یادداشت: رشت؛ شهرِ پتانسیلهای معطل‌مانده/ نگاهی به مسیر توسعه

به قلم: دکتر حجت بقایی (عضو شورای سردبیری — مشاور تحقیق و توسعه)

رسانه اقتصاددان _ بیست سال زندگی در رشت، تنها اقامت در یک جغرافیا نیست؛ بلکه زیستن در میان تناقضهای دلپذیر شهری است که «پتانسیل» در آن به وفور یافت می‌شود، اما «توسعه» همچنان با سکته‌های مکرر مواجه است.
نگاه من به رشت، نگاه یک مشاور توسعه است که سالها در حوزه‌های مختلف از امنیت و استاندارد گرفته تا هنر و مهندسی، آموخته است که «سیستم» یعنی هماهنگیِ اجزایِ ناهمگون.
رشتِ امروز، بیش از آنکه به بودجه‌های کلانِ پروژه‌محور نیاز داشته باشد، به «مدیریتِ یکپارچه» و «تغییر پارادایمِ ذهنی» نیاز دارد.

چرا شورای شهر رشت نیاز به نگاهی نو دارد؟ (توصیه‌هایی به کاندیداها)

اگر می‌خواهید پا به شورای شهر بگذارید، پیش از هر چیز، «سیاسی‌کاری» را در پشت درهای شورا جا بگذارید. شورای شهر اتاق فکر است، نه میدانِ تسویه حساب‌های جناحی.
— توصیه اول: برای هر معضل، پیوستِ مطالعاتی دقیق بخواهید. رشت از «کلنگ‌زنیهای بدون پشتوانه» رنج می‌برد.
— توصیه دوم: به سراغ نخبگانِ مهجور بروید. مثلاً متخصصانی که در حوزه‌های پلیس، استاندارد، پزشکی و فنی در کنار من بوده‌اند، گنجینه‌هایی هستند که نادیده گرفته شده‌اند.
— توصیه سوم: گوش شنوا داشته باشید. مردم رشت دقیقترین منتقدانِ عملکردِ شما هستند؛ از آنها فاصله نگیرید.

در مورد اولویتهای عملیاتی برای رشت تقریبا همه می دانند:
یک_ زرجوب و گوهررود (زخمِ کهنه):
زرجوب دیگر یک رودخانه نیست؛ یک هشدار است. پیشنهاد من، «مهندسیِ معکوسِ آلودگی» است. تا زمانی که فاضلابِ خانگی و صنعتی وارد رودخانه می‌شود، هرگونه زیباسازیِ حاشیه رودخانه، تنها پاک کردن صورت مسئله است. نیاز به ایجاد تصفیه‌خانه‌های محلی و فیلتراسیونِ مبدأ داریم. رودخانه باید به قلب تپنده شهر بازگردد، نه شریانِ انتقالِ فاضلاب.

دو_ تالاب عینک (فرصتی برای گردشگری پایدار): تالاب عینک نگینِ شهر است که در غبارِ ساخت‌وسازها و بی‌توجهیها، در حال کدر شدن است. اینجا نیازمندِ یک «طرح جامعِ اکوتوریستی» است که در آن، حفظ محیط‌زیست بر سوداگریِ زمین‌خواری اولویت داشته باشد. این تالاب می‌تواند مرکزِ ورزشهای آبی و تفریحاتِ خانوادگی باشد، مشروط بر آنکه دستِ ساخت‌وسازهای غیرمجاز از حریم آن کوتاه شود.

سه_ ترافیک (معضل کوچه‌های قدیمی): ترافیک رشت، معلولِ نبودِ «حمل‌ونقل هوشمند» است. تمرکزِ صرف بر خیابان‌کشی و روگذر و زیرگذر، در شهری که شبکه معابرش ارگانیک و قدیمی است، جواب نمی‌دهد. پیشنهاد: اولویت‌بندیِ حمل‌ونقل عمومی، ایجاد پارکینگهای طبقاتیِ مکانیزه در حاشیه هسته مرکزی و مدیریتِ تقاضای سفر از طریقِ توزیعِ خدمات در محلات (تا هر محله‌ای نیازهای اولیه شهروندان را تأمین کند و بار ترافیکی به مرکز شهر منتقل نشود).

چهار_ کالبدِ شهر (سبزه‌میدان، پیاده‌راه، بازار، گلسار): سبزه‌میدان و پیاده‌راه: این دو قلبِ تپنده شهر هستند. پیاده‌راه نباید تنها «کف‌سازی» باشد، بلکه باید «رویداد‌سازی» شود. پیاده‌راه باید محلِ تلاقیِ فرهنگ، هنر و اقتصادِ خُرد باشد.
بازار رشت: بازار رشت روحِ این شهر است. نباید با نگاهِ مدرنیتۀ مکانیکی به آن آسیب زد. حفظِ بافتِ سنتی در کنارِ ارتقایِ استانداردهای ایمنی و بهداشتی (که در آن حوزه‌ها تجربه همراهی اساتید محلی و کشوری را دارم) اولویتِ من است.
گلسار: نمادِ تجاری‌شدنِ بی‌رویه. گلسار نباید به پارکینگِ بزرگِ اتومبیلها تبدیل شود. نیاز به پیاده‌مدار کردنِ خیابانهای اصلی گلسار داریم تا کیفیتِ زندگی به اهالی محل و عابران بازگردد.

در پایان این یادداشت کوتاه تاکید می کنم: رشت، شهری است با مردمانی فهیم که شایسته بهترینها هستند. من در این بیست سال، هم تلخیِ بی‌تدبیریها را دیده‌ام و هم شیرینیِ توانمندیِ نخبگانمان را. اگر اراده‌ای باشد، با همگراییِ پلیس، متخصصان فنی، هنرمندان و جامعۀ دانشگاهی، رشت می‌تواند به الگوی «شهرِ هوشمندِ زیست‌محور» در ایران تبدیل شود. فقط کافی است به جای «سیاست‌بازی»، به «تخصص‌گرایی» رو بیاوریم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × یک =

پربازدیدترین ها