مهرداد حاجیزاده فلاح پژوهشگر علوم بانکی و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : چند الگوی کلی که در گزارشها و ادبیات مبارزه با پولشویی مطرح میشود:
۱. تبدیل پول به دارایی باارزش
ممکن است فرد بهجای نگهداری پول نقد، آن را به داراییهایی مثل طلا تبدیل کند تا شکل دارایی تغییر کند. از نظر حقوقی، اگر هدف پنهانسازی منشأ غیرقانونی باشد، میتواند مصداق پولشویی تلقی شود.
۲. ایجاد زنجیره معاملات
گاهی چند معامله یا انتقال پشت سر هم انجام میشود تا ارتباط میان پول اولیه و دارایی نهایی کمتر قابل مشاهده باشد. این مفهوم در ادبیات مبارزه با پولشویی با عنوان «لایهسازی» شناخته میشود.
۳. استفاده از بازارهای کالاهای باارزش
در آییننامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی در ایران، معاملات و نقلوانتقال اموال گرانقیمت از جمله طلا و جواهر جزو حوزههایی در نظر گرفته شدهاند که میتوانند مشمول الزامات شناسایی و ثبت اطلاعات شوند.
۴. حساسیت روی رصد زنجیره معامله
در سالهای اخیر، سیاستگذار در ایران روی ثبت اطلاعات، صورتحساب الکترونیکی و اتصال دادههای معاملات حوزه طلا به سامانههای نظارتی تأکید بیشتری کرده است تا امکان ردیابی جریان کالا و پول بیشتر شود.
ابزارهای قانونی مقابله در ایران
احراز هویت مشتری
ثبت و نگهداری سوابق معاملات
گزارش معاملات غیرعادی یا مشکوک
نظارت مالیاتی و سامانهای
همکاری بین نهادهای مالی و نظارتی
نمونهای از اقدامات نظارتی اخیر هم شامل اعلام توقیف حسابهای افراد و اشخاص حقوقی مظنون به معاملات نامتعارف در بازار ارز و طلا بوده است.
این سه مفهوم زیاد با هم اشتباه گرفته میشوند، ولی از نظر حقوقی و اقتصادی فرق دارند.
فرار مالیاتی : پرداخت نکردن مالیاتِ قانونی کاهش هزینه و حفظ سود _ فرد درآمد واقعی را کمتر اعلام میکند تا مالیات کمتری بدهد
قاچاق طلا: ورود، خروج یا معامله طلا برخلاف مقررات _ دور زدن قوانین تجاری یا گمرکی _ وارد کردن طلا بدون اظهار قانونی
پولشویی : پنهان کردن منشأ پولِ حاصل از جرم _ قانونی جلوه دادن پول غیرقانونی _ تبدیل درآمد غیرقانونی به دارایی و سپس نشان دادن آن بهعنوان سرمایه قانونی
۱. فرار مالیاتی
اینجا ممکن است پول از ابتدا قانونی باشد، اما درآمد یا معامله بهدرستی ثبت نشود.
مثال: مغازهای فروش انجام میدهد اما همه درآمد را اظهار نمیکند.
مالیات واقعی کمتر پرداخت میشود.
نکته: فرار مالیاتی با «کاهش مالیات از راههای قانونی» فرق دارد.
۲. قاچاق طلا
اینجا تمرکز روی خود کالا و عبور از مقررات است.
مثال: ورود یا خروج طلا بدون تشریفات قانونی
ثبت نکردن مقدار یا منشأ کالا
ممکن است قاچاق وجود داشته باشد ولی پولشویی نباشد؛ یا برعکس.
۳. پولشویی
اینجا سؤال اصلی این است: پول از کجا آمده؟
مثال مفهومی:
فرد درآمدی با منشأ غیرقانونی دارد.
تلاش میکند ظاهر قانونی به آن بدهد.
ممکن است از معاملات مختلف، شرکتها یا داراییها استفاده شود.
رابطه این سه با هم
گاهی اینها جدا هستند، اما گاهی به هم وصل میشوند:
فعالیت غیرقانونی → کسب پول → تلاش برای پنهانکردن منشأ → پولشویی
ممکن است در مسیر، تخلف مالیاتی یا تخلف تجاری هم رخ دهد.
تفاوت کلیدی در یک جمله:
فرار مالیاتی: «مالیات پرداخت نشده.»
قاچاق: «قانون تجارت یا ورود و خروج نقض شده.»
پولشویی: «منشأ پول پنهان شده.»
با توجه به ریسکهای قابلتوجه پولشویی در معاملات طلا، وزارت صمت مطابق قانون مبارزه با پولشویی وظیفه دارد بر فعالیت فروشندگان و سکوهای معاملاتی طلا «نظارت دقیق و فعال» داشته باشد و ریسکهای مرتبط با پولشویی و تأمین مالی تروریسم در این بخش را بهطور ویژه کنترل کند.
اشخاصی که بدون رعایت مقررات مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم اقدام به خرید و فروش طلا کنند، حسب مورد مرتکب تخلف یا جرم شدهاند و مراجع ذیربط موظف به برخورد قاطع با آنان هستند؛ زیرا این رفتار، علاوه بر ایجاد اخلال در بازار، زمینه سوءاستفاده برای پولشویی و سایر جرایم مالی را فراهم میکند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع