به گزارش اقتصاددان به نقل از دنیای اقتصاد ، اهمیت این سفر اما بیش از هر چیز در نسبت ایران با هند و دیگر قدرتهای نوظهور معنا پیدا میکند؛ کشورهایی که ضمن همکاری با یکدیگر، به دنبال افزایش استقلال راهبردی خود هستند. از این منظر، بریکس را نمیتوان صرفا یک بلوک ضدآمریکایی دانست؛ این مجموعه بیش از آنکه ائتلافی یکپارچه باشد، بازتابی از تلاش طیف متنوعی از کشورها برای کاهش وابستگی به یک مرکز قدرت و افزایش سهم خود در تصمیمسازیهای جهانی است. برای ایران، چنین فضایی یک فرصت مهم محسوب میشود، اما عضویت بهتنهایی نمیتواند محدودیتهای ناشی از تحریمها یا موانع تجارت خارجی را برطرف کند. شکاف میان ظرفیت بالقوه بریکس و دستاورد واقعی آن برای تهران، دقیقا به توان ایران در تعریف منافع مشترک و اجرای پروژههای عملی در حوزههایی مانند انرژی، تجارت، سرمایهگذاری، کریدورهای ترانزیتی، چابهار، فناوری و همکاریهای مالی بستگی دارد. بنابراین، پرسش اصلی پس از سفر پزشکیان این نیست که ایران تا چه اندازه به بریکس نزدیک شده، بلکه این است که تهران تا چه حد میتواند از این عضویت برای ساختن شبکهای متنوع از روابط اقتصادی و سیاسی استفاده کند.
سعیده سادات فهری: در بحبوحه افزایش تنشها، تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب و تلاشها برای محدود کردن تعاملات بینالمللی ایران، حضور رئیسجمهور در دو اجلاس مهم سازمان همکاری شانگهای و اینک گروه بریکس در کمتر از دو هفته را میتوان نشانهای از تلاش تهران برای تثبیت جایگاه خود در پلتفرمهای شکلدهنده نظم جدید جهانی دانست؛ مسیری که بر تقویت چندجانبهگرایی، حرکت به سوی جهان چند قطبی و توسعه همکاری با قدرتهای نوظهور تاکید دارد. سفر روز جمعه مسعود پزشکیان به دهلینو برای شرکت در هجدهمین اجلاس سران بریکس در شرایطی انجام میشود که ایران تلاش دارد ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی این سازوکارها را در کنار روابط با کشورهای شرقی، بهویژه چین، روسیه و هند، بیش از گذشته فعال کند.
هند روزهای شنبه و یکشنبه ۲۱ و ۲۲ شهریور میزبان هجدهمین اجلاس سران گروه بریکس است؛ نشستی که قرار است با حضور رهبران کشورهای مهم عضو این مجموعه برگزار شود. پزشکیان در جریان این سفر علاوه بر حضور و سخنرانی در نشست اصلی سران بریکس، در همایش اقتصادی اعضای این گروه و نشست غیرعلنی سران با موضوع «حاکمیت جهانی فراگیر و تقویت چندجانبهگرایی» نیز دیدگاههای تهران درباره تحولات نظم جهانی و ضرورت توسعه همکاریهای بینالمللی را مطرح خواهد کرد. ایران از ابتدای سال ۲۰۲۴ به عضویت کامل بریکس درآمد و اکنون در کنار کشورهایی مانند چین، روسیه، هند، برزیل، آفریقای جنوبی، مصر، اتیوپی و امارات متحده عربی در این چارچوب حضور دارد.
تبدیل فرصت به دستاورد

عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل درباره اهمیت حضور ایران در این اجلاسها و شکل گرفتن یک جهان چند قطبی به روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت: «توزیع قدرت در نظام بینالملل دیگر مانند گذشته نیست و نظم تحت رهبری آمریکا با چالشی روبهروست که نه از سوی یک قدرت واحد، بلکه از سوی مجموعهای از قدرتها و ترتیبات جدید بینالمللی ایجاد میشود. جهان در حال حرکت به سوی نظمی چندمرکزی است؛ نظمی که در آن آمریکا همچنان قدرتمندترین بازیگر است، اما دیگر نمیتواند قواعد بازی را به تنهایی تعیین کند.»
اکبری توضیح داد: «ظهور بریکس، سازمان همکاری شانگهای، گسترش همکاریهای منطقهای و افزایش نقش قدرتهایی مانند چین، هند، روسیه و کشورهای خلیج فارس، بیش از آنکه به معنای ایجاد یک «بلوک ضدآمریکایی» باشد، نشانه تلاش کشورها برای کاهش وابستگی به یک مرکز قدرت است.» به گفته این کارشناس، بریکس از این منظر اهمیت ویژهای دارد. این گروه هنوز یک ائتلاف منسجم سیاسی نیست و اعضای آن منافع متفاوت و حتی متعارضی دارند، اما دقیقا به همین دلیل باید آن را جدی گرفت: بریکس محصول جهان پساآمریکایی نیست، بلکه یکی از ابزارهای شکلگیری جهانی است که در آن قدرت میان مراکز بیشتری توزیع میشود.
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به اینکه برای ایران، این تحول یک فرصت است، اما فرصتها خودبهخود به دستاورد تبدیل نمیشوند، ادامه داد: «تهران نباید تصور کند که عضویت در بریکس یا شانگهای بهتنهایی موازنه قدرت را به سود ایران تغییر خواهد داد. هیچ قدرت بزرگی صرفا به دلیل دوستی یا همسویی سیاسی، منافع اقتصادی و امنیتی خود را قربانی دیگری نمیکند. ایران باید برای هر یک از این روابط، منافع متقابل و قابل اندازهگیری ایجاد کند؛ از انرژی و کریدورها گرفته تا تجارت، فناوری، سرمایهگذاری و همکاریهای مالی.»
به گفته اکبری، از این منظر، سفر پزشکیان به دهلی اهمیت بیشتری از یک سفر دوجانبه دارد. هند یکی از مهمترین نمونههای قدرتیابی در نظم جدید است؛ کشوری که همزمان با آمریکا، روسیه، چین، کشورهای خلیج فارس و جنوب جهانی همکاری میکند و تلاش دارد استقلال راهبردی خود را حفظ کند. نزدیکی بیشتر تهران و دهلی، اگر با پروژههای واقعی در حوزه چابهار، ترانزیت، انرژی و تجارت همراه شود، میتواند بخشی از راهبرد ایران برای متنوعسازی شرکای خود باشد. این کارشناس در نهایت تاکید کرد: «درس اصلی پس از جنگ برای ایران روشن است: ایران نباید میان «غرب» و «شرق» یکی را انتخاب کند؛ باید قدرت خود را از طریق شبکهای از روابط متنوع افزایش دهد. در نظم در حال شکلگیری، کشورهایی موفقتر خواهند بود که نه منتظر نظم جدید بمانند و نه صرفا به آن بپیوندند، بلکه بخشی از معماری آن را خود شکل دهند. ایران اکنون باید از «عضویت» در نظمهای جدید عبور کند و به بازیگری موثر در ساختن آنها تبدیل شود.»
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع