تهران ؛ شهر جیب‌های خالی !

 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : تهران نه دیگر آن کلان‌ شهرِ تپنده برای فرصت‌ها که به ویترینی از تقلاهای روزمره بدل شده است. اگر در دهه‌های نه‌ چندان دور تهران‌ نشینی مترادف بود با رویا پردازی برای پیشرفت ؛ ارتقای کیفیت زندگی و پس‌ انداز برای خانه‌ دار شدن امروز اما این مختصات به‌ طور کامل تغییر کرده است. پایتخت این بار زیر بارِ سنگینِ یک سقوط آرام اما به‌ غایت دردناک نفس‌هایش به شماره افتاده است. قشری که ستون‌های میانی جامعه را تشکیل می‌داد و موتور محرک توسعه و تمدن شهری بود اکنون به جای نقشه‌ کشی برای آینده درگیر هندسه خرید روزانه است. این قشر‌ حالا درگیر یک محاسبات ریاضیِ بی‌ رحمانه شده. چگونه می‌توان با درآمدهای ثابت از سدِ روزهای بحرانی گذشت. زمانی که یخچال‌ها به معنای واقعی کلمه خالی می‌شوند و امید به آینده پشت دیوارهای بلندِ تورمِ سرسام‌ آورِ اجاره‌ بها و سبد معیشت دفن می‌گردد چگونه می توان دل به زندگی بست و رویاها را در آغوش گرفت. این سقوط نه در خیابان‌ها با هیاهو که در سکوتِ سنگینِ سفره‌های کوچک‌ شده و در چهره‌های خسته در متروی تهران جریان دارد. آنچه این وضعیت را تراژیک‌تر می‌کند ؛ فقدانِ درکِ عمیق نزدِ سیاست‌ گذارانی ست که گویی از پشتِ پنجره‌های بسته به تهران می‌نگرند. راه‌ حل‌های آنان که عموماً در قالب بسته‌های حمایتی ناکارآمد و اعتبارهای ناچیز یارانه‌ای خلاصه می‌شود نه تنها دردی از این پیکره‌ی رنجور دوا نمی‌کند بلکه نمکی ست بر زخم‌های عمیق این مردم گرفتار.
 توزیعِ قطره‌ چکانیِ منابع در جامعه‌ای که با تورم ساختاری و کاهش قدرت خرید دست‌ به‌ گریبان است نه یک سیاست رفاهی که نوعی مسکنِ موقت برای نادیده گرفتن یک بیماریِ مزمن است. آنچه در تهران و در تمام نقاط ایران در حال رخ دادن است فراتر از یک چالش اقتصادی ساده است‌. این یک فروپاشی اجتماعیِ خزنده است. سیاستی که شهروند را از یک عاملِ کنشگر به یک مُستحقِ یارانه‌ بگیر تقلیل می‌دهد در واقع کرامت انسانی را بیرحمانه هدف گرفته است. حقیقتِ تلخ اینجاست که وقتی امنیتِ شغلی ؛ امید به خرید مسکن و حتی تأمینِ ساده‌ ترین مایحتاجِ روزانه از دسترسِ اکثریت جامعه خارج می‌شود ؛ شکافی عمیق میانِ سیاست و واقعیتِ زندگی ایجاد می‌ کند. ادامه این روند ؛ نه تنها پایتخت را به شهرِ جیب‌های خالی تبدیل کرده بلکه در حال تزریقِ ناامیدی و خشمِ فرو خورده به بطنِ جامعه است. این هشدار را باید جدی گرفت که تهرانِ امروز و دیگر شهرها با وعده‌های کلیشه‌ای و مُسکن‌ های زود گذر مدیریت نمی‌شود. اگر سیاست‌ گذار به جای بسته‌های حمایتیِ تحقیر آمیز به دنبالِ بازگرداندنِ عزت و امکانِ زیستِ شرافتمندانه نباشد ؛ این سقوطِ آرام ؛ دیر یا زود به نقطه بی‌ بازگشت خواهد رسید. نقطه ای که در آن همه گرفتار می شوند و علاجی بر آن نیست.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 12 =

پربازدیدترین ها