افبیآی چگونه در ۴۸ ساعت به مظنون رسید؟
دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : پروندههای امنیتی امروز دیگر فقط با دوربین و بازجویی پیش نمیروند؛ ردّ پای مجرمان در انبوهی از پیامها، ایمیلها، حسابهای ابری، سوابق مالی، دادههای مکانی و ویدیوهای نظارتی پنهان شده است. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی آرامآرام از یک ابزار کمکی، به یکی از ستونهای اصلی تحقیقات جنایی تبدیل میشود.
افبیآی توانسته است ظرف ۴۸ ساعت پس از حادثه، با تکیه بر پلتفرم پزشکی قانونی دیجیتال شرکت Exterro، مسیر تحلیل شواهد را سرعت بدهد و به طرح اتهام علیه مظنون، “کول توماس آلن”، برسد. این سرعت، در دنیایی که حجم دادهها هر روز سنگینتر میشود، خود یک مزیت راهبردی است.
نکته اصلی اینجاست: مسئله دیگر کمبود داده نیست، بلکه توان پردازش داده است. مجریان قانون امروز با کوهی از اطلاعات روبهرو هستند؛ اطلاعاتی که اگر بهدرستی سازماندهی نشود، میتواند سرنخها را در خود دفن کند. در چنین وضعی، ابزارهایی مانند FTK شرکت Exterro، نقش یک مخزن متمرکز را بازی میکنند؛ جایی که شواهد دیجیتال جمع میشود، طبقهبندی میشود و برای دسترسی همزمان کاربران مجاز آماده میگردد.
قدرت اصلی این پلتفرم، فقط در ذخیرهسازی نیست. بازرسان میتوانند با زبان طبیعی با آن کار کنند؛ مثلاً بپرسند “تمام تصاویر سگها را پیدا کن” یا “تصاویر و ویدیوهایی را که این مظنون در آنها حضور دارد نشان بده”. حتی میتوانند بپرسند که آیا یک فرد مشخص در یک زمان و مکان معین حضور داشته یا نه. این یعنی هوش مصنوعی، کار جستوجو را از سطح یک عملیات فنی، به سطح یک مکالمه تحلیلی ارتقا داده است.
اما اهمیت این ماجرا فقط فنی نیست؛ حقوقی هم هست. در گذشته بحث اصلی این بود که آیا بازرسان اصلاً باید از هوش مصنوعی استفاده کنند یا نه. امروز سؤال مهمتر این است که چگونه باید یافتههای مبتنی بر هوش مصنوعی را در دادگاه اعتبارسنجی و دفاع کرد. به زبان ساده، هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزار کشف نیست؛ خودش به بخشی از مناقشه حقوقی تبدیل شده است.
در این میان، مسئله محرمانگی دادهها نیز بسیار مهم است. این ویژگی برای محیطهای فوقامنیتی، یک امتیاز اساسی به شمار میرود؛ جایی که اتصال به اینترنت یا انتقال اطلاعات، خود میتواند یک ریسک امنیتی باشد.
از سوی دیگر، ابزارهای تشخیص دیپفیک نیز به این اکوسیستم افزوده شدهاند. این موضوع در زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که جعل تصویر و ویدیو میتواند مسیر پروندههای قضایی را منحرف کند. حالا دادگاهها فقط باید با شواهد واقعی کنار بیایند؛ باید با شواهد “جعلی بسیار واقعی” هم مقابله کنند.
پیام نهایی این تجربه روشن است: هوش مصنوعی دارد از حاشیه تحقیقات به مرکز آن میآید. اما هرچه قدرت این ابزار بیشتر میشود، مسئولیت استفاده از آن نیز سنگینتر میگردد. چون در نهایت، یک جستوجوی درست میتواند به اثبات گناهکاری برسد، و یک تحلیل دقیقتر شاید بیگناهی یک انسان را نجات دهد.
در عصر دادههای بیپایان، عدالت هم به یک ابزار تازه نیاز دارد؛ ابزاری که بتواند میان میلیونها نشانه، حقیقت را پیدا کند، بیآنکه خودش به دام خطا بیفتد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع