به قلم: حجت بقایی؛ عضو شورای سردبیری اقتصاددان
ادبیات توسعه _ پنج سال؛ در ادبیات مدیریت و مهندسیِ توسعه، این بازه زمانی برای سنجش تابآوری یک نهادِ استراتژیک، زمانِ کمی نیست. در تازهترین نشست افق رسانه و به عقیدۀ من «افق تحول» رسانه ملی، آنچه پیمان جبلی بر آن تأکید کرد، تنها مرور یک کارنامه مدیریتی نبود؛ بلکه ترسیمِ نقشه راهی بود که از یک چرخشِ بنیادین خبر میداد: گذار از «پیامرسانی منفعل» به «میدانداری فعال».
به عنوان کسی که سالها در حوزه های خبر، تولید و فنی صداوسیما و همچنین در فضای تحقیق و توسعه و این اواخر در بطنِ ظرایف فنی رسانه فعالیت داشتهام، معتقدم مهمترین دستاورد این پنج سالِ «طوفانی»، نه صرفاً در تغییرِ کنداکتورها یا برنامهسازیها، بلکه در تغییرِ «ماهیتِ عملکردی» سازمان بوده است. رسانه ملی در این دوره، از جایگاهِ صرفِ یک «آینه» که تنها رویدادها را بازتاب میدهد، به «عنصرِ رویدادساز» تغییر نقش داد. این همان چیزی است که ما در مدیریت رسانهای، «کنشگریِ پیشدستانه» مینامیم؛ وضعیتی که در آن رسانه به جای اینکه به دنبالِ روایتِ دشمن بدود، خود روایتگرِ میدان میشود و ابتکارِ عمل را در دست میگیرد.
آنچه در سخنان رئیس رسانه ملی برجسته بود، پیوندِ «ایمان و ایستادگی» با «تحولِ سیستمی» است. در دنیای پیچیده امروز، رسانهای که بخواهد «هویتبخش» باشد، طبیعتاً آماجِ سنگین ترین هجمهها قرار میگیرد. ایستادگی در برابر فشارهای بیرونی و عدمِ انحراف از سند تحول، که بهدرستی میثاقِ این دوره نامیده شد، نشاندهنده وجود یک «ستون فقراتِ هویتی» است که اجازه نمیدهد سازمان در طوفانهای سیاسی و رسانهای، دچار ارتجاع شود.
اما نکته کلیدی که باید در یادداشتِ توسعهایِ ما بر آن تأکید شود، این است که «تحول، مقصد نیست؛ یک فرآیند است». تحول، حالتی از «بهسوی بهترین شدن» است که هیچگاه به نقطه پایان نمیرسد. آسیبشناسیِ حرکت در مسیرِ قلهها به ما میآموزد که اگر دچار غرور یا خستگی شویم، نهتنها متوقف میشویم، بلکه مسیرِ «استدراج» (بازگشتِ تدریجی به عقب) آغاز میشود.
قابِ ماندگارِ این پنج سال، همانطور که گفته شد، بدنه انسانیِ رسانه است. نیروهایی که در میدانهای سختِ تولید و عملیات، مانع از فروپاشیِ روایتِ ملی شدند. به عقیده من، این مسیرِ ۵ ساله، تمرینی بزرگ برای گذار از یک سازمانِ سنتی به یک «سازمانِ پویا و هوشمند» بود. مسیری که اکنون با تکیه بر تجربه این پنج سالِ «ماندن و ایستادن»، باید با شتابی بیش از پیش و با تمرکز بر تقویتِ مؤلفههای «هویت ملی» تداوم یابد.
در نهایت، تحولِ واقعی زمانی رخ میدهد که رسانه بتواند صدایِ بطنِ جامعه باشد و همزمان، افقهایِ پیش رو را برای ساختنِ آیندهای تمدنی ترسیم کند. این مسیر، سخت است اما شدنی، به شرط آنکه همواره با «احسنالحال» به پیش برویم و قله را گم نکنیم.