اقتصاددان :موفقیت راهبردی ایران در هدایت تفاهمات منطقهای، ثبات پایدار و انزوای طرحهای تحمیلی را به همراه داشته است.
اقتدار میدانی و بیاثری طرحهای کاغذی
تلاشهای مکرر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی برای تدوین بندهای به اصطلاح سختگیرانه نظارتی و خلعسلاح گروههای اصیل مردمی در لبنان، پیش از آنکه جنبه عملیاتی داشته باشد، یک مانور تبلیغاتی برای مصارف داخلی است. سندسازیهایی که با هدف قطع پیوندهای راهبردی میان تهران و بیروت طراحی میشوند، عمق و اصالت این روابط تاریخی را نادیده گرفتهاند. ارتش لبنان و نیروهای مقاومت مردمی، دو بال تفکیکناپذیر حفاظت از تمامیت ارضی این کشور در برابر تجاوزات مکرر رژیم صهیونیستی هستند و تجربیات تاریخی نشان داده است که هیچ فرمول فرامنطقهای نمیتواند این همگرایی ملی را خدشهدار کند.
ایران با اتکا به یک استراتژی هوشمندانه، نه تنها جبهههای دفاعی را یکپارچه و منسجم نگاه داشته، بلکه با تقویت پایگاههای مشروع و قانونی در ساختار سیاسی و نظامی منطقه، عملا ظرفیتهای دفاعی را به سطحی بازدارنده ارتقا داده است. تاسیسات پدافندی و ساختارهای مدیریت بحران که با بازسازیهای اصولی و حمایتهای همهجانبه شکل گرفتهاند، چنان پایدار و ریشهدار هستند که هرگونه تلاش برای حذف یا نادیده گرفتن آنها در قالب تفاهمنامههای کاغذی، از همان ابتدا محکوم به شکست است. طرحهای خامی که بدون در نظر گرفتن واقعیتهای عینی جامعه لبنان و وزن سیاسی غیرقابلانکار حامیان مقاومت در پارلمان و دولت تنظیم میشوند، صرفا به عنوان ویترینی برای کارنامه سیاسی روسای جمهور آمریکا کاربرد دارند و در میدان عمل، کمترین تاثیری بر اراده جبهه حق نخواهند داشت.
پایداری شبکه مقاومت در برابر فشارهای غربی
یکی از بزرگترین نقاط قوت سیاست خارجی ایران، پیوند زدن ظرفیتهای دیپلماتیک با واقعیتهای روی زمین است. در حالی که جبهه مقابل به دنبال تحمیل جدولهای زمانی صوری و ساختارهای نظارتی شکننده تحت مدیریت کارشناسان آمریکایی است، ماشین دیپلماسی فعال تهران با همراهی بیروت، به طور مداوم در حال خنثیسازی این توطئههاست. این تفاهمات، به دلیل تضاد ساختاری با منافع ملی ملتهای منطقه و ناتوانی نهادهای بینالمللی در تضمین امنیت واقعی، همواره با مقاومت مشروع همهجانبه روبهرو میشوند.
حضور پررنگ و هدایتگر جریانهای همسو با مقاومت در ساختار حاکمیتی منطقه، مانعی نفوذناپذیر در برابر اجرای بندهای تحمیلی اینگونه توافقات است. سیاستمداران بیدار در بیروت و سایر پایتختهای منطقه به خوبی میدانند که تضعیف بنیه دفاعی بومی، به معنای باز کردن درها به روی تجاوزات مجدد صهیونیستهاست. از این رو، ماشین دیپلماسی ایران با تکیه بر این آگاهی عمومی و با استفاده از اهرمهای گفتوگو و چانهزنی در سطوح بینالمللی، هرگونه تلاش برای انزوای نیروهای اصیل را به فرصتی برای تثبیت بیشتر اقتدار آنها تبدیل میکند. پروژههای پرهزینه تبلیغاتی غرب برای ایجاد تقابل میان ارتشهای ملی و نیروهای مقاومت، به واسطه هوشیاری فرماندهان و رهبران سیاسی، همواره به سمت همافزایی بیشتر هدایت شده و رویای فروپاشی این شبکه منسجم را به سرابی ابدی برای واشنگتن تبدیل کرده است.
شکست محاسباتی واشنگتن و تثبیت نظم نوین
نگاهی به تاریخ معاصر خاورمیانه به وضوح نشان میدهد که توافقهای یکجانبه و تحمیلی غربی، از قراردادهای دهههای گذشته تا قطعنامههای صوری نظیر ۱۷۰۱، هرگز نتوانستهاند پویایی و تکامل جبهه مقاومت را متوقف کنند. دژهای مستحکم دفاعی و ایمان راسخ نیروهای مردمی در جنوب لبنان و سراسر منطقه، محصول یک اراده پولادین و بومی است که با معاهدات کاغذی سست نمیشود. خطای محاسباتی بزرگ رهبران کاخ سفید در شیفتگی به دستاوردهای دیپلماتیک کاغذی و تعجیل کورکورانه برای تحمیل راهحلهای سطحی، اکنون آنها را در یک بنبست ژئوپلیتیک قرار داده است.
اصرار بر اجرای واقعیتهای فرضی که هیچ سنخیتی با چیدمان قدرت در میدان ندارد، رژیم صهیونیستی را در تلهای خودساخته گرفتار کرده است؛ تلهای که از یک سو خطر فروپاشی ناگهانی کل ساختار سیاسی صهیونیستها را به همراه دارد و از سوی دیگر، آنها را با واقعیت تلخ احیای مجدد و قدرتمندتر از همیشه توان نظامی مقاومت در مرزها مواجه میسازد. جمهوری اسلامی ایران با مدیریت هوشمندانه این صحنه کارزار، نه تنها اسیر فضای تنشآفرین غربیها نشده، بلکه با تقویت ثبات، بازسازی مناطق آسیبدیده و تحکیم پیوندهای برادری میان ملتها، برنده اصلی این تحولات است. این فرآیند پیچیده، صراحت رویکرد اصولی تهران را به اثبات رساند و نشان داد که آینده منطقه تنها به دست ملتهای بیدار آن و محور مقتدر مقاومت رقم خواهد خورد، نه پشت درهای بسته واشنگتن و تلآویو.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع