جهش بازده اوراق ژاپن

 زنگ خطر برای عصر پول ارزان

رسیدن بازده اوراق ده‌ساله دولت ژاپن به مرز ۳ درصد، مهم‌ترین نشانه تغییر در یکی از پایدارترین الگوهای مالی سه دهه گذشته است.

بازده اوراق قرضه ده‌ساله دولت ژاپن در روز سه‌شنبه، اول سپتامبر ۲۰۲۶، برای مدتی کوتاه به ۳ درصد رسید؛ سطحی که از سال ۱۹۹۶ سابقه نداشت. هم‌زمان، بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز افزایش یافت و تشدید تنش‌های خاورمیانه و رشد قیمت انرژی، نگرانی‌ها درباره تداوم نرخ‌های بهره بالا را بیشتر کرد. اهمیت این تحول فقط به اقتصاد ژاپن محدود نمی‌شود؛ زیرا افزایش هزینه پول در توکیو می‌تواند جریان سرمایه جهانی، بازار اوراق، سهام آمریکا و اقتصادهای نوظهور را تحت تحت تأثیر قرار دهد.

رسیدن بازده اوراق ده‌ساله دولت ژاپن به مرز ۳ درصد، مهم‌ترین نشانه تغییر در یکی از پایدارترین الگوهای مالی سه دهه گذشته است. ژاپن سال‌ها با نرخ‌های بهره بسیار پایین، سیاست پولی فوق‌انبساطی و خرید گسترده اوراق دولتی، نقش تأمین‌کننده نقدینگی ارزان برای اقتصاد جهانی را ایفا می‌کرد.

جهش بازده اوراق ژاپن چه پیامی دارد؟

به گزارش اقتصاددان به نقل از بازار ،  رسیدن بازده اوراق ده‌ساله دولت ژاپن به مرز ۳ درصد، مهم‌ترین نشانه تغییر در یکی از پایدارترین الگوهای مالی سه دهه گذشته است. ژاپن سال‌ها با نرخ‌های بهره بسیار پایین، سیاست پولی فوق‌انبساطی و خرید گسترده اوراق دولتی، نقش تأمین‌کننده نقدینگی ارزان برای اقتصاد جهانی را ایفا می‌کرد. در چنین محیطی، سرمایه‌گذاران می‌توانستند با هزینه‌ای اندک ین قرض بگیرند و منابع خود را در دارایی‌هایی با بازده بالاتر در آمریکا، اروپا و بازارهای نوظهور سرمایه‌گذاری کنند.

اکنون اما بازار بدهی ژاپن در حال ارسال پیام متفاوتی است. افزایش بازده اوراق به این معناست که قیمت اوراق کاهش یافته و سرمایه‌گذاران برای نگهداری بدهی دولت ژاپن، بازده بیشتری مطالبه می‌کنند. این تغییر می‌تواند حاصل ترکیبی از عوامل باشد: انتظار افزایش نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن، نگرانی درباره تورم، افزایش عرضه اوراق، تغییر تقاضای سرمایه‌گذاران داخلی و بین‌المللی و احتمال خروج تدریجی بانک مرکزی از سیاست‌های حمایتی گذشته.

اهمیت رکورد جدید از آن‌جا بیشتر می‌شود که اقتصاد ژاپن برای سال‌ها با تورم بسیار پایین و رشد کم مواجه بود. در نتیجه، نرخ‌های بهره پایین نه‌تنها ابزار مقابله با رکود، بلکه به بخشی از ساختار مالی این کشور تبدیل شده بود. عبور بازده ده‌ساله از مرز ۳ درصد نشان می‌دهد که بازار دیگر به‌سادگی حاضر نیست ریسک‌های تورمی و مالی دولت ژاپن را با بازده‌های ناچیز بپذیرد.

این تحول البته به معنای وقوع فوری بحران نیست. ژاپن همچنان دارای پس‌اندازهای داخلی گسترده، نهادهای مالی بزرگ و ظرفیت قابل توجه برای مدیریت بازار بدهی است. با این حال، تغییر جهت انتظارات می‌تواند هزینه تأمین مالی دولت، شرکت‌ها و خانوارها را افزایش دهد و در عین حال، رفتار سرمایه‌گذاران ژاپنی در بازارهای خارجی را دگرگون کند.

بانک مرکزی ژاپن در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین منابع تأمین مالی ارزان در جهان بود. زمانی که نرخ بهره داخلی نزدیک صفر قرار داشت، سرمایه‌گذاران ژاپنی برای دستیابی به بازده بالاتر، بخشی از سرمایه خود را در اوراق خزانه‌داری آمریکا، اوراق شرکتی، سهام جهانی و دارایی‌های بازارهای نوظهور قرار می‌دادند. این جریان سرمایه به کاهش هزینه استقراض در کشورهای مقصد کمک می‌کرد و نقدینگی فراوانی در اختیار بازارهای جهانی قرار می‌داد.

چرا افزایش نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن برای جهان مهم است؟

سرمایه‌گذاران پیش‌تر انتظار داشتند بانک مرکزی ژاپن در نشست ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶، نرخ بهره سیاستی را ۲۵ واحد پایه افزایش دهد و به ۱٫۲۵ درصد برساند. هرچند تحقق این سناریو به داده‌های تورم، دستمزد، مصرف داخلی و وضعیت بازار ارز بستگی دارد، اما خودِ انتظار افزایش نرخ بهره نیز می‌تواند بازارها را جابه‌جا کند.

بانک مرکزی ژاپن در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین منابع تأمین مالی ارزان در جهان بود. زمانی که نرخ بهره داخلی نزدیک صفر قرار داشت، سرمایه‌گذاران ژاپنی برای دستیابی به بازده بالاتر، بخشی از سرمایه خود را در اوراق خزانه‌داری آمریکا، اوراق شرکتی، سهام جهانی و دارایی‌های بازارهای نوظهور قرار می‌دادند. این جریان سرمایه به کاهش هزینه استقراض در کشورهای مقصد کمک می‌کرد و نقدینگی فراوانی در اختیار بازارهای جهانی قرار می‌داد.

افزایش نرخ بهره ژاپن دو اثر مستقیم دارد. نخست، هزینه استقراض ین افزایش می‌یابد. دوم، دارایی‌های داخلی ژاپن نسبت به گذشته جذاب‌تر می‌شوند. اگر سرمایه‌گذار بتواند بدون تحمل ریسک جدی ارزی، بازده بالاتری از اوراق ژاپنی به دست آورد، انگیزه او برای سرمایه‌گذاری در بازارهای خارجی کاهش می‌یابد.

از دید اقتصاد کلان، این فرایند نوعی «بازگشت سرمایه» است. پولی که در دوره نرخ‌های بهره بسیار پایین از ژاپن خارج شده بود، ممکن است به‌تدریج به بازار داخلی برگردد. حتی اگر این بازگشت به‌صورت کامل رخ ندهد، کاهش سرعت خروج سرمایه یا کاهش خرید دارایی‌های خارجی نیز می‌تواند برای بازارهای جهانی اهمیت داشته باشد.

با این حال، واکنش بازارها به افزایش نرخ بهره ژاپن کاملاً خطی نیست. اگر افزایش نرخ بهره به‌تدریج و در چارچوب رشد اقتصادی پایدار انجام شود، بازارها فرصت سازگاری خواهند داشت. اما اگر تصمیم بانک مرکزی ژاپن غافلگیرکننده باشد یا با تقویت شدید ین همراه شود، معامله‌گران اهرمی ممکن است ناچار به بستن سریع موقعیت‌های خود شوند؛ رخدادی که نوسان بازار را افزایش می‌دهد.

افزایش نرخ بهره ژاپن دو اثر مستقیم دارد. نخست، هزینه استقراض ین افزایش می‌یابد. دوم، دارایی‌های داخلی ژاپن نسبت به گذشته جذاب‌تر می‌شوند. اگر سرمایه‌گذار بتواند بدون تحمل ریسک جدی ارزی، بازده بالاتری از اوراق ژاپنی به دست آورد، انگیزه او برای سرمایه‌گذاری در بازارهای خارجی کاهش می‌یابد.از دید اقتصاد کلان، این فرایند نوعی «بازگشت سرمایه» است. پولی که در دوره نرخ‌های بهره بسیار پایین از ژاپن خارج شده بود، ممکن است به‌تدریج به بازار داخلی برگردد.

هم‌زمانی فروش اوراق ژاپن و آمریکا چه معنایی دارد؟

در همان روزی که بازده اوراق ده‌ساله ژاپن برای مدتی کوتاه به ۳ درصد رسید، بازده اوراق خزانه‌داری ده‌ساله آمریکا نیز به ۴٫۷۸ درصد افزایش یافت و بازده اوراق سی‌ساله به ۵٫۲۷ درصد رسید. افزایش هم‌زمان بازدهی در دو اقتصاد بزرگ جهان نشان می‌دهد بازار بدهی با فشارهای مشترکی مواجه است.

رابطه قیمت و بازده اوراق معکوس است. وقتی سرمایه‌گذاران اوراق را می‌فروشند، قیمت آن‌ها کاهش می‌یابد و بازدهی بالا می‌رود. بنابراین، افزایش بازده اوراق آمریکا و ژاپن می‌تواند نشانه افزایش عرضه، کاهش تقاضا یا رشد صرف ریسک باشد. در مورد آمریکا، کسری بودجه بالا، نیاز مستمر دولت به انتشار اوراق و نگرانی درباره مسیر بدهی عمومی، از عوامل مهم فشار بر بازار محسوب می‌شوند.

در چنین شرایطی، خریداران اوراق برای پذیرش ریسک تورم، نوسان نرخ بهره و احتمال کاهش ارزش واقعی سرمایه، بازده بیشتری طلب می‌کنند. اوراق بلندمدت، از جمله اوراق سی‌ساله، معمولاً به این عوامل حساس‌ترند؛ زیرا سرمایه‌گذار برای دوره طولانی‌تری در معرض تغییرات تورم و سیاست مالی قرار دارد.

افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا اثر گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی دارد. نرخ‌های بهره در آمریکا یکی از مهم‌ترین مبناهای قیمت‌گذاری دارایی‌ها در جهان است. وقتی بازده بدون ریسک بالا می‌رود، ارزش‌گذاری سهام، املاک، اوراق شرکتی و پروژه‌های سرمایه‌گذاری نیز تحت فشار قرار می‌گیرد. شرکت‌ها باید برای انتشار بدهی، سود بیشتری بپردازند و دولت‌ها نیز با هزینه بالاتری بدهی خود را تجدید می‌کنند.

از سوی دیگر، افزایش بازده اوراق آمریکا می‌تواند دلار را تقویت کند؛ هرچند این اثر به وضعیت اقتصاد آمریکا، انتظارات تورمی و رفتار بانک‌های مرکزی دیگر بستگی دارد. دلار قوی‌تر معمولاً بازپرداخت بدهی دلاری اقتصادهای نوظهور را دشوارتر می‌کند و ممکن است به خروج سرمایه از این کشورها منجر شود.

درگیری‌ها در خاورمیانه و افزایش قیمت انرژی، یکی از عوامل مؤثر بر تغییر انتظارات نرخ بهره در بازارهای جهانی است. رشد قیمت نفت و گاز، هزینه حمل‌ونقل، تولید و مصرف خانوارها را افزایش می‌دهد و می‌تواند تورم را دوباره تقویت کند. در چنین وضعیتی، بانک‌های مرکزی برای جلوگیری از تثبیت تورم، ممکن است نرخ‌های بهره را برای مدت طولانی‌تری بالا نگه دارند.

نقش جنگ، انرژی و تورم در افزایش هزینه پول

ازسرگیری درگیری‌ها در خاورمیانه و افزایش قیمت انرژی، یکی از عوامل مؤثر بر تغییر انتظارات نرخ بهره در بازارهای جهانی است. رشد قیمت نفت و گاز، هزینه حمل‌ونقل، تولید و مصرف خانوارها را افزایش می‌دهد و می‌تواند تورم را دوباره تقویت کند. در چنین وضعیتی، بانک‌های مرکزی برای جلوگیری از تثبیت تورم، ممکن است نرخ‌های بهره را برای مدت طولانی‌تری بالا نگه دارند.

بازار اوراق به‌شدت به انتظارات تورمی حساس است. سرمایه‌گذار اوراق بلندمدت در واقع امروز پول خود را در اختیار دولت یا شرکت قرار می‌دهد تا در سال‌های آینده اصل سرمایه و سود مشخصی دریافت کند. اگر تورم افزایش یابد، ارزش واقعی این پرداخت‌های آینده کاهش پیدا می‌کند. بنابراین، سرمایه‌گذار برای جبران این ریسک، بازده بیشتری مطالبه می‌کند.

تنش‌های ژئوپلیتیک همچنین باعث افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن می‌شود؛ اما این به معنای آن نیست که همه اوراق دولتی در هر شرایطی افزایش قیمت خواهند داشت. اگر بازار به این نتیجه برسد که بحران انرژی تورم را بالا می‌برد و دولت‌ها برای حمایت از اقتصاد به انتشار بدهی بیشتری نیاز دارند، ممکن است حتی اوراق دولت‌های بزرگ نیز با فشار فروش مواجه شوند.

این شرایط بانک‌های مرکزی را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد. از یک سو، افزایش نرخ بهره برای مهار تورم ضروری است؛ از سوی دیگر، نرخ‌های بالا می‌تواند مصرف، سرمایه‌گذاری و بازار مسکن را تضعیف کند. اگر شوک انرژی با بدهی عمومی بالا و رشد اقتصادی ضعیف همراه شود، ریسک «رکود تورمی» افزایش می‌یابد؛ یعنی اقتصادی که هم‌زمان با رشد پایین و تورم بالا مواجه است.

اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، درباره احتمال افزایش نرخ بهره ژاپن نیز در همین چارچوب اهمیت دارد. او در نشست وزیران دارایی گروه ۲۰ اعلام کرد انتظار دارد ژاپن نرخ بهره را افزایش دهد و در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌بی‌سی گفت اطلاعاتی در اختیار دارد که بازار از آن بی‌خبر است. چنین اظهاراتی می‌تواند انتظارات معامله‌گران را تقویت کند، هرچند تصمیم نهایی همچنان در اختیار بانک مرکزی ژاپن و وابسته به داده‌های اقتصادی است.

افزایش بازده اوراق قرضه ژاپن و رشد بازده خزانه‌داری آمریکا، نشانه‌ای از سخت‌تر شدن شرایط مالی جهان است. در چنین محیطی، بازارها معمولاً به دارایی‌هایی با بدهی بالا، سودآوری ضعیف و ارزش‌گذاری‌های بسیار خوش‌بینانه حساس‌تر می‌شوند. سهام شرکت‌های رشدی، اوراق شرکتی کم‌اعتبار و بازارهای نوظهور ممکن است نوسان بیشتری تجربه کنند.

پایان ین کری‌ترید و احتمال جابه‌جایی سرمایه جهانی

«ین کری‌ترید» یکی از شناخته‌شده بین‌المللی است. در این روش، معامله‌گر با نرخ پایین ین وام می‌گیرد و آن را به دارایی یا ارزی با بازده بالاتر تبدیل می‌کند. سود معامله به اختلاف نرخ بهره و تغییرات نرخ ارز وابسته است.

تا زمانی که نرخ بهره ژاپن پایین و ارزش ین نسبتاً ضعیف یا باثبات باشد، این استراتژی جذابیت دارد. اما افزایش نرخ بهره ژاپن و احتمال تقویت ین، ریسک آن را بالا می‌برد. در صورت رشد ارزش ین، بدهی معامله‌گر به پول ژاپن گران‌تر می‌شود و ممکن است سود سرمایه‌گذاری خارجی از بین برود.

در این وضعیت، معامله‌گران برای بازپرداخت وام ینی خود، دارایی‌های خارجی را می‌فروشند و ارز حاصل را به ین تبدیل می‌کنند. اگر تعداد زیادی از فعالان بازار هم‌زمان چنین اقدامی انجام دهند، فشار فروش در بازار سهام، اوراق و ارز افزایش می‌یابد. این همان فرایندی است که از آن با عنوان «برچیده شدن ین کری‌ترید» یاد می‌شود.

اثر این فرایند فقط به ارزش ین محدود نیست. سرمایه‌گذاری‌های اهرمی معمولاً در چند بازار به‌طور هم‌زمان حضور دارند. بنابراین، بسته شدن موقعیت‌های ینی می‌تواند به فروش سهام فناوری، اوراق خزانه‌داری آمریکا، کالاها و دارایی‌های بازارهای نوظهور منجر شود. شدت واکنش به میزان اهرم، سرعت تقویت ین و ظرفیت نقدشوندگی بازار بستگی دارد.

با وجود این، نباید هر افزایش نرخ بهره در ژاپن را معادل فروپاشی فوری کری‌ترید دانست. بسیاری از سرمایه‌گذاران، ریسک ارز را پوشش می‌دهند و تصمیم‌های خود را به‌صورت تدریجی اجرا می‌کنند. همچنین تفاوت بازده میان ژاپن و آمریکا همچنان ممکن است به اندازه‌ای باشد که بخشی از سرمایه‌گذاری خارجی ژاپنی‌ها را توجیه کند. مسئله اصلی، نه حذف کامل این جریان، بلکه تغییر هزینه و ریسک آن است.

در بازار ایران، اثر این تحولات عمدتاً از مسیر غیرمستقیم منتقل می‌شود. تغییر قیمت جهانی نفت، نوسان شاخص دلار، وضعیت کامودیتی‌ها و رفتار سرمایه‌گذاران در بازارهای جهانی می‌تواند بر قیمت فلزات، محصولات پتروشیمی و سایر کالاهای صادراتی اثر بگذارد. شرکت‌های بورسی وابسته به قیمت‌های جهانی ممکن است از افزایش یا کاهش نرخ کالاها تأثیر بپذیرند.

پیامدهای احتمالی برای سرمایه‌گذاران و بازار ایران

افزایش بازده اوراق قرضه ژاپن و رشد بازده خزانه‌داری آمریکا، نشانه‌ای از سخت‌تر شدن شرایط مالی جهان است. در چنین محیطی، بازارها معمولاً به دارایی‌هایی با بدهی بالا، سودآوری ضعیف و ارزش‌گذاری‌های بسیار خوش‌بینانه حساس‌تر می‌شوند. سهام شرکت‌های رشدی، اوراق شرکتی کم‌اعتبار و بازارهای نوظهور ممکن است نوسان بیشتری تجربه کنند.

برای سرمایه‌گذاران، رصد چند شاخص اهمیت ویژه دارد: مسیر نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن، تغییرات نرخ برابری دلار و ین، میزان خرید اوراق خارجی از سوی سرمایه‌گذاران ژاپنی، بازده اوراق ده‌ساله و سی‌ساله آمریکا، قیمت انرژی و شاخص‌های سنجش نوسان بازار. ترکیب این متغیرها بهتر از یک خبر منفرد، جهت حرکت نقدینگی جهانی را نشان می‌دهد.

در بازار ایران، اثر این تحولات عمدتاً از مسیر غیرمستقیم منتقل می‌شود. تغییر قیمت جهانی نفت، نوسان شاخص دلار، وضعیت کامودیتی‌ها و رفتار سرمایه‌گذاران در بازارهای جهانی می‌تواند بر قیمت فلزات، محصولات پتروشیمی و سایر کالاهای صادراتی اثر بگذارد. شرکت‌های بورسی وابسته به قیمت‌های جهانی ممکن است از افزایش یا کاهش نرخ کالاها تأثیر بپذیرند.

همچنین افزایش نرخ بهره آمریکا معمولاً به معنای سخت‌تر شدن تأمین مالی جهانی و افزایش جذابیت دارایی‌های دلاری است. این مسئله می‌تواند بر جریان سرمایه، قیمت کالاها و انتظارات ارزی اثر بگذارد. با این حال، در بازار ایران باید عوامل داخلی مانند نرخ ارز، سیاست‌های بودجه‌ای، قیمت‌گذاری دستوری، نرخ خوراک، سیاست تجاری و وضعیت نقدینگی داخلی را نیز هم‌زمان در نظر گرفت؛ زیرا اثر متغیرهای جهانی در خلأ عمل نمی‌کند.

در نهایت، لمس بازده ۳ درصدی در اوراق ده‌ساله ژاپن بیش از آن‌که صرفاً یک رکورد آماری باشد، نشانه تغییر در معماری مالی جهان است. کشوری که سال‌ها منبع وام ارزان و نقدینگی گسترده بود، اکنون ممکن است به سمت جذب سرمایه حرکت کند. اگر این تغییر با نرخ‌های بالای آمریکا، تورم انرژی و تنش‌های ژئوپلیتیک همراه شود، بازار جهانی وارد دوره‌ای می‌شود که در آن قیمت پول، ریسک و نقدینگی بیش از گذشته تعیین‌کننده خواهد بود.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × چهار =