بازار جهاني نفت بار ديگر در نقطهاي ايستاده كه اعداد رسمي با واقعيت ميداني همخواني كامل ندارند. در ظاهر، اوپكپلاس براي چهارمين بار در چند ماه اخير در مسير افزايش سقف توليد حركت ميكند؛ تصميمي كه روي كاغذ بايد به آرام شدن بازار، كاهش نگراني مصرفكنندگان و مهار التهاب قيمتها كمك كند. اما در عمل، آنچه امروز بازار انرژي را تحت فشار قرار داده، فقط ميزان توليد نيست؛ مساله اصلي، امكان رساندن نفت به مقصد است. وقتي مسيرهاي حياتي صادرات مختل ميشود، حتي بالا رفتن سهميه توليد نيز الزاماً به معناي افزايش واقعي عرضه در بازار جهاني نخواهد بود. خبر تازه از نشست اوپكپلاس، بيش از آنكه نشانهاي از آرامش باشد، تصوير روشني از اضطراب پنهان در بازار نفت ارايه ميدهد. اعضاي اين ائتلاف ظاهراً آمادهاند يك بار ديگر سقف توليد را بالا ببرند؛ اقدامي كه در حالت عادي ميتوانست به عنوان پاسخ كلاسيك توليدكنندگان به بحران عرضه تعبير شود. با اين حال، شرايط اينبار با دورههاي پيشين تفاوت دارد. بازار نه فقط با كمبود توليد، بلكه با بحران انتقال، صادرات و امنيت مسيرهاي انرژي مواجه است. به همين دليل است كه تصميمهاي عددي اوپكپلاس، برخلاف سالهاي گذشته، اثرگذاري مستقيم و فوري خود را از دست دادهاند.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، در چنين وضعي، تنگه هرمز به قلب تپنده بحران تبديل شده است. اين گذرگاه راهبردي كه بخش بزرگي از صادرات نفت جهان از آن عبور ميكند، حالا از يك مسير اقتصادي به يك گلوگاه ژئوپليتيكي تمامعيار بدل شده است. هر اختلال در اين منطقه، تنها يك مشكل منطقهاي نيست؛ بلكه بلافاصله بر قيمت نفت، بيمه حملونقل، هزينه تجارت جهاني، امنيت انرژي آسيا و حتي نرخ تورم در اقتصادهاي بزرگ اثر ميگذارد. به همين دليل، انسداد يا اختلال در عبور نفت از اين مسير، ميتواند اثر افزايش توليد روي كاغذ را تقريباً خنثي كند.
گزارشهاي منتشرشده نشان ميدهد كه اوپكپلاس در ماههاي اخير تلاش كرده با افزايش تدريجي سقف توليد، بخشي از نگرانيها را كاهش دهد. هفت عضو اصلي اين ائتلاف از آوريل تا ژوئن مجموعاً حدود ۶۰۰ هزار بشكه در روز به سهميه توليد خود افزودهاند و اكنون نيز احتمال افزايش تازهاي در حدود ۱۸۸ هزار بشكه در روز براي ماه ژوئيه مطرح است. اما مساله اينجاست كه بازار جهاني نفت فقط به «سقف توليد » واكنش نشان نميدهد؛ بلكه به «بشكههاي واقعي قابل تحويل » حساس است. اگر نفت توليد شود اما به دليل محدوديتهاي حمل، كاهش صادرات يا اختلال در مسيرهاي دريايي به مشتري نرسد، عملاً تأثير آن بر بازار بسيار محدود خواهد بود.
همين شكاف ميان توليد اسمي و عرضه واقعي، يكي از مهمترين نشانههاي بحران كنوني است. آمارهاي منتشرشده از كاهش محسوس توليد واقعي حكايت دارند؛ بهگونهاي كه ميانگين توليد در آوريل به شكل قابل توجهي كمتر از فوريه گزارش شده است. اين افت تنها يك عدد در جدولهاي رسمي نيست؛ بلكه نشانهاي از ناتواني ساختار عرضه در پاسخگويي به تقاضاي جهاني است. بازار نفت در چنين شرايطي با نوعي پارادوكس روبروست: توليدكنندگان از افزايش ظرفيت و سهميه ميگويند، اما خريداران همچنان با نگراني از كمبود محموله و دشواري دسترسي به نفت روبرو هستند.
اين تناقض، يكي از اصليترين دلايلي است كه باعث شده تصميمهاي اخير اوپكپلاس با ترديد از سوي بازار دنبال شود. در گذشته، هر خبر مربوط به افزايش توليد ميتوانست نقش آرامبخش داشته باشد و حتي تا حدي از رشد قيمتها جلوگيري كند. اما اكنون سرمايهگذاران و مصرفكنندگان تنها به اعلاميهها اكتفا نميكنند. آنان ميپرسند نفت از كدام مسير قرار است صادر شود؟ آيا زيرساختهاي حملونقل ايمن هستند؟ آيا مشتريان آسيايي ميتوانند محمولههاي خود را به موقع دريافت كنند؟ و مهمتر از همه، آيا بحران كنوني كوتاهمدت است يا بايد خود را براي يك دوره طولاني از نااطميناني آماده كرد؟
در اين ميان، خروج امارات از اوپك نيز لايه تازهاي به پيچيدگي ماجرا افزوده است. هرچند بازار نفت همواره تجربه اختلافات درونسازماني و بازتعريف ائتلافها را داشته، اما جدا شدن يكي از بازيگران مهم منطقهاي از اوپك در ميانه يك بحران بزرگ انرژي، پيام نمادين و عملي مهمي دارد. از يك سو، اين رخداد ميتواند نشانهاي از افزايش شكاف در هماهنگي درون توليدكنندگان باشد و از سوي ديگر، بر توان اوپكپلاس براي مديريت منسجم بحران سايه بيندازد. در شرايط بحراني، بيش از هر زمان ديگري، بازار به انسجام توليدكنندگان نياز دارد؛ زيرا كوچكترين نشانه از واگرايي، خود به عاملي براي افزايش تلاطم تبديل ميشود. نكته مهم اينجاست كه بحران فعلي فقط به نفت خام محدود نميماند. هر شوك در عرضه نفت، به سرعت به بازار فرآوردهها، هزينه حملونقل، قيمت سوخت، هزينه توليد صنعتي و در نهايت سبد مصرف خانوارها منتقل ميشود. اقتصاد جهاني كه هنوز از آسيبپذيريهاي سالهاي اخير فاصله نگرفته، اكنون با تهديد يك موج تازه از افزايش قيمت انرژي روبروست. اگر اين وضعيت ادامه پيدا كند، فشار تورمي در بسياري از كشورها تشديد خواهد شد و بانكهاي مركزي نيز با معادلهاي دشوارتر براي كنترل تورم و حمايت از رشد اقتصادي مواجه ميشوند.
از سوي ديگر، تجربه نشان داده بازار نفت بيش از آنكه فقط به كمبود واقعي واكنش نشان دهد، به انتظار كمبود نيز حساس است. به بيان ديگر، اگر معاملهگران به اين جمعبندي برسند كه خطر اختلال پايدار در عرضه وجود دارد، قيمتها حتي پيش از وقوع كمبود گسترده نيز جهش ميكند. به همين دليل، نقش رواني بحران كمتر از اثر فيزيكي آن نيست. اكنون نيز بازار در حال ارزيابي اين احتمال است كه اختلال در يكي از مهمترين مسيرهاي انرژي جهان، نه يك حادثه گذرا، بلكه مقدمه يك دوره تازه از بيثباتي باشد. در چنين فضايي، نشست اوپكپلاس بيشتر از آنكه يك جلسه فني درباره چند صد هزار بشكه افزايش سهميه باشد، به آزموني براي اعتبار اين ائتلاف تبديل شده است. پرسش اصلي اين نيست كه اعضا چه عددي را تصويب ميكنند؛ پرسش مهمتر اين است كه آيا اين گروه هنوز توانايي اثرگذاري واقعي بر بازار را دارد يا نه. اگر اوپكپلاس نتواند ميان ظرفيت توليد، امنيت صادرات و اعتماد بازار توازن برقرار كند، تصميمهاي آن بيش از پيش جنبه نمادين پيدا خواهد كرد. واقعيت اين است كه بازار جهاني انرژي وارد مرحلهاي شده كه در آن، جغرافيا دوباره بر اقتصاد غلبه كرده است. سالها تصور ميشد افزايش توليد، متنوعسازي منابع و توسعه ذخاير استراتژيك ميتواند جهان را از شوكهاي بزرگ نجات دهد. اما بحرانهاي جديد نشان ميدهد تا زماني كه گلوگاههاي حياتي انرژي آسيبپذير باشند، هيچ بازار نفتي از ريسك ناگهاني در امان نيست. حتي اگر توليدكنندگان آماده افزايش عرضه باشند، نبود مسير امن براي انتقال انرژي ميتواند همه محاسبات را بر هم بزند.
آنچه امروز در برابر بازار جهاني نفت قرار دارد، صرفاً يك نوسان مقطعي نيست؛ بلكه هشداري جدي درباره نظم انرژي در جهان است. افزايش سقف توليد، اگر با تضمين جريان پايدار صادرات همراه نباشد، بيشتر شبيه تلاش براي خاموش كردن آتش با اعداد است. بازار به بشكههايي نياز دارد كه واقعاً به پالايشگاهها برسند، نه فقط در مصوبات نشستها ثبت شوند.
در نهايت، تصميم اوپكپلاس هرچه باشد، يك واقعيت تغيير نميكند: وقتي راه دريا ناامن يا بسته باشد، شيرهاي باز نفت هم الزاماً بازار را سيراب نميكنند. جهان انرژي امروز با بحراني روبروست كه راهحل آن فقط در افزايش توليد خلاصه نميشود. در چنين شرايطي، آنچه قيمت نفت را تعيين ميكند، نه فقط ميزان استخراج، بلكه امنيت مسير، اعتماد بازار و امكان واقعي رساندن نفت به مقصد است. درست از همينجا است كه بحران تازه آغاز ميشود؛ جايي كه سياست توليد ديگر بهتنهايي پاسخگو نيست و ژئوپليتيك، فرمان بازار را در دست ميگيرد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع