دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : آ بن ویکلر، چهره شناختهشده دموکراتهای آمریکا، میگوید: اگر میخواهید پیروزیهای بزرگتر به دست آورید، باید کوچکتر فکر کنید. قدرت پایدار نه در کاخ سفید، بلکه در مجالس ایالتی، دادگاههای محلی و شبکههای همسایهبههمسایه ساخته میشود. این منطق ساده، امروز بیش از هر زمان دیگری برای احزاب و جریانهای سیاسی ایران معنادار است؛ آنهم درست در آستانه انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا.
سالهاست که نگاهها خیره به رأس هرم مانده است: انتخابات ریاستجمهوری، رقابتهای پرهیاهوی تهران و جدالهای نمادین میان چهرههای ملی. در حالی که قدرت واقعی و ملموس زندگی مردم، در شوراهای شهر و روستا جریان دارد. همین نهادهای محلیاند که بودجههای عمرانی را جهت میدهند، خدمات شهری را مدیریت میکنند، اعتماد عمومی را میسازند یا میسوزانند و در بلندمدت، پایههای نفوذ سیاسی را تثبیت یا تضعیف مینمایند.
تجربه نشان داده که جریانهایی که تنها به قله چشم میدوزند، در برابر تندبادهای ساختاری آسیبپذیر میمانند. در آمریکا، جمهوریخواهان با تمرکز دقیق بر انتخاباتهای کمسروصدا در سال ۲۰۱۰، نقشه قدرت را برای یک دهه تغییر دادند. در ایران نیز، هر بار که شوراها جدی گرفته نشدهاند، نتیجه آن تضعیف شبکههای مردمی، فرسایش اعتماد و از دست رفتن فرصتهای سازمانی بوده است.
اکنون که در آستانه این انتخابات قرار گرفتهایم، فرصت تاریخی برای بازتعریف اولویتها پیش روی احزاب است. پیشنهادهای زیر میتواند نقشه راه عملی باشد:
۱. تغییر تمرکز از «نام» به «شبکه»
بهجای معرفی چند چهره ملی یا نمادین برای سرلیست شدن، روی شناسایی و حمایت از صدها نیروی محلی صادق، کارآمد و ریشهدار در محلهها و روستاها سرمایهگذاری کنید. قدرت واقعی از انباشت نیروهای محلی بهدست میآید، نه از یک یا دو نام درشت.
۲. ساخت سازمان استانی و شهرستانی واقعی
تشکیل هستههای سازماندهی در سطح شهرستان و استان که نه فقط برای این دوره، بلکه برای چهار سال آینده فعال بمانند. این هستهها باید بتوانند پس از انتخابات نیز بر عملکرد شوراها نظارت کنند و حلقه اتصال میان مردم و نمایندگان باشند.
۳. اولویتبندی مسائل ملموس زندگی روزمره
شعارهای کلان را کنار بگذارید و روی مسائلی تمرکز کنید که مردم هر روز با آنها مواجهاند: مدیریت پسماند، حملونقل عمومی، آب و فاضلاب، فضای سبز، اشتغال محلی و شفافیت بودجه شهرداری. کسی که بتواند این مسائل را با زبان ساده و راهحل مشخص مطرح کند، اعتماد میسازد.
۴. تربیت و معرفی نسل جدید
این انتخابات فرصت بینظیری برای ورود نیروهای جوان، زنان و چهرههای جدید به عرصه مدیریت شهری است. احزاب باید بهطور نظاممند کادرسازی کنند و از تکرار چهرههای تکراری پرهیز نمایند.
۵. هماهنگی و پرهیز از تشتت
رقابتهای درونی را مدیریت کنید. تعدد لیستهای موازی و رقابتهای مخرب، بزرگترین خدمت به رقبای ساختاری است. هماهنگی حداقلی بر سر اولویتهای مشترک، حتی اگر بر سر همه چیز توافق نباشد، ضروری است.
۶. نگاه بلندمدت بهجای هیجان کوتاهمدت
پیروزی در شوراها را نه بهعنوان هدف نهایی، بلکه بهعنوان پایه ساخت قدرت برای سالهای آینده ببینید. کسانی که امروز در شوراها کرسی میگیرند، فردا میتوانند پلهای ارتباطی، شبکههای نفوذ و سرمایه اجتماعی برای رقابتهای بزرگتر باشند.
قدرت سیاسی، چه در ویسکانسین و چه در اصفهان و مشهد و اهواز، از بالا نازل نمیشود. از همسایه به همسایه، از محله به محله و از شورای محلی به ساختارهای بالاتر ساخته میشود. کسانی که این حقیقت را جدی بگیرند، شاید دیرتر به تیترها برسند، اما دیرتر هم فرو نمیریزند.
انتخابات شورای شهر و روستا، آزمون بلوغ سیاسی است. کسانی که امروز کوچک فکر کنند، فردا میتوانند بزرگتر از همیشه عمل کنند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع