابقه صنعت برق و عضو سندیکای شرکتهای تولیدکننده برق نیز با اشاره بهطولانیشدن زمان بازگشت سرمایه گفته سرمایهگذاری در نیروگاهسازی دیگر توجیه اقتصادی سابق را ندارد. بهگفته او، زمان بازگشت سرمایه در صنعت نیروگاهی بهحدود ۲۷سال رسیده است؛ شرایطی که باعث میشود سرمایهگذار بهجای ورود بهپروژهای سنگین و بلندمدت منابع خود را بهبازارهایی با بازده سریعتر منتقل کند.
سندیکای شرکتهای تولیدکننده برق نیز برآورد کرده بود که برای ساخت حدود ۳۵هزارمگاوات نیروگاه و کاهش ناترازی در یکدوره پنجساله نزدیک به۲۰میلیارد دلار سرمایهگذاری لازم است یعنی بهطور متوسط سالانه چهارمیلیارد دلار برای احداث ۷هزارمگاوات ظرفیت جدید. فاصله عملکرد واقعی با چنین نیاز سرمایهگذاری توضیح میدهد چرا شکاف تولید و مصرف هرسال دوباره در روزهای گرم ظاهر میشود.
جنگ، صورتحساب تازه روی میز صنعت برق
مشکلات صنعت برق در سال جاری تنها میراث سالها کمبود سرمایهگذاری نیست. جنگ اخیر خسارت مستقیمی نیز بهنیروگاهها، پستها، خطوط و شبکههای توزیع وارد کرده است. براساس اظهارات یکی از معاونان وزارت نیرو حدود ۷هزارمگاوات از ظرفیت نیروگاهی کشور در جریان جنگ آسیب دید. بخشی از این ظرفیت بهمدار بازگشته اما حدود ۴هزارمگاوات از نیروگاههای آسیبدیده برای تابستان در دسترس نخواهد بود. حذف چنین ظرفیتی از مدار در شرایطی که شبکه از قبل با ناترازی بیش از ۱۳هزارمگاواتی مواجه بوده فشار بر مدیریت بار را افزایش میدهد.
در استان تهران نیز اعلام شده که طی جنگ ۴۸۷نقطه از شبکه برق، ۹۱پست هوایی و زمینی و حدود ۱۲۹کیلومتر شبکه آسیب دیده است. خسارت واردشده بهشبکه توزیع برق استان تهران حدود ۱۷/۲هزارمیلیارد تومان برآورد شده؛ رقمی که باید از منابعی پرداخت شود که پیش از جنگ نیز برای تعمیرات، توسعه خطوط و تسویه بدهی پیمانکاران کافی نبود.
پیامد جنگ فقط تخریب مستقیم تجهیزات نیست. افزایش هزینه تامین قطعات، دشوارترشدن حملونقل تجهیزات سنگین، بهتعویقافتادن تعمیرات اساسی نیروگاهها و انتقال منابع مالی از پروژههای توسعهای بهبازسازی اضطراری میتواند آثار جنگ را تا چند فصل آینده در شبکه برق باقی بگذارد. بنابراین حتی بازگشت ظاهری یک خط یا پست بهمدار بهمعنای پایان خسارت نیست چراکه تعمیرات موقت باید در ادامه با بازسازی دائمی و مقاومسازی شبکه تکمیل شود.
درچنینشرایطی درخواست از مردم برای کاهش مصرف لازم بوده اما کافی نیست. نمیتوان همه بار ناترازی چندساله، فرسودگی شبکه، اقتصاد معیوب برق و خسارت جنگ را بر دوش مشترکی گذاشت که نمیداند برق خانهاش چه زمانی قطع و چه زمانی وصل خواهد شد. نخستین حق مردم اطلاعرسانی دقیق و صادقانه است. اگر خاموشی برای مدیریت بار انجام شده باید با عنوان مدیریت بار و با جدول زمانی روشن اعلام شود. اگر حادثه فنی رخ داده محدوده حادثه و زمان تقریبی رفع آن باید در دسترس مشترکان قرار گیرد.
ادامه خاموشیهای بدون برنامه اعتماد مردم را بهسامانههای رسمی کاهش میدهد و هر قطعی را بهنمادی از بیاختیاری مشترک تبدیل میکند؛ همان احساسی که در جمله اعتراضی ابتدای گزارش خلاصه شده است: برق برای مردم است اما زمان روشن و خاموششدن آن را دیگر مردم تعیین نمیکنند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع