خط قرمز ايران در هرمز

با گذشت چند هفته از امضاي تفاهم اوليه ميان ايران و امريكا كه قرار بود زمينه را براي مذاكرات نهايي در يك بازه ۶۰ روزه فراهم كند، اكنون نشانه‌هاي تازه‌اي از افزايش تنش ميان دو طرف ديده مي‌شود؛ تنش‌هايي كه اگرچه هنوز به معناي بازگشت به يك جنگ تمام‌عيار نيست، اما نشان مي‌دهد مسير ديپلماسي همچنان با موانع جدي روبه‌رو است و هيچ تضميني براي موفقيت مذاكرات وجود ندارد.

به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، تفاهمي كه پس از هفته‌ها درگيري و فشارهاي نظامي حاصل شد، از همان ابتدا قرار بود صرفاً چارچوبي براي توقف درگيري‌ها و آغاز گفت‌وگو درباره موضوعات پيچيده‌تر باشد. براساس اين تفاهم، دوطرف فرصت داشتند طي ۶۰ روز درباره پرونده‌هاي اصلي ازجمله مسائل امنيتي، هسته‌اي، تحريم‌ها و ترتيبات منطقه‌اي به گفت‌وگو بپردازند. با اين حال، اختلاف‌ها بر سر مسائل ميداني و امنيتي همچنان پابرجا مانده و اكنون يكي از مهم‌ترين آنها به تنگه هرمز و نحوه مديريت اين آبراه راهبردي بازمي‌گردد.

در همين چارچوب، روز شنبه وزير امور خارجه ايران راهي عمان شد تا مذاكراتي را درباره سازوكارهاي عبور و مرور در تنگه هرمز و برخي مسائل امنيتي منطقه دنبال كند. اين گفت‌وگوها با ميانجيگري عمان انجام شد، اما درنهايت دوطرف نتوانستند به جمع‌بندي مشتركي درباره چارچوب همكاري در اين منطقه حساس دست پيدا كنند؛ موضوعي كه نشان داد اختلافات همچنان عميق‌تر از آن است كه در مدت كوتاهي برطرف شود.

در ادامه اين تحولات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اعلام كرد كه تنگه هرمز تا اطلاع ثانوي همچنان بسته خواهد ماند و هيچ‌گونه ترتيباتي كه از‌سوي امريكا براي مديريت اين منطقه پيشنهاد شده باشد، مورد پذيرش ايران نيست. اين موضع در واقع تأكيدي دوباره بر ديدگاه تهران بود كه امنيت خليج‌فارس و تنگه هرمز بايد براساس منافع و حقوق كشورهاي منطقه تعريف شود و ايران حاضر نيست در اين زمينه از خطوط قرمز خود عقب‌نشيني كند.

مقام‌هاي ايراني نيز در روزهاي گذشته بار ديگر تأكيد كرده‌اند كه جمهوري اسلامي همچنان از اصل مذاكره استقبال مي‌كند، اما اين مذاكرات تنها زماني معنا خواهد داشت كه حقوق و منافع كشور به‌طور كامل رعايت شود. از نگاه تهران، تفاهم اخير به معناي صرف‌نظر كردن از مطالبات راهبردي ايران نيست و هرگونه توافق نهايي بايد تضمين‌هاي لازم را براي تأمين اين حقوق در بر داشته باشد.

همين مواضع سبب شده است كه فضاي مذاكرات نسبت به هفته‌هاي گذشته با ترديدهاي بيشتري همراه شود. اگرچه كانال‌هاي ارتباطي ميان دو طرف همچنان باز مانده و هيچ‌يك از طرفين خروج رسمي از روند گفت‌وگوها را اعلام نكرده‌اند، اما اختلاف بر سر موضوعات امنيتي، به‌ويژه در خليج‌فارس، مي‌تواند روند مذاكرات را با تأخير يا حتي وقفه مواجه كند.

در همين حال، بامداد يكشنبه نيز بار ديگر شاهد تبادل آتش محدود ميان نيروهاي ايران و امريكا بوديم. اين درگيري‌ها اگرچه نسبت به نبردهاي گسترده ماه‌هاي گذشته ابعاد بسيار محدودتري داشت، اما نشان داد كه آتش‌بس موجود همچنان شكننده است و هر حادثه مي‌تواند سطح تنش را افزايش دهد. با وجود اين، تاكنون هيچ نشانه‌اي از آغاز دوباره يك جنگ فراگير ديده نشده و هر دو طرف همچنان تلاش كرده‌اند دامنه درگيري‌ها كنترل‌شده باقي بماند.

تحليلگران معتقدند شرايط فعلي وارد مرحله‌اي شده كه در آن همزمان دو مسير موازي دنبال مي‌شود؛ از يك‌سو تماس‌هاي ديپلماتيك و رايزني‌هاي غيرمستقيم ادامه دارد و ازسوي ديگر فشارهاي ميداني و امنيتي نيز به عنوان ابزاري براي افزايش قدرت چانه‌زني حفظ شده است، به همين دليل هنوز نمي‌توان با اطمينان درباره سرنوشت مذاكرات قضاوت كرد.

از نگاه ايران، حفظ توان بازدارندگي و دفاع از منافع ملي همچنان اولويت اصلي محسوب مي‌شود و مقام‌هاي كشور بارها اعلام كرده‌اند كه هرگونه توافق تنها زماني پايدار خواهد بود كه حقوق ايران به رسميت شناخته شود. در مقابل، تهران تأكيد كرده است كه اگر اين حقوق ناديده گرفته شود، همه گزينه‌هاي لازم براي دفاع از منافع كشور همچنان روي ميز باقي خواهد ماند. در مجموع، فضاي كنوني نه به معناي پايان ديپلماسي است و نه بازگشت كامل به جنگ. آنچه امروز مشاهده مي‌شود، مرحله‌اي پرابهام از تعامل و تقابل همزمان است؛ مرحله‌اي كه موفقيت يا شكست آن به نحوه مديريت اختلافات در هفته‌هاي آينده وابسته خواهد بود. تا آن زمان، تنگه هرمز همچنان يكي از مهم‌ترين نقاط اصطكاك ميان ايران و امريكا باقي خواهد ماند و سرنوشت مذاكرات نيز بيش از هر چيز به چگونگي حل همين اختلافات گره خورده است.

بسته ماندن تنگه هرمز تنها يك موضوع امنيتي يا نظامي نيست، بلكه مستقيماً بر اقتصاد جهاني و همچنين محاسبات سياسي دولت امريكا اثر مي‌گذارد. اين آبراه طي دهه‌هاي گذشته يكي از مهم‌ترين مسيرهاي انتقال نفت و گاز جهان بوده و هرگونه محدوديت در رفت‌وآمد كشتي‌ها بلافاصله خود را در بازارهاي انرژي، بيمه حمل‌ونقل دريايي، هزينه تجارت و حتي نرخ تورم بسياري از كشورها نشان مي‌دهد. به همين دليل نيز از نخستين ساعات اعلام ادامه محدوديت‌ها، دوباره نگاه بازارهاي جهاني به تحولات خليج‌فارس دوخته شد و بسياري از معامله‌گران تلاش كردند سناريوهاي مختلف پيش‌رو را ارزيابي كنند.

براي دولت دونالد ترامپ نيز ادامه اين وضعيت مي‌تواند يك چالش مهم اقتصادي و سياسي باشد. هرچند امريكا در سال‌هاي اخير نسبت به گذشته وابستگي كمتري به نفت وارداتي خاورميانه پيدا كرده، اما اقتصاد اين كشور همچنان از قيمت جهاني انرژي تأثير مي‌پذيرد. افزايش قيمت نفت معمولاً هزينه سوخت، حمل‌ونقل و توليد را بالا مي‌برد و درنهايت به رشد نرخ تورم منجر مي‌شود؛ موضوعي كه براي هر دولتي، به‌ويژه در فضاي سياسي امريكا، اهميت فراواني دارد. به همين دليل بسياري از تحليلگران معتقدند واشنگتن نيز همان اندازه كه به دنبال حفظ فشار سياسي بر ايران است، علاقه‌مند است مسير صادرات انرژي دوباره به وضعيت باثبات بازگردد.

ازسوي ديگر، بسته ماندن تنگه هرمز فقط بر بازار نفت اثر نمي‌گذارد. بخش قابل‌توجهي از تجارت دريايي منطقه نيز از همين مسير انجام مي‌شود و افزايش هزينه بيمه كشتي‌ها، تغيير مسيرهاي حمل‌ونقل يا كاهش تردد شناورها مي‌تواند هزينه واردات و صادرات بسياري از كشورها را افزايش دهد. در چنين شرايطي حتي كشورهايي كه مستقيماً در مناقشه حضور ندارند نيز از تبعات اقتصادي آن متأثر خواهند شد.

در كنار اين نگراني‌ها، برخي تحليلگران نسبت به احتمال گسترش دامنه تنش به ساير گذرگاه‌هاي راهبردي منطقه نيز هشدار مي‌دهند. يكي از مهم‌ترين اين نقاط، باب‌المندب است؛ آبراهي كه درياي سرخ را به خليج عدن و اقيانوس هند متصل مي‌كند. اگر به هر دليل ناامني از خليج‌فارس به اين منطقه نيز كشيده شود، بخش ديگري از تجارت جهاني با اختلال مواجه خواهد شد. چنين سناريويي به معناي آن است كه كشتي‌هاي تجاري ناچار به انتخاب مسيرهاي طولاني‌تر و پرهزينه‌تر خواهند شد و اين موضوع مي‌تواند زنجيره تأمين كالا در سطح جهان را بيش از گذشته تحت فشار قرار دهد.

همزمان، تحولات اخير پرسش‌هايي را درباره سرنوشت ساير بندهاي تفاهم ايران و امريكا نيز ايجاد كرده است. تفاهمي كه قرار بود آغازگر دوره‌اي از مذاكرات فني و سياسي باشد، اكنون با آزموني جدي روبه‌رو شده است. اگر اختلاف بر سر موضوعات امنيتي و ميداني ادامه پيدا كند، ممكن است اجراي ديگر بخش‌هاي توافق نيز با تأخير يا ابهام مواجه شود. موضوعاتي مانند آزادسازي منابع مالي، تسهيل تجارت، كاهش محدوديت‌هاي اقتصادي يا آغاز مذاكرات درباره ساير پرونده‌ها، همگي به سطح اعتماد متقابل وابسته هستند و هر تنش جديد مي‌تواند اين اعتماد را تضعيف كند.

همزمان با پايان مراسم تشييع گسترده رهبر شهيد انقلاب اسلامي در ايران و عراق، عبدالباري عطوان، تحليلگر جهان عرب، در يادداشتي به بررسي پيامدهاي سياسي و امنيتي نخستين پيام آيت‌الله سيد مجتبي خامنه‌اي، رهبر انقلاب اسلامي ايران پرداخت و نوشت كه اين پيام مي‌تواند نشانه ورود تقابل ميان ايران و امريكا به مرحله‌اي متفاوت از گذشته باشد.

به اعتقاد اين تحليلگر، دو تحول همزمان در روزهاي اخير بيش از ساير رخدادها توجه ناظران را به خود جلب كرده است؛ نخست، انتشار پيام آيت‌الله سيد مجتبي خامنه‌اي كه در آن بر «انتقام خون شهدا» و مسووليت «آزادگان جهان» در اين مسير تأكيد شده است و دوم، انتشار گزارشي در رسانه‌هاي ايراني درباره احتمال گسترش دامنه اهداف در صورت ادامه حملات امريكا به زيرساخت‌هاي ايران.

عطوان معتقد است مهم‌ترين بخش پيام آيت‌الله سيد مجتبي خامنه‌اي، پيوند دادن خون رهبر شهيد انقلاب اسلامي با فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسين‌(ع) است؛ موضوعي كه به باور او، مي‌تواند تقابل كنوني را از يك جنگ صرفاً نظامي به نزاعي با ابعاد اعتقادي تبديل كند.

وي بر اين باور است كه تأكيد بر نقش «آزادگان جهان» در تحقق انتقام، از نگاه برخي ناظران به معناي محدود نبودن اين مساله به ايران تلقي شده و اين احتمال را مطرح كرده است كه دامنه اقدامات آينده، صرفاً به چارچوب جغرافيايي ايران محدود نماند.

اين تحليلگر همچنين احتمال داده است كه منظور از اين عبارت، مشاركت نيروها و جريان‌هاي همسو با ايران در نقاط مختلف جهان باشد؛ موضوعي كه به گفته او مي‌تواند اهداف اقتصادي، امنيتي يا حتي منافع امريكا و رژيم صهيونيستي را در خارج از منطقه نيز دربرگيرد. با اين حال، اين برداشت صرفاً تحليل نويسنده است و در متن پيام، اشاره مستقيمي به چنين سناريوهايي نشده است. در بخش ديگري از اين تحليل، به گزارشي از رسانه‌هاي ايران اشاره شده است كه حمله امريكا به برخي زيرساخت‌هاي ريلي ايران را نشانه انتقال درگيري از حوزه نبرد دريايي به زيرساخت‌هاي اقتصادي دانسته است.

عطوان با استناد به اين گزارش، نوشته است كه در صورت ادامه اين روند، احتمال گسترش دامنه حملات متقابل به مراكز اقتصادي و تجاري منطقه وجود دارد. او از بندر جبل‌علي در امارات و بندر حيفا در سرزمين‌هاي اشغالي به عنوان اهداف احتمالي نام مي‌برد و معتقد است چنين سناريويي مي‌تواند جنگ اقتصادي را وارد مرحله‌اي گسترده‌تر كند.

به باور وي، اگر اين روند ادامه يابد، اختلال در مسيرهاي تجاري، بنادر و زيرساخت‌هاي حمل‌ونقل بين‌المللي مي‌تواند آثار قابل‌توجهي بر اقتصاد جهاني بر جاي بگذارد؛ هرچند تاكنون هيچ مقام رسمي ايراني چنين سناريويي را اعلام نكرده و اين موارد در حد گمانه‌زني‌هاي تحليلي مطرح شده‌اند. اين تحليلگر در ادامه يادداشت خود آورده است كه تشييع ميليوني رهبر شهيد انقلاب اسلامي، نقطه عطفي در فضاي داخلي ايران به شمار مي‌رود و ممكن است بر رويكرد آينده جمهوري اسلامي نيز تأثير بگذارد.

او معتقد است فضاي ايجاد شده پس از اين مراسم مي‌تواند ايران را از مرحله «بازدارندگي دفاعي» به سمت «بازدارندگي تهاجمي» سوق دهد و زمينه گسترش دامنه تقابل در منطقه را فراهم كند.

عطوان همچنين معتقد است كه نگراني‌هاي امنيتي در امريكا، به‌ويژه درباره احتمال هدف قرار گرفتن مقامات اين كشور، افزايش يافته است. با اين حال، تهران همچنان تأكيد مي‌كند كه اصل مذاكره را رد نكرده و در صورت رعايت حقوق و منافع كشور، آماده ادامه مسير ديپلماسي است. در مقابل نيز بسياري از ناظران معتقدند امريكا براي جلوگيري از تشديد هزينه‌هاي اقتصادي و امنيتي، انگيزه دارد كانال‌هاي گفت‌وگو را باز نگه دارد. همين موضوع باعث شده است كه آينده روابط دو كشور در وضعيتي دوگانه قرار بگيرد؛ نه مي‌توان از شكست كامل مذاكرات سخن گفت و نه از موفقيت قطعي آن. در مجموع، افق پيش‌رو همچنان با ابهام همراه است. تداوم تنش در خليج‌فارس، حساسيت تنگه هرمز، احتمال سرايت بحران به ديگر مسيرهاي دريايي و نامشخص بودن سرنوشت اجراي تفاهم، همگي نشان مي‌دهد كه بازارهاي جهاني و بازيگران سياسي همچنان با احتياط تحولات منطقه را دنبال مي‌كنند. آينده اين روند بيش از هر چيز به آن بستگي دارد كه آيا دوطرف خواهند توانست اختلاف‌هاي امنيتي را از مسير ديپلماسي مديريت كنند يا اينكه بار ديگر منطق تقابل بر فضاي روابط حاكم خواهد شد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 1 =