جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : این روزها واقعیتِ عریانِ زندگی ما ایرانیان ؛ زیر پوششی از واژگانِ دروغین پنهان شده. اما حقیقت شجاعانه و بدون واهمه از لایههای شعارهای پوچ و تو خالی بیرون زده و با فریادی لرزان ؛ حال و روزِ ما را روایت میکند. همان حالی که در ابیاتِ پُر از دردِ این روزها بر زبان همه طنین انداز شده است. آن جا که شاعری گمنام با بغضی که گویی از اعماقِ تاریخِ رنجِ این ملت برآمده میگوید : سرم بازار مسگرهاست ؛ دلم در چنگ بربرهاست و او نه یک شاعرِ افسرده که یک شاهدِ عینی ست. او دارد به وضوح از جغرافیایِ جدیدِ ایران میگوید. جایی که زندگی به فنا رفته و امیدها زخم برداشته. بازار مسگرها عالی ترین استعارهای ست که می توان آن را به آشفتگیِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ایران نسبت داد.
از بی قانونیِ حاکم بر معیشت و از آن هیاهویِ بیهوده که در آن حقوق مردم و حق طلبان در میانِ جنجال های ساختگی گم شده است. ساختاری که به جای حمایت از مردم ؛ و به جای آن که مردم را دوست داشته باشد ؛ آنها را در میانِ استرس ؛ ترس و واهمه محصور کرده. در حالی که مدعیانِ ریاکار و متملق از شکوفاییِ کاذب در اقتصاد و سیاست می گویند ؛ و کشوری ساخته اند که به زعم خود از گل و بلبل فراوان است ؛ اما اکثریتِ مردم در میانهی یک جنگ زرگری گرفتار شدهاند. جنگی میانِ گروههایی که تنها به دنبالِ تصاحبِ منابع و قدرت اند و در این میان ؛ روح و روانِ ملت را قربانیِ این تقابلهای بیثمر کرده اند. وضعیت به چنان نقطه ای از ناامیدی رسیده که هیچ کس حالش خوب نیست. کسی میلی به سخن ندارد. که همگان همچنان مشتاق اند به خاموشی و سکوت. ملت از فرطِ خستگی ؛ از فرطِ درهم شکستگی ؛ به نوعی انزوایِ وجودی رسیده است.
وقتی انسان احساس کند که روحِ جانِ پریشانش بلاتکلیف مانده و تعلیق تمام زندگی اش را در مشت گرفته ؛ یعنی دیگر مرزی میانِ امید و ناامیدی باقی نمانده. یعنی آرزوها در تاریکیِ این دورانِ دشوار یا گم شدهاند یا به مرگ تن داده اند. تلخ و غمگین اما واقعیت این است که زندگی برای ایرانیان چنان رنج آور و ناگوار شده که هیچ رخدادِ عادی ؛ هیچ اصلاحِ جزئی و هیچ وعدهی تو خالی نمیتواند این زخمها را التیام بخشد. کسی نمی داند اما شاید معجزه ای از راه برسد و این بازارِ مسگرها را ویران کند و امید مُرده را از دلِ این خاک بیرون بکشد. امیدی که سالهاست به دنبال یک منجی می گردد. که اگر این زمانه به پایان نرسد و رونق بازار مسگرها تداوم یابد ؛ هر آنچه پیش رو داریم ؛ تنها تکرارِ مکرراتِ یک سوگِ بی پایان است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع