۱۲سال مدرسه، هزاران ساعت کلاس، امتحان، حجم انبوهی از کتاب و مشق و در نهایت چند ساعت آزمون قرار است سرنوشت یک فرد را رقم بزند. کنکور، این چالش بزرگ آموزشی که موافقان و مخالفان بسیاری دارد سالهاست محل بحث و مناقشه است. برخی معتقدند این سد آموزشی باید برچیده شود چراکه علاوه بر تولید نابرابری و استرس، کارایی لازم را ندارد و بهبستری برای شکلگیری یک صنعت پولساز در حوزه آموزش تبدیل شده است. در مقابل گروهی نیز از ساختاری سود میبرند که با تولید انبوه کتاب، جزوه، آزمون و دورههای آموزشی هر سال بازار تازهای برای خود ایجاد میکند. سالهاست در محافل سیاستگذاری و آموزشی از حرکت بهسمت حذف کنکور سخن گفته میشود اما نهتنها این اتفاق رخ نداده بلکه شیوه برگزاری و میزان تاثیرگذاری آزمون و سوابق تحصیلی بارها تغییر کرده است. حتی در مقطعی برگزاری دو نوبت کنکور در سال با هدف کاهش استرس داوطلبان در دستور کار قرار گرفت؛ تصمیمی که خود بهیکی دیگر از موضوعات بحثبرانگیز نظام آموزشی تبدیل شد. حالا در آستانه برگزاری کنکور بار دیگر این پرسش قدیمی مطرح است که آیا کنکور همچنان یک ابزار برای سنجش توانایی علمی دانشآموزان بوده یا بهغولی آموزشی تبدیل شده که در سایه آن عدالت آموزشی، جایگاه مدرسه و حتی آرامش دانشآموزان قربانی میشود؟ برای بررسی این چالش قدیمی با ابراهیم سحرخیز، معاون اسبق آموزشوپرورش و از منتقدان جدی آزمون سراسری بهگفتوگو نشستیم.
امپراطوری تست و پول
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، ابراهیم سحرخیز با انتقاد از تداوم نظام کنکور و نبود جایگزین مناسب برای آن به«جهانصنعت» گفت: چندین دهه است که درباره پیامدهای کنکور و ضرورت تغییر شیوه پذیرش دانشجو صحبت میشود اما هنوز نتوانستیم جایگزینی عادلانه و قابل اعتماد برای آن پیدا کنیم. من پشت این ماجرا یک مافیای قدرتمند میبینم که از وضعیت موجود سود سرشاری میبرد و حاضر نیست این امتیاز را از دست بدهد. این مافیا افراد قدرتمند و بانفوذی دارد و دامنه نفوذ آن از شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزشوپرورش گرفته تا حوزه تولید محتوا، سازمان پژوهش، نمایندگان مجلس و تجارت کتابهای کمکدرسی امتداد پیدا میکند.
وقتی آموزشوپرورش بهحاشیه میرود
معاون اسبق وزارت آموزشوپرورش با بیان اینکه رسالت نظام تعلیم و تربیت صرفا آمادهکردن دانشآموز برای ورود بهدانشگاه نیست بیان کرد: آموزشوپرورش رسالتها، وظایف و اهداف مشخصی دارد. در دوره ابتدایی باید دانشآموز بهمجموعهای از توانمندیها برسد و در دوره متوسطه نیز این مسیر تکمیل شود. اگر دانشآموزان را بهدرستی تربیت کنیم ممکن است در نهایت تنها ۵درصد آنها شایستگی و توانایی ورود بهدانشگاههای برتر کشور را داشته باشند. بنابراین نمیتوان انتظار داشت همه ۱۶میلیوندانشآموز کشور صرفا باهدف ورود بهدانشگاه تربیت شوند. در مقطعی تصمیم درستی گرفته شد که تنها بخشی از دانشآموزان یعنی حدود ۱۰درصد بهسمت پیشدانشگاهی هدایت شوند و از آن مسیر وارد کنکور و دانشگاه شوند اما نظام هدایت تحصیلی ما بهیک چرخه معیوب تبدیل شده؛ چرخهای که در آن همهدانشآموزان متوقع هستند بهدانشگاه بروند.
کنکور چگونه مرجعیت مدرسه را گرفت؟
سحرخیز افزود: ما مرجعیت را از مدرسه گرفتهایم. از همان زمانی که دانشآموز وارد پایه اول ابتدایی میشود، بهوالدین و خود دانشآموز القا میکنیم که تنها موضوع مهم این است که علوم، ریاضی و ادبیات او خوب باشد چون قرار است در آینده کنکور بدهد. بهدانشآموز گفته میشود چیزهایی را یاد بگیر که در کنکور بهدرد میخورد و هر چیزی که در کنکور موثر نیست فراموش کن. حتی در فضای مجازی تبلیغ میشود که لازم نیست دانشآموز بداند حاصل یک ضربوتقسیم چیست یا بتواند یک مساله را اثبات کند بلکه کافی است در ۳۰ثانیه گزینه صحیح را پیدا کند! اینجا معلم مدرسه نمیتواند وارد چنین وادیای شود چون رسالت دیگری دارد. اگر معلم ریاضی تدریس میکند باید بتواند برای دانشآموز توضیح دهد که چرا مربع دوضلع مثلث قائمالزاویه برابر با مربع وتر است. این موضوع زمان میبرد و با منطق کنکور و تستزنی ۳۰ثانیهای سازگار نیست. دانشآموز باید بداند آنچه در مدرسه یاد میگیرد در زندگی چهکاربردی دارد. باید بداند سواد رسانهای کجا بهکارش میآید و ادبیات قرار است چه چیزی بهاو بیاموزد. هدف ادبیات فقط گرفتن نمره نیست بلکه آشنایی با هویت ایرانی و تاریخ و فرهنگ کشور است.
چرتکه کنکور در کلاس درس
معاون اسبق آموزشوپرورش با انتقاد از تاثیر ضرایب کنکور بر ساختار مدرسه اظهار کرد: دانشآموز براساس ضریب درسها چرتکه میاندازد و بعد براساس همین چرتکه تصمیم میگیرد کدام کلاس و کدام معلم برایش اهمیت دارد و کدام ساعت مدرسه را میتواند حذف کند. حتی در مدارس غیردولتی درسهایی مانند دینی و ورزش کنار گذاشته میشوند و بهجای آنها کلاسهایی برگزار میشود که تصور میکنند در کنکور تاثیر بیشتری دارد. ببینید کنکور چه بلایی سر آموزشوپرورش آورده، از حافظهمحوری و تکنیک گرفته تا پولهایی که بهعنوان یک هزینه سربار بهخانوادهها تحمیل میشود. آیا واقعا خانوادهها عاشق چشم و ابروی مدارس غیردولتی هستند که حاضرند مبالغ سنگین پرداخت کنند؟ در شهری برای مثال خانوادهای ممکن است یک میلیارد تومان هزینه مدرسه بدهد چون تصور میکند در آن مدرسه زبان انگلیسی قویتر است یا تکنیکهای پاسخ دادن بهسوالات کنکور آموزش داده میشود. در مقابل در مدارس دولتی کلاسها ۴۰یا۵۰نفره است. معلم خسته است و اگر چند دانشآموز دیرآموز هم در کلاس باشند بخش قابلتوجهی از وقت معلم صرف آنها میشود. این شرایط باعث شده مدارس دانشآموزان را الک کنند و بگویند دانشآموزان قویتر بهمدارس استعدادهای درخشان بروند.
گردش مالی سنگین صنعت کنکور
سحرخیز با اشاره بهگردش مالی موسسات آموزشی گفت: اگر گردش مالی این مجموعهها را بررسی کنید با ارقام بسیار بزرگی مواجه میشوید. دهها هزارمیلیارد تومان در حوزه آموزشهای آنلاین و حضوری هزینه میشود و حجم عظیمی از کتابهای رنگارنگ کمکدرسی چاپ و بهخانوادهها فروخته میشود. متاسفانه آموزشوپرورش نیز در این حوزه نظارت کافی ندارد. ما قانون داریم و مصوبات شورای عالی آموزشوپرورش حکم قانونی دارد. قرار بوده هر محتوایی که در کشور تولید میشود بهویژه محتوای مکمل آموزشی تحت نظارت سازمان پژوهش قرار گیرد. در این شلمشوربایی که بر بازار کتابهای بهاصطلاح کمکدرسی حاکم شده بسیاری از این کتابها اصلا کمکی بهیادگیری عمیق نمیکنند و صرفا تکنیک تستزنی آموزش میدهند. در چنین شرایطی نظارت موثری وجود ندارد و هر کسی بهیک طرف میکشد. ما با مجموعهای از جزایر جدا از هم مواجه هستیم که ممکن است در پشت صحنه با یکدیگر منافع مشترک داشته باشند. در چنین شرایطی باید پرسید شورای عالی انقلاب فرهنگی طی این سالها با مساله کنکور چه کرده است.
تناقض در سیاستهای حذف کنکور
معاون اسبق آموزشوپرورش با اشاره بهتغییرات مکرر سیاستهای مربوط بهکنکور گفت: در دولت سیزدهم تصمیم گرفته شد کنکور سالانه دو بار برگزار شود تا استرس دانشآموزان کاهش پیدا کند. این تصمیم در شورای عالی انقلاب فرهنگی بررسی و تصویب شده بود اما بهمحض تغییر دولت وزیر علوم جدید درباره ضرورت برگزاری دوباره کنکور تردید ایجاد کرد و پرسید چرا باید کنکور دوبار برگزار شود. اگر مطالعهای انجام شده بود و بهاین نتیجه رسیده بودند که کنکور باید دوبار برگزار شود چرا تصمیم تغییر کرد؟ درباره امتحانات نهایی پایه یازدهم و دوازدهم نیز قرار بود دانشآموزان بهسمت یادگیری عمیق، مفهومی و تشریحی هدایت شوند نه اینکه مسالهای را که نیازمند یکساعت فکرکردن است در ۳۰ثانیه حل کنند. دانشآموز باید بفهمد چرا بهیک پاسخ رسیده، یک اتحاد چگونه اثبات میشود و یک قانون فیزیک چگونه بهدست میآید؛ اینها یادگیری واقعی است.
۴دهه بلاتکلیفی برای حذف کنکور
سحرخیز توضیح داد: از سال۱۳۸۶ که خودم معاون وزیر بودم در جلسات مختلف با مسوولان درباره حذف کنکور و جایگزینی سوابق تحصیلی برای پذیرش دانشجو حضور داشتم. با آقای دانشجو که وزیر علوم و آقای زاهدی که رییس کمیسیون بودند در جلساتی درباره این موضوع صحبت میشد و حتی قانونهایی برای حذف کنکور تصویب شد. امروز در سال۱۴۰۵ هستیم و هنوز بهنتیجه نهایی نرسیدیم. هربار که تصمیمی گرفته میشود گروهی بهدیوان عدالت اداری، قوه قضاییه یا سازمان بازرسی مراجعه میکنند و شکایتهایی مطرح میشود و دوباره مسیر تغییر میکند. عدالت برای دانشآموزی که در سیستان و بلوچستان تحصیل میکند و معدلش ۸یا۷ است چه با کنکور و چه با امتحان نهایی بهشکل واقعی اجرا نمیشود. راه درست این است که آموزشوپرورش را تقویت کنیم.
عدالت آموزشی از کلاس درس آغاز میشود
معاون اسبق آموزشوپرورش افزود: تقویت آموزشوپرورش فقط بهمعنای ساخت فضای لوکس و زیبا نیست. باید صندلی مناسب، امکانات مناسب و از همه مهمتر معلم توانمند داشته باشیم. باید بهمعلم انگیزه بدهیم، معیشتش را تامین کرده، حقوقش را اصلاح کنیم و آموزشهای بههنگام در اختیارش قرار دهیم. توانمندسازی معلم ضروری است. معلمی مانند پزشکی و مهندسی است. همانطورکه پزشک نمیتواند با اطلاعات ۲۰سال قبل طبابت کند معلم هم نمیتواند با اطلاعات ۲۰سال قبل دانشآموز امروز را آموزش دهد. هوش مصنوعی وارد زندگی ما شده و هزارانتغییر در محتوای علوم و کتابهای درسی ایجاد خواهد کرد. اگر نظام آموزشی خودش این تغییرات را انجام ندهد جامعه آن را بهنظام آموزشی تحمیل خواهد کرد. این یک ضرورت اجتنابناپذیر است و معلم ناآگاه نمیتواند در چنین کلاسی موفق باشد.
او با انتقاد از کمبود منابع در آموزشوپرورش اظهار کرد: آموزش نیازمند پول است. وقتی آموزشوپرورش منابع کافی ندارد نمیتواند معلم مناسب استخدام کند و مجبور میشود از بازنشستگان استفاده کند. وقتی منابع کافی برای ساخت مدرسه و تکنوبتهکردن مدارس وجود ندارد کلاسهای ۴۰نفره شکل میگیرد. آرزو باید این باشد که کلاسها ۱۹یا۲۰نفره باشند نه اینکه مسوولان از رسیدن بهکلاسهای ۴۰نفره بهعنوان یک هدف یاد کنند. همینشرایط باعث شده مدرسه از چشم مردم بیفتد. امروز برخی خانوادهها حتی از مدارس غیردولتی هم عبور کردند و بهسمت آموزش در خانه یا اصطلاحا «هوماسکولینگ» رفتند چون معتقدند مدرسه نه در کنکور حرفی برای گفتن دارد نه در آموزش زبان انگلیسی و نه در مهارتآموزی.
گسترش آموزش خانگی و تضعیف نقش مدرسه
سحرخیز گفت: وقتی خانواده احساس میکند مدرسه کارآمد نیست ممکن است معلم بهخانه بیاورد و هر نوع آموزشی که میخواهد بهفرزندش ارائه دهد. در چنین شرایطی حتی ممکن است برای دریافت مدرک نام دانشآموز بهشکل صوری در یک مدرسه ثبت شود و فقط در زمان امتحان بهمدرسه مراجعه کند. این اتفاق نشان میدهد که اگر مدرسه نتواند مرجعیت خود را حفظ کند خانوادهها راههای دیگری برای آموزش فرزندانشان پیدا خواهند کرد. مساله این نیست که با صدور یک قانون بگوییم آموزش خانگی مجاز یا غیرمجاز است بلکه معضل اصلی این است که چرا مدرسه را بهجایی رساندیم که خانواده احساس میکند میتواند بدون آن هم آموزش ببیند.
مافیای کنکور و تضعیف مرجعیت مدرسه
معاون اسبق آموزشوپرورش با انتقاد از نفوذ موسسات کنکوری گفت: اینشرایط باعث شده نفوذ موسسات آموزشی افزایش پیدا کند و مدرسه و معلم مرجعیت خود را از دست بدهند. وقتی کنکور همچنان محور اصلی موفقیت تحصیلی معرفی میشود آموزشگاهها و هلدینگهای آموزشی از این وضعیت تغذیه میکنند. این هلدینگهای آموزشی اجازه نمیدهند کنکور بهسادگی حذف شود و مدرسه دوباره مرجعیت پیدا کند. آنها از یک طرف مدرسه را تضعیف میکنند و ازطرف دیگر دانشآموز را بهسمت خدمات آموزشی خودشان میبرند تا از این چرخه درآمد داشته باشند. حتی برخی موسسات با وعده قبولی در کنکور از خانوادهها مبالغ سنگین دریافت میکنند و برای قبولی دانشآموز چک تضمینی میگیرند. اینها نشان میدهد که کنکور دیگر صرفا یک آزمون آموزشی نبوده و بهیکصنعت بزرگ پولساز تبدیل شده است.
وقتی کتاب کمکدرسی جای معلم را میگیرد
سحرخیز با اشاره بهتغییر جایگاه کتابهای کمکدرسی بیان کرد: زمانیکه خودم دانشآموز بودم اگر دانشآموزی حلالمسائل کتاب را سر کلاس میآورد معلم با آن برخورد میکرد زیرا معتقد بود دانشآموز باید خودش مساله را حل کند. امروز شرایط بهجایی رسیده که گاهی معلم در ابتدای سال بهدانشآموز میگوید از فلان موسسه یا انتشارات کتاب حلالمسائل تهیه کنید و سرکلاس بیاورید. اینیعنی بخشی از فرایند آموزش از مدرسه خارج و وارد چرخه تجاری موسسات آموزشی شده است.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع