جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : در فضای رسمی کشور ؛ روایتهایی از توافقهای خیالی و گشایشهای قریب الوقوع به خورد مردم داده میشود. گویی مسئولان امر در یک خلأ استراتژیک مشغول نواختنِ سازِ دیپلماسی موفق هستند ؛ در حالی که در دنیای واقعی زمین زیر پای ما به شدت در حال لرزیدن است. دروغهای متوالی ؛ دیگر نه یک استراتژی سیاسی که به یک توهین آشکار به شعور عمومی تبدیل شده است. در حالی که افکار عمومی را با وعدههای پوچِ رفع تحریم سرگرم کردهاند ؛ آن سوی مرزها بازیگرِ اصلیِ این میدان یعنی ترامپ بی پرده و دیگر بار از محاصره دریایی و بازگشت تحریم ها سخن میگوید. او بی تعارف از نگهبانی تنگه هرمز و اخاذی بیست درصدی از محمولهها حرف میزند. حرفهایی که اگر اجرایی شود ؛ یعنی خفگی کاملِ رگهای حیاتی اقتصاد ایران اتفاق افتاده است. این نه یک تهدید گذرا که یک اعلامِ جنگ اقتصادی در ابعادِ حداکثری ست. در این سو اما روایتهای متناقض تری شنیده میشود. از آمادگی برای یک جنگ تمام عیار و بسیجِ یک میلیون نفری برای نبرد زمینی از سوی ایران. باید پرسید کدام یک از این دو تصویر واقعی است؟ آن آرامشِ نمایشیِ پشت میزهای مذاکره که مدعی ست همه چیز خوب پیش میرود یا این طبلهای جنگی که هر روز بلندتر کوبیده میشوند؟
حقیقت این است که مردم در میان این دو لبهی قیچی گرفتار شدهاند. ما یا با حماقتِ استراتژیک طرف هستیم که واقعیتهای بینالمللی را نمیبیند یا با یک فریبِ سیستماتیک که تعمداً جامعه را در بی خبری نگاه داشته تا هزینههای یک بحرانِ بزرگ را به دوشِ سفرههای خالیِ مردم بیندازد. این که چه کسی در این میان راست میگوید و چه کسی دروغ ؛ شاید برای تاریخ مهم باشد ؛ اما برای ما که در حال له شدن زیر چرخ دندههای این سیاست ورزیِ بی نتیجه هستیم یک چیز کاملا روشن است که دروغ دیگر به پایان خط رسیده است. وقتی تنگه هرمز به یک باج گاهِ بینالمللی تبدیل میشود و سایهی جنگ نه به عنوان یک احتمال که به عنوان یک سناریوی اجرایی در صدر اخبار مینشیند دیگر جایی برای بازی با کلمات و بیانیههای خوش بینانه باقی نمانده است. مردم فعلا و در این ورطه ی خطر ابزارِ آزمایشِ نظریاتِ سیاسیِ شکست خوردهی آقایان شده اند. مردمی که نمی دانند در آستانهی کدام پرتگاه ایستادهاند و سرنوشت شان در میانه ی این دروغهای متوالی به کدام سمت و سو می رود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع