جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : داستان نیچه و اسب ؛ فارغ از بحثهای تاریخی در باره صحت جزئیات آن تصویری تکان دهنده از تقابل انسانیت و بیرحمی ست. گاریچیای که تمام دغدغهاش رسیدن به مقصد ؛ خالی کردن بار و دریافت پول است. او حتی لحظهای به رنج اسبی که زیر سنگینی بار گرفتار شده ؛ فکر نمیکند. برای او ؛ اسب نه یک موجود زنده نه موجودی احساس مند و نه شایسته ترحم بلکه صرفاً ابزاری برای کسب درآمد است. ابزاری که تا زمانی ارزش دارد که بتواند بار ببرد و اگر شکست و زمین خورد باید با شلاق و خشونت وادارش کرد تا دوباره برخیزد. و این همان منطق خطرناکی ست که در بسیاری از مناسبات انسانی نیز ریشه دوانده است. منطق سود جویی ؛ منفعت طلبی و رسیدن به مقصد به هر قیمت. در چنین نگاهی مهم نیست چه کسی زیر بار فشار خرد میشود ؛ چه کسی قربانی میشود و چه کسی از حق زندگی و کرامت محروم میماند که مهم فقط آن است که صاحبان قدرت به مقصد برسند.
بخش دردناکتر داستان ؛ لحظهای ست که نیچه در برابر این خشونت سکوت نمیکند. او میتواند عبور کند ؛ میتواند خودش را به ندیدن بزند و مانند بسیاری از تماشاگران ؛ مسئولیت را به گردن دیگری بیندازد. اما چنین نمیکند. او در دفاع از موجودی که توان دفاع از خود را ندارد ؛ مقابل گاریچی میایستد و هزینه اعتراض خود را میپردازد. اینجاست که باید از خودمان بپرسیم که چند بار در زندگی ؛ شاهد شلاق خوردن اسبهای زمانه بودهایم و به بهانه اینکه به ما مربوط نیست ؛ از کنار آن عبور کردهایم. چند بار دیدهایم انسانی زیر فشار قدرت ؛ فقر ؛ تبعیض ؛ بیعدالتی و منفعت طلبی دیگران زمین خورده اما ترجیح دادهایم سکوت کنیم تا مبادا آسایش و منافع خودمان به خطر بیفتد. درد جامعه فقط وجود گاریچیهای بیرحم نیست که درد بزرگتر ؛ عادت کردن تماشاگران به صدای شلاق است.
امروز هم در گوشهوکنار زندگی اجتماعی اسبهایی وجود دارند که زیر بارهای سنگین اقتصادی ؛ اجتماعی و روانی از پا افتادهاند. نسانهایی که توان فریاد زدن ندارند ؛ صدایشان به جایی نمیرسد و در برابر مناسبات ناعادلانه ؛ بیپناه ماندهاند. در مقابل کسانی هستند که به جای برداشتن بار از دوش این انسانها ؛ شلاق مطالبه ؛ فشار و سرزنش را محکمتر میزنند. زیرا برایشان مقصد مهم است نه مسیری که دیگران را در آن قربانی کنند. و چه تأسف بار است که گاهی در جامعه ؛ اعتراض به بیعدالتی را هزینهدارتر از خود بیعدالتی میکنند. گویی کسی که از حق دیگری دفاع میکند ؛ باید پاسخگوی جسارت خود باشد. اما آنکه ضعیفتر را زیر فشار گذاشته ؛ همچنان میتواند بیدغدغه به مسیرش ادامه دهد. بیایید در برابر اسبهای زخمی زمانه فقط تماشاگر نباشیم. بیایید وقتی شلاقی بر پیکر بیپناهی فرود میآید ؛ از خودمان بپرسیم آیا قرار است فقط شاهد باشیم یا هنوز چیزی به نام وجدان در وجودمان باقی مانده است. اخلاق آنجا آغاز میشود که منفعت شخصی پایان مییابد و انسان ؛ دیگری را نه وسیلهای برای رسیدن به مقصد بلکه موجودی شایسته احترام و زندگی میبیند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع