عیسی دیرانی، خبرنگار اقتصادان هرمزگان با درج یادداشتی نوشت : مطالبهگری در هر جامعهای میتواند با اهداف و رویکردهای متفاوتی دنبال شود و صرف بیان انتقاد یا طرح یک مطالبه، بهتنهایی نمیتواند معیار قضاوت درباره نیت مطالبهگر باشد. آنچه اهمیت دارد، هدف، روش و نتیجهای است که از این مطالبهگری دنبال میشود.
در جامعه میتوان دو رویکرد متفاوت را مشاهده کرد؛ گروهی که با اصل انقلاب و نظام مسئله دارند و ممکن است از مشکلات واقعی مردم، ضعفهای مدیریتی و نارضایتیهای موجود برای ایجاد بدبینی و بیاعتمادی نسبت به اصل نظام استفاده کنند. در این رویکرد، مشکلات مردم گاه به جای آنکه مسئلهای برای حل شدن باشد، به ابزاری برای تخریب و تقابل تبدیل میشود.
در مقابل، مطالبهگرانی نیز هستند که انقلاب و نظام را باور دارند و اتفاقاً به دلیل همین باور، نسبت به مشکلات جامعه و حقوق مردم بیتفاوت نیستند. از نگاه این گروه، حمایت از نظام به معنای تأیید همه عملکردها و چشمپوشی از ضعفها و کاستیهای مدیریتی نیست. آنان معتقدند هرجا تخلف، فساد، رانت، لابیگری، ترک فعل، بیعدالتی یا کوتاهی در انجام مسئولیت وجود دارد، باید در چارچوب قانون و با هدف اصلاح، آن را مطالبه کرد.
سکوت در برابر چنین مشکلاتی نهتنها کمکی به اصلاح امور نمیکند، بلکه میتواند زمینه افزایش نارضایتی، بدبینی و کاهش اعتماد عمومی را فراهم کند. مردم زمانی دچار بیاعتمادی میشوند که مشکلات خود را ببینند، حقوق خود را مطالبه کنند، اما در برابر آن پاسخ روشن و اقدام مؤثری مشاهده نکنند. بنابراین اگر دغدغه حفظ سرمایه اجتماعی و افزایش رضایتمندی مردم را داریم، نباید صورت مسئله را پاک کنیم؛ بلکه باید مشکلات را دید، شنید و برای رفع آنها اقدام کرد.
در این میان، تملقگویی و چاپلوسی نیز یکی از آفتهای جدی مطالبهگری است. مطالبهگر واقعی قرار نیست برای حفظ رابطه با یک مسئول، عملکرد او را بیدلیل تأیید کند یا در برابر ضعفها سکوت نماید. همانگونه که تخریب، توهین و طرح ادعاهای بدون سند قابل قبول نیست، تعریف و تمجید بیجا نیز نمیتواند به اصلاح امور کمک کند. مطالبهگر باید بتواند در زمان انجام کار درست از مسئول تشکر کند و در زمان مشاهده ضعف یا کوتاهی، محترمانه، مستند و صریح مطالبهگری کند.
از سوی دیگر، نباید هر انتقادی را مخالفت با نظام و هر مطالبهای را سیاهنمایی تلقی کرد. نقد عملکرد یک مدیر، مخالفت با اصل نظام نیست و مطالبه پاسخگویی از یک مسئول، دشمنی با او محسوب نمیشود. مسئولیت و پاسخگویی دو روی یک سکهاند؛ هرجا مسئولیتی وجود دارد، پاسخگویی نیز باید وجود داشته باشد.
البته مطالبهگر نیز در برابر سخنان و ادعاهای خود مسئول است. مطالبهگری زمانی ارزشمند و اثرگذار است که مستند، منصفانه، اخلاقی و در چارچوب قانون باشد و هدف آن حل مسئله و کمک به بهبود شرایط جامعه باشد، نه تخریب شخصیت افراد یا ایجاد التهاب.
امروز که دشمنان تلاش میکنند از مشکلات واقعی جامعه برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت و افزایش نارضایتی استفاده کنند، بهترین راه مقابله با این تلاشها، نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه باید با شفافیت، پاسخگویی، مبارزه با فساد و رانت، برخورد قانونی با تخلفات و خدمت صادقانه به مردم، زمینه سوءاستفاده از مشکلات را از بین برد.
دفاع از نظام با اصلاح ضعفها منافاتی ندارد. اتفاقاً برخورد قانونی با فساد، مطالبه شفافیت، مقابله با رانت و پیگیری حقوق مردم میتواند موجب افزایش اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی شود.
مطالبهگر دلسوز نه برای تضعیف نظام، بلکه برای بهتر شدن شرایط مردم مطالبه میکند؛ نه برای تخریب مدیر، بلکه برای اصلاح عملکرد او سخن میگوید؛ و نه برای ایجاد ناامیدی، بلکه برای حل مشکلات و بازگرداندن امید به جامعه تلاش میکند.
در نهایت باید میان مطالبهگری برای اصلاح و مطالبهگری برای تخریب تفاوت قائل شد. معیار تشخیص نیز هدف، روش، مستندات و نتیجه عملی آن است.
مطالبهگری واقعی نه تملق است، نه چاپلوسی و نه تخریب؛ مطالبهگری واقعی، صدای اصلاح، عدالتخواهی، پاسخگویی و دفاع از حقوق مردم است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع