جنگ ۴۰روزه و نوسازی صنعت و تولید

خبر تفاهم ایران و آمریکا برای کشورهای منطقه و جهان بسیار جذاب و هیجان‌انگیز بود. بالاخره پس از چندین هفته کشمکش و درگیری و تنش در خلیج‌فارس و تنگه هرمز، ایران و آمریکا برای پایان جنگ به‌تفاهم رسیدند. بر طبق گفته‌ها، با نهایی‌شدن این آتش‌بس ۶۰روزه جریان نفت می‌تواند بار  دیگر از طریق تنگه هرمز به دنیا سرازیر شود. با این حال اینکه این جریان عبور نفتکش‌ها با چه کیفیتی و چقدر آزادانه و با چه عوارضی برقرار خواهد شد همچنان مبهم است. در طول این دوران ۶۰روزه دو کشور تلاش خواهند کرد تا درباره آینده ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران مذاکره کنند در حالی که آمریکا مشوق لغو تحریم‌های بیشتر و آزادسازی ده‌ها میلیارددلار از دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور را پیش چشم آنها نگه داشته است.

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت  ، بازگشایی تنگه هرمز در پی این تفاهم اولیه میان واشنگتن و تهران بدون شک خبر خوشایندی برای بازارهای جهانی است. با این حال این فرض که بازارهای نفت به‌سرعت به شرایط پیش از درگیری باز خواهند گشت، نیازمند بررسی دقیق است. موارد زیادی هنوز نامشخص باقی مانده است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به برنامه هسته‌ای و اورانیوم غنی موجود در سایت‌های هسته‌ای اشاره کرد. طی چندروز گذشته و پس از اعلام توافق صحبت‌های متفاوتی را از دو طرف شنیدیم؛ از یک‌سو ایران اعلام کرده که باید بلافاصله ۲۴میلیارددلار از دارایی‌های مسدودشده‌اش در اختیارش قرار بگیرد و در کنار آن حق غنی‌سازی اورانیوم برای مصارف غیرنظامی را داشته باشد. در آن سوی ماجرا نیز ترامپ اعلام کرده که تا ایران به تعهداتش عمل نکند، پولی در اختیارش قرار نخواهد گرفت.

موضوع مهم دیگر تعمیر و بازسازی آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌های نفتی و گازی منطقه است که نیازمند زمان و هزینه خواهد بود و ده‌ها شرکت و هزاران مهندس و تکنیسین در حال بازگرداندن زیرساخت‌های تولید و صادرات به سطوح پیش از جنگ هستند. این جنگ به رشد اقتصادی جهان آسیب زد. نرخ تورم را افزایش داد و هزینه مصرف‌کنندگان را بالا برد. اکنون و در این روزها ایران عزیزمان با تدبیر رهبری و تمامی مسوولان هیات مذاکره‌کننده و پس از تحمل مشکلات بسیار ناشی از جنگ با قبول توافق و آتش‌بس مسیری تازه را پیش‌روی ایران و اقتصادش قرار داده‌اند. این تفاهم تنها پایان یک جنگ و بحران نیست بلکه این اتفاق بزرگ سرآغاز عصر جدیدی از ثبات و توسعه و شکوفایی اقتصادی و ارتقای جایگاه کشورمان در نظام اقتصادی جهان است. اهمیت واقعی این توافق در فرصتی تاریخی نهفته است که پیش‌روی ملت ایران قرار گرفته است. امروز باید به استقبال آغاز یک مسوولیت بزرگ ملی برویم؛ مسوولیت ساختن ایرانی که شایسته ظرفیت‌های تمدنی، انسانی و اقتصادی خود باشد و تولید ثروت، توسعه فناوری و تکنولوژی، سرمایه‌گذاری، کارآفرینی و ارتقای رفاه و کیفیت زندگی مردم و بزرگ‌تر کردن سفره‌هایشان با پشتوانه ظرفیت‌های عظیم داخلی و گسترش مبادلات و مراودات جهانی محقق شود. میزان برآورد اولیه از میزان خسارت‌ها(۶میلیارد دلار به‌صورت ارزی و ۳۰هزار میلیاردتومان به‌صورت ریالی) گویای این است که ایران می‌تواند با یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های سرمایه‌گذاری صنعتی مواجه شود. البته تجربه‌های مشابه در اقتصاد ایران نشان می‌دهد الزاما بازسازی پس از جنگ ممکن است به نوسازی فناوری منجر شود. در شرایطی که بخش عمده‌ای از صنایع در کشورمان با تحریم، محدودیت‌های سرمایه‌گذاری، فرسودگی شدید تجهیزات یا کمبود نقدینگی مواجهند نخستین هدف صاحبان صنعت و تولید و بازگشت سریع به مدار تولید و شکل‌گیری جریان ارزآوری است.

بازسازی صنعت زمانی با ارتقای تکنولوژی و فناوری همسو می‌شود که پول یا سرمایه برای تکرار چرخه قبل هزینه شود. اگر سیاست‌های دولت بدون طراحی دقیق و توزیع منابع اجرا شود پروژه بازسازی عملا پرهزینه، کم‌اثر و شاید هم مضر باشد. در شرایط محدودیت ارزی، اولویت‌بندی سخت‌گیرانه ضروری است به این ترتیب باید منابع راهبردی، صادرات‌محور، انرژی‌بر  و زنجیره‌های دارای اثر بالابر تولیدملی در اولویت‌ نخست باشند.

صنعت ایران قبل از جنگ هم نیاز به نوسازی داشته و نتوانسته بودند استهلاک تجهیزات را جبران کنند. حاکمیت و دولتمردان برای بازسازی بنگاه‌ها باید اقداماتی انجام دهند که در ساختار واقعی اقتصادمان قابلیت اجرا داشته باشد و بازسازی در کنار بهره‌وری بیاید و پروژه بازسازی حتما با اصلاح ساختار مدیریتی همراه شود. سیاستگذاران باید به‌دنبال اطلاعات ساختاری شجاعانه در حوزه اقتصاد و خلاص کردن آن از تصدی‌گری‌های ناکارآمد دولتی باشند. در این زمینه اصلاحات ساختاری در اقتصاد در جهت  مهار تورم و به گردش درآمدن چرخ‌های تولید و تجارت ضروری است وجه مکمل رونق اقتصادی و به گردش درآمدن چرخ‌های تولید و تجارت، تسهیل مراودات جهانی و تجارت خارجی بوده که لازمه آن حل معضلات کنونی سیاست خارجی است که به احتمال زیاد مذاکره‌کنندگان ایرانی آن را در راس برنامه‌های خود قرار داده‌اند. پروژه بازسازی در شرایطی می‌تواند نوسازی تلقی شود که روحیه مثبت در جامعه شکل بگیرد و همان روحیه حفظ شود و مردم و سرمایه‌گذاران به آینده امیدوار شوند.

برنامه بازسازی اقتصاد و صنعت در شرایطی به‌ثمر می‌رسند که اعتماد و امیدواری در جامعه تقویت شود. اگر زنجیره سیاستگذاری حکمرانی اقتصادی به‌صورت همه‌جانبه و با همدیگر مورد توجه قرار نگیرند، پروژه نوسازی صنعت و تولید و تبدیل آن به نوسازی تکنولوژی و فناوری به‌طور جامع و مطلوب عملیاتی نخواهد شد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + 4 =