يكي از نكات محوري كه در مديريت بازار سرمايه بايد مورد توجه قرار گيرد، نقش برخي اشخاص حقوقي و بازارگردانها در وقايع اخير است. شواهد نشان ميدهد كه در مقطعي مشخص، فروش سهام ازسوي برخي حقوقيها به صورت هماهنگ يا گسترده صورت گرفت. اين اقدام، مديريت بازار را به شدت دچار چالش كرد و با مشكلاتي جدي مواجه ساخت. اگرچه نميتوان گفت تمام بخشهاي بازار تحت تاثير اين روند دچار بحران شدند، اما نحوه مديريت اين وضعيت و رها شدن يكباره بازار به هيچ عنوان مطلوب نبود. به نظر ميرسد مديريت بازار در اين شرايط نيازمند تأمل، تدبير و رويكردي پختهتر بود تا از بروز تنشهاي غيرضروري جلوگيري شود.
به گزارش اقتصاددان به نقل از تعادل ، در بخش ديگري از مباحث مربوط به بازگشايي نمادها، موضوع شركتهايي مطرح است كه به دليل شرايط ناشي از جنگ و آسيبهاي فيزيكي، براي مدتي طولاني متوقف مانده بودند. درخصوص اين نمادها، اگرچه توقف آنها تا مقطعي امري ضروري و منطقي به نظر ميرسيد، اما تداوم اين وضعيت چالشهاي متعددي را ايجاد كرده است. واقعيت اين است كه هرچه بازگشايي اين دسته از نمادها به تعويق بيفتد، پيچيدگي بازگشت آنها به چرخه معاملات بيشتر ميشود. سياستگذاران بايد شرايطي را فراهم كنند كه اين نمادها به طور كامل و با برنامهريزي به چرخه فعاليت بازگردند، به نحوي كه زمان بازگشت آنها براي فعالان بازار قابل پيشبيني باشد.
در كنار اين موضوع، مساله شفافسازي اهميت مضاعفي مييابد. مديريت بازار بايد ميزان نقدينگي موردنياز و هزينههاي لازم براي بازگشت شركتها به مدار توليد و سودآوري را براي سهامداران شفاف كند تا سرمايهگذاران با آگاهي كامل وارد عرصه شوند. ورود آگاهانه سرمايهدار، ركن اصلي سلامت بازار است.
در همين راستا، بايد به مرز ميان حمايت از بازار و سياستگذاري نادرست اشاره كرد. اگرچه حمايت از بازار سرمايه در شرايط خاص لازم است، اما اين حمايت نبايد به شكلي باشد كه درنهايت به سياستزدگي يا تصميمات شتابزده منجر شود. مديريت بازار بايد بهگونهاي باشد كه ضمن حفظ اعتماد عمومي، به تعادل پايدار در قيمتها و حجم معاملات بينجامد.
تداوم ثبات در بازار سرمايه مستلزم آن است كه تصميمگيرندگان با پرهيز از اقدامات هيجاني، مسير بازگشت نمادها و جريان نقدينگي را با نگاهي بلندمدت مديريت كنند. تنها در سايه تدبير، شفافيت در ارايه اطلاعات و رويكردي مسوولانه در قبال تمامي ذينفعان است كه ميتوان از تكرار چالشهاي مديريتي جلوگيري كرد و فضايي امن و قابلاتكا براي تمامي سهامداران رقم زد.
البته مسير بازار با توافق نيز تغيير ميكند. برخي معتقدند توافق ميتواند به تنهايي منجر به هدايت سرمايه از بازارهاي غيرمولد به سمت توليد شود، اما برخي ديگر بر اين باورند كه بدون اصلاحات ساختاري داخلي، اين اثرات موقتي خواهد بود. تجربه برجام نيز نشان داد كه صرف توافق سياسي، بدون اصلاحات اقتصادي پايدار، الزاما به جهش بلندمدت در توليد منجر نميشود. در واقع، اگرچه توافق ميتواند در كوتاهمدت اثرات مثبتي بر بازارها داشته باشد، اما براي تداوم اين اثرات نياز به تغيير نگرش و اصلاحات درونزا در اقتصاد وجود دارد. بدون اين اصلاحات، اثر هر توافقي محدود و كوتاهمدت خواهد بود.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع