بازار سرمايه اين روزها در چرخهاي از بيمها و اميدها گرفتار شده است. سرخپوشي نمادها در تابلوي معاملات، براي بسياري از سهامداران خرد تداعيكننده روزهاي تلخ ريزش است، اما نگاهي عميقتر به متغيرهاي كلان و خرد نشان ميدهد كه آنچه امروز در بازار رخ ميدهد، بيش از آنكه نشانهاي از يك بحران ساختاري باشد، تركيبي از يك استراحت فني و واكنش طبيعي به اخبار برونزاست.
نخستين و منطقيترين دليل براي وضعيت فعلي بازار را بايد در عقبه معاملات جستوجو كرد. پس از يك دوره توقف طولاني ۸۰ روزه براي بسياري از نمادها، بازگشاييها با جهشهاي قيمتي قابل توجهي همراه بود. رشد ۴۰ تا ۴۵ درصدي شاخص و بسياري از تكسهمها از ابتداي بازگشايي، سطحي از سودآوري را ايجاد كرده است كه بهطور سنتي، عرضه را از سوي معاملهگران كوتاهمدتي تحريك ميكند. در ادبيات بازار سرمايه، هيچ صعودي نميتواند به صورت خطي و بدون بازگشت ادامه يابد. لذا اصلاح فعلي، يك رفتار كاملا ارگانيك براي دست به دست شدن سهام و ورود نقدينگي تازهنفس به قيمتهاي جذابتر محسوب ميشود.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، نميتوان كتمان كرد كه شرايط ژئوپليتيك و تهديدهاي نظامي اخير، لرزه بر اندام بازارهاي مالي انداخته است. با اين حال، تفاوت ظريفي ميان تنشهاي مقطعي و جنگ تمامعيار وجود دارد. اخبار مربوط به درگيريها و حملات اخير، اگرچه در نگاه اول نگرانكننده به نظر ميرسند، اما واكنش بازارهاي جهاني و حتي بازارهاي داخلي ايران از جمله دلار و نفت نشان ميدهد كه معاملهگران حرفهاي، اين اتفاقات را لزوما به معناي فروپاشي ثبات تلقي نميكنند.
برخلاف دوران آغازين برخي جنگهاي منطقهاي كه با انسداد كامل حريم هوايي و شوكهاي عظيم همراه بود، شرايط فعلي بيشتر شبيه به يك تقابل كنترل شده است. عدم جهش بيمحاباي قيمت نفت و آرامش نسبي در بازار ارز، گواهي بر اين مدعاست كه عمق تنشها فعلا آنچنان نيست كه روند بلندمدت بورس را از ريل خارج كند. انتظار منفيهاي پيدرپي و سقوط آزاد شاخص، با واقعيتهاي ميداني و اقتصادي همخواني ندارد.
يكي از كليديترين استدلالها براي بقاي روند صعودي بورس، مقايسه تطبيقي آن با ساير بازارهاست. در حالي كه بخش مسكن و خودرو با ركودي سنگين دست و پنجه نرم ميكنند و به نوعي دچار اشباع قيمتي يا (Over-priced) شدهاند، بورس تهران همچنان از منظر ارزش دلاري در سطوح بسيار پاييني قرار دارد.
كاهش نسبتهاي P/E (قيمت به سود) و افزايش پتانسيل درآمدي شركتها كه ناشي از تورم است، بورس را به تنها جزيره امن براي جذب نقدينگي ۱۶۵۰۰ همتي كشور تبديل كرده است. تورم، اگرچه براي اقتصاد كلان يك چالش است، اما براي شركتهاي بورسي به معناي افزايش ارزش جايگزيني و رشد سودآوري ناشي از فروش محصولات است. اين موضوع باعث ميشود كه نقدينگي سرگردان، بهرغم ترسهاي موقت، راهي جز بازگشت به ميز معاملات بورس نداشته باشد.
نكته بسيار مهمي كه فعالان بازار بايد به آن توجه كنند، رفتار هوشمندانه معاملهگران بزرگ در روزهاي اخير است. آنچه مشاهده ميشود، خروج پول از كل بازار نيست، بلكه تغيير سنگر از صنعتي به صنعت ديگر است. شناسايي سود ۳۵ تا ۴۰ درصدي توسط معاملهگران، منجر به خروج موقت نقدينگي و پارك آن در صندوقهاي با درآمد ثابت ميشود تا در اولين فرصت، اين پول در صنايع مستعد ديگر بازنشر شود. اين جابهجايي نقدينگي، خود ضامن پويايي بازار در ماههاي منتهي به پايان سال است.
با نگاهي به تابلوي معاملات در ۲۲ تيرماه و مشاهده تغيير روندها، ميتوان نتيجه گرفت كه بورس تهران بهرغم تمام چالشها، همچنان مستعد رشد است. اگرچه نبايد انتظار ثبات مطلق در سايه تنشهاي سياسي را داشت، اما بنيانهاي اقتصادي از جمله كاهش ارزش دلاري بازار و پتانسيل سودآوري عملياتي شركتها، اجازه ريزشهاي سنگين را نخواهد داد.
در نهايت، وضعيت فعلي نه يك نقصان در ساختار بازار، بلكه يك فرصت بازنگري در سبد سهام است. بورس تهران نشان داده است كه پتانسيل بالايي براي جبران عقبماندگي از ساير بازارها دارد و تا پايان سال، حتي با وجود اصطكاكهاي مرزي و سياسي، مسير صعودي خود را البته با شيبي ملايمتر و منطقيتر ادامه خواهد داد. سهامداران بايد ميان هياهوي اخبار و واقعيتهاي ترازنامهاي تمايز قائل شوند، چراكه در بلندمدت، اين ارزش ذاتي شركتهاست كه برنده نهايي تابلوي معاملات خواهد بود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع