بستهماندن عملی تنگه هرمز فقط بازار نفت و بنزین را ملتهب نکرده بلکه اختلال در رفتوآمد کشتیها از اینآبراه میلیونهاتن مواد اولیه صنایع پلاستیک را نیز پشت بنادر خلیجفارس متوقف کرده است. نتیجه اینوضعیت میتواند از گرانشدن کیسه و ظروف بستهبندی آغاز شود و بهافزایش هزینه مواد غذایی، دارو، لوازم خانگی، قطعات خودرو و محصولات کشاورزی در سراسر جهان برسد.
به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت ، استبان ساگل، مدیرعامل شرکت ChemPMC که یک شرکت مشاورهای در تگزاس آمریکا بوده و شرکت او در حوزه پلیاتیلن و پلیپروپیلن فعال است در تحلیلی مینویسد: سال۲۰۲۶ بهمعنی واقعی کلمه با یک انفجار آغاز شد. جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند صنعت جهانی پلیالفینها را بهسرعت و بهشدت تحت تاثیر قرار داد. بازار ابتدا با افزایش شدیدی قیمت ناشی از کمبود عرضه روبهرو شد سپس کاهش تقاضا، مقاومت خریداران در برابر قیمتهای بالا و درنهایت نشانههایی از بازگشت تدریجی بهشرایط عادی ظاهر شد.
او در ادامه مینویسد: تنها چند هفته پیش مسیر پیشروی بازار جهانی پلیالفینها روشنتر بهنظر میرسید. انتظار میرفت تولید و تجارت در خاورمیانه طی سهتاششماه بهتدریج احیا شود و مهمترین پیامد جنگ یعنی اختلال در عرضه هیدروکربنها و پلیالفینها پایان یابد. پس از آن صنعت دوباره با همان مشکلات پیش از جنگ مواجه میشد؛ ازجمله تقاضای ضعیف مازاد ظرفیت تولید در سطح جهان، فشار بر حاشیه سود تولیدکنندگان و ضرورت تعدیلی بیشتر ظرفیتهای تولید اما اکنون بهنظر میرسد اینسناریو دیگر معتبر نبوده و چشمانداز دوباره تغییر کرده است.
او مینویسد: دادههای جدید حملونقل دریایی نشان میدهد که عبور کشتیها از تنگه هرمز بار دیگر با اختلال روبهرو شده و اگر اینوضعیت ادامه یابد پیامدهای آن برای بازار جهانی پلیاتیلن و پلیپروپیلن میتواند گسترده و بلندمدت باشد.
ساگل معتقد است که درصورت ادامه درگیریها سالانه بیش از ۹میلیونتن پلیاتیلن و حدود ۳میلیونتن پلیپروپیلن ممکن است از دسترس بازار جهانی خارج شود. اینمحصولات نامهایی فنی و کمتر شناختهشده دارند اما در واقع مواد اولیه بخش بزرگی از کالاهای پلاستیکی هستند که مردم هر روز با آنها سروکار دارند؛ از نایلون خرید، فیلم بستهبندی مواد غذایی و بطری مواد شوینده گرفته تا لوله آب، ظروف لبنیات، جعبه میوه و قطعات خودرو.
از نفت تا سفره خانوار؛ پلیالفین چیست؟
تنگه هرمز معمولا با نفت خام و نفتکشهای غولپیکر شناخته میشود اما اینآبراه مسیر خروج حجم بزرگی از گاز، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی کشورهای حاشیه خلیجفارس نیز هست. براساس برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا در نیمه نخست سال۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰میلیونو۹۰۰هزاربشکه نفت و فرآورده نفتی از هرمز عبور میکرد که معادل نزدیک به۲۰درصد مصرف جهانی سوختهای مایع بود. بخش بزرگی از محمولهها نیز راهی چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی میشد.
اکنون رفتوآمد کشتیها بهشدت کاهش یافته است. دادههای کشتیرانی نشان میدهد روز یکشنبه فقط چهارشناور از تنگه عبور کردند درحالیکه یکروز پیشاز آن شمار عبورها هشت فروند بود. از روز پنجشنبه هیچ کشتی حامل گاز طبیعی مایع در حال عبور از تنگه مشاهده نشده است. اینشرایط را شاید نتوان از نظر حقوقی بستهشدن کامل نامید اما برای بسیاری از شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و خریداران هرمز عملا بهمسیری غیرقابل اتکا تبدیل شده است.
یکی از کالاهای مهمی که پشت اینگلوگاه گرفتار شده خانوادهای از مواد پلاستیکی بهنام «پلیالفینها» است. پلیاتیلن و پلیپروپیلن دوعضو اصلی اینخانواده هستند. اینمواد معمولا بهشکل دانههای کوچک سفید یا بیرنگ شبیه عدس یا برنج پلاستیکی از مجتمعهای پتروشیمی خارج میشوند. کارخانههای پاییندستی ایندانهها را ذوب میکنند و با استفاده از دستگاههای قالبگیری، فیلمسازی یا لولهسازی بهکالاهای مصرفی تبدیل میکنند.
پلیاتیلن خود چند نوع اصلی دارد. پلیاتیلن سبک یا LDPE مادهای نرم و انعطافپذیر است که در تولید کیسههای خرید، روکش سیم، فیلم گلخانهای و پوشش بستهبندی بهکار میرود. پلیاتیلن سبک خطی یا LLDPE مقاومت کششی بیشتری دارد و ماده اصلی بسیاری از نایلونهای بستهبندی، سلفونهای کششی دور پالت و کیسههای صنعتی است.
پلیاتیلن سنگین یا HDPE سختتر و محکمتر است و در تولید بطری شیر و مواد شوینده، گالن، جعبه حمل کالا، اسباببازی، لوله آب و برخی ظروف خانگی استفاده میشود. پلیپروپیلن یا PP نیز مادهای سبک و مقاوم است که در ظروف ماست، درپوش بطری، گونی، سرنگ، تجهیزات پزشکی، لوازم خانگی، سپر خودرو و قطعات داخلی اتومبیل کاربرد دارد. بنابراین کمبود اینمواد فقط یک مشکل تخصصی برای پتروشیمیها نیست بلکه تقریبا تمام زنجیره تولید و توزیع کالا را تحت تاثیر قرار میدهد.
حذف ۱۲میلیونتن مواد اولیه از بازار
ساگل مینویسد: پیشاز آغاز اختلالها صادرات پلیاتیلن از خاورمیانه و شمال آفریقا بهطور متوسط روزانه حدود ۴۵هزارتن بود اما در شدیدترین دوره بحران اینرقم بهنزدیک ۲۰هزارتن کاهش یافت. بهبیان ساده هر روز حدود ۲۵هزارتن پلیاتیلن کمتر بهبازار جهانی رسیده است. اگر اینوضعیت یک سال ادامه یابد کاهش عرضه از ۹میلیونتن فراتر میرود؛ حجمی که با تولید سالانه حدود ۱۸مجتمع بزرگ پلیاتیلن برابری میکند.
او معتقد است که درباره پلیپروپیلن نیز برآورد میشود ادامه اختلال در هرمز بتواند سالانه حدود ۳میلیونتن از عرضه قابل دسترس جهان کم کند. درمجموع بازار ممکن است با حذف یا محبوسشدن بیش از ۱۲میلیونتن از دوماده اصلی صنایع پلاستیک مواجه شود؛ محصولاتی که تولید شدند یا امکان تولید آنها وجود دارد اما بهدلیل ناامنی دریا، نبود کشتی، هزینه سنگین بیمه و خطر حمله نمیتوانند بهموقع بهمشتری برسند.
این اتفاق در شرایطی رخ داده که بازار جهانی پلیمر تا پیشاز جنگ با مازاد تولید دستوپنجه نرم میکرد. طی سالهای گذشته چین، آمریکا و کشورهای خاورمیانه ظرفیتهای تازهای ایجاد کرده بودند اما رشد تقاضا بهاندازه رشد کارخانهها نبود. در نتیجه قیمتها پایین مانده و سود بسیاری از تولیدکنندگان کاهش یافته بود. برخی شرکتها آماده بودند تولید خود را کم کنند یا واحدهای قدیمی و زیانده را ببندند.
بهنوشته اینتحلیلگر بازارپتروشیمی انسداد هرمز اینمعادله را وارونه کرده است. کارخانهها لزوما تعطیل نشدند اما بخش بزرگی از تولید آنها بهبازار نمیرسد. بهاینترتیب جنگ کاری را انجام داده که تولیدکنندگان در شرایط عادی باید با کاهش داوطلبانه تولید انجام میدادند یعنی عرضه جهانی را محدود کرده است. پتروتحلیل از اینوضعیت با عنوان «تعدیل مصنوعی ظرفیت» یاد میکند.
برندگان اولیه اینوضعیت تولیدکنندگان پلیمر در آمریکا، اروپا و شرق آسیا هستند. اینشرکتها میتوانند کارخانههای خود را با ظرفیت بالاتری فعال کنند، محصولاتشان را گرانتر بفروشند و قدرت بیشتری در تعیین شرایط قرارداد داشته باشند. درمقابل کارخانههای کوچک تولیدکننده پلاستیک، صنایع بستهبندی و واردکنندگان مواد اولیه قدرت چانهزنی خود را از دست میدهند.
اثرات گرانی بهسرعت در زنجیره کالا پخش میشود. برای نمونه کارخانه تولید مواد غذایی فقط خود ماده غذایی را قیمتگذاری نمیکند بلکه هزینه نایلون، ظرف، بطری، درپوش، لیبل و فیلمی که دور بستهها پیچیده میشود نیز در قیمت نهایی قرار میگیرد. حتی اگر سهم پلاستیک در قیمت یک کالا اندک باشد افزایش همزمان هزینه سوخت، حملونقل، بیمه و بستهبندی میتواند موج تازهای از تورم ایجاد کند.
فشار اصلی احتمالا متوجه بستهبندیهای انعطافپذیر خواهد بود یعنی انواع کیسه، لفاف، نایلون، سلفون و پاکتهایی که برای بستهبندی نان، برنج، حبوبات، گوشت، مواد شوینده و محصولات کشاورزی استفاده میشوند. در بخش بستهبندی سخت نیز بطریها، گالنها، سطلها و ظروف پلاستیکی گرانتر خواهند شد. افزایش قیمت پلیپروپیلن نیز میتواند هزینه تولید لوازم پزشکی یکبارمصرف، گونیهای حمل آرد و برنج، قطعات خودرو و ظروف مواد غذایی را افزایش دهد.
چین معادله بازار را تعیین میکند
درمیان همه متغیرهای بازار رفتار چین اهمیت تعیینکنندهای دارد. چین بزرگترین مصرفکننده بسیاری از مواد اولیه صنعتی جهان است و تغییر میزان خرید آن میتواند جهت قیمتها را عوض کند. درمرحله نخست بحران چین خرید نفت و پلیالفین خود را کاهش داد و حتی بخشی از تولید پلیاتیلن داخلی را صادر کرد. ایناقدام اجازه نداد کمبود عرضه خاورمیانه بلافاصله بهیک بحران جهانی تبدیل شود.
ساگل براین باور است که ادامه اینوضعیت قطعی نیست. اگر کارخانههای چینی بار دیگر خرید مواد اولیه را افزایش دهند بازار از دو سو تحت فشار قرار میگیرد. افزایش واردات نفت چین، قیمت نفتا و سایر خوراکهای پتروشیمی را بالا میبرد و هزینه تولید پلیمر افزایش مییابد. همزمان افزایش واردات پلیاتیلن و پلیپروپیلن چین رقابت بر سر محمولههای محدود موجود را تشدید میکند. در چنین شرایطی تولیدکنندگان بهراحتی میتوانند هزینههای بالاتر را بهخریداران منتقل کنند.
در اینمیان صنعت بازیافت ممکن است فرصت محدودی پیدا کند. رزین نو بهمواد پلاستیکی گفته میشود که برای نخستینبار از نفت یا گاز تولید شدند. مواد بازیافتی اما از بطریها، ظروف و پلاستیکهای مصرفشده بهدست میآیند. زمانیکه رزین نو ارزان باشد بسیاری از کارخانهها ترجیح میدهند بهجای مواد بازیافتی از ماده نو و باکیفیتتر استفاده کنند. افزایش قیمت رزین نو میتواند فاصله قیمتی را کمتر کرده و استفاده از مواد بازیافتی را اقتصادیتر کند.
البته بازیافت نمیتواند جای خالی میلیونها تن پلیمر خاورمیانه را پر کند. کیفیت مواد بازیافتی یکسان نیست و در برخی صنایع مانند بستهبندی مواد غذایی، دارویی و تجهیزات پزشکی استفاده از آنها با محدودیتهای بهداشتی و فنی روبهرو است. بنابراین بازیافت فقط میتواند بخشی از فشار کمبود را کاهش دهد نه آنکه بحران عرضه را بهطور کامل حل کند.
مسیرهای جایگزین نیز راهحل سریع و ارزانی نیستند. حمل زمینی میلیونهاتن محصول از کشورهای خلیجفارس بهبنادر دریای سرخ یا مدیترانه بهشبکه گسترده راهآهن، جاده، انبار و پایانه بارگیری نیاز دارد. ظرفیت خطوط لوله موجود عمدتا برای نفت طراحی شده و نه برای انتقال کیسهها و کانتینرهای پلیمر. انتقال بار بهبنادر دورتر نیز زمان حمل و هزینه لجستیک را افزایش میدهد.
بههمین دلیل طولانیشدن انسداد هرمز میتواند یک اختلال موقت را بهتغییر ساختاری در تجارت پتروشیمی تبدیل کند. خریداران احتمالا قراردادهای بلندمدت خود را متنوع خواهند کرد ذخایر بیشتری نگه میدارند و بهدنبال تامینکنندگان تازه در آمریکا، چین، کرهجنوبی و اروپا خواهند رفت. تولیدکنندگان خلیجفارس نیز ناچار میشوند برای ایجاد مسیرهای صادراتی خارج از هرمز سرمایهگذاری کنند؛ پروژههایی که اجرای آنها ممکن است سالها طول بکشد.
تنگه هرمز در ظاهر یک مسیر باریک دریایی است اما بستهشدن آن نشان داده که گلوگاه فقط در بازار نفت نیست. از کیسه نان و بطری شیر تا سرنگ بیمارستان و قطعه خودرو زنجیره بلندی از کالاها بهعبور امن کشتیها از اینآبراه وابسته است. هرچه ناامنی بیشتر ادامه پیدا کند، هزینه جنگ از نمودار نفت فاصله میگیرد و آرامآرام روی قفسه فروشگاهها، خطوط تولید و صورتحساب خانوارهای سراسر جهان ظاهر میشود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع