مرغ اصول گرا، مرغ اصلاح طلب؛ گاو حسن، گاو محمود

نامه ۴۰ دکتر سیدیعقوب موسوی به رئیس جمهور محترم

جناب آقای رئیس جمهور محترم
سلام علیکم
محض رضای خدا ۳ دقیقه وقت بگذار و غمنامه این دلسوخته و ناامید از بخش کشاورزی مملکت را بخوان و وزارت مسئول قوت و غذای مردم را از دست سیاست بازان نجات بده و آرامش را به خانه ها و سفره های مردم بازگردان.

مقدمه:
یک آفت بسیار خطرناک برای نظام و به ویژه دولت های پس از انقلاب یک برداشت بسیار غلط از شیوه حکمروایی به ویژه پس از انتخابات اعم از مجلس و ریاست جمهوری است.
با تغییر یک نماینده مجلس در یک حوزه انتخابیه این توقع و یا حق برای او و ستاد انتخاباتیش ایجاد می شود که او حتماً کل آدم های تمام مجموعه ها از صدر تا ذیل را با خط کش شخصی خود و حلقه اطراف تطبیق دهد و تمام تلاشش را به کار گیرد تا آنانی که مطابق میل او نباشند تغییر بدهد.
در انتخابات ریاست جمهوری وضعیت از این وخیم تر است. ستاد ملّی و استانی و شهرستانی نیز خود را صاحب ملک و مملکت و دولت و ملت دانسته و با این تصور غلط با یک خط کش جمعیّت را به دو شعبه خودی و غیرخودی بخش نموده و به اصطلاح خودشان سیستم را شخم می زنند.

چند سوال برای نگارنده پیش می آید؟!!
۱- این توقع و ایجاد حق با چه منطقی و مطابق کدام ضابطه و یا قانون به دست آمده است؟!!
۲- چه کسی به نماینده مجلس و یا رئیس جمهور و اعضای ستاد او از بالا تا پایین این اختیار را داده است و اصولا با چه ضرورتی باید تمام یک دولت را از وزیر کابینه تا آبدارچی در یک دهستان لب مرز عوض کنند؟!!
۳- این تغییرات چه قدر به نفع مصالح عمومی شهروندان در یک آبادی، روستا، دهستان، بخش، شهر، شهرستان، استان و یا کل کشور است؟!!
۴- میزان خسارت وارده به نظام مدیریتی و اداری و عوارض بروز اشتباهات و حذف نیروهای کارآمد و باتجربه و جایگزیی آنان با افراد به مراتب ضعیف تر احیاناً توسط چه دستگاه یا دستگاه هایی رصد و احصاء و کارشناسی و اعلام می گردد؟!!

۵-چه نظام گزینش و مطالعات علمی در این فرآیندها وجود دارد و آن تیم های موثر در گزینش و عزل و نصب ها چه میزان با ماهیت کار تخصصی دستگاه ها و کسب شناخت از آدم ها، آشنایی و وقوف کامل و جامع دارند؟!!
۶- چرا این تصور غلط وجود دارد که همه مدیران دولت و دولت های قبلی ناکارآمد و احیاناً پسرخاله های روسای جمهور وقت بوده اند و مدیران فعلی پسر دایی های این رئیس جمهور جدیدند؟!!!
آیا این نامش برده داری نوین اداری نیست؟!!

کشاورزی و سیاست زدگی

مراد از این کلمه سیاست علم سیاست که دانش تدبیر و کیاست است؛ نیست، بلکه جهت گیری و انطباق هر آنچه در اقلیم و طبیعت است از جاندار و بی جان با متر و معیار بشرساخت کج آدم هاست!!!
آیا وقتی به سوپرمارکت می روید می گویید یک مرغی که او را اصولگرا یا اصلاح طلب تولید کرده است بدهید؟!!
آیا در میدان میوه و تره بار سراغ سیب زمینی کمونیستی یا لیبرالیستی یا اسلامی می گردید؟!!
آیا از صاحب غرفه می پرسید تولید کننده این لبو یا شلغم مسلمان بوده یا مسیحی؟!!
آیا برای خرید کره و ماست از لبنیاتی سراغ نوع اسلامی آن می روید؟!!

آیا از مغازه دار می پرسید که تولیدکننده این پرتقال در انتخابات سال های دور به سیّدمحمّد خاتمی رأی داده یا ناطق نوری؟!!
آیا اساساً برایتان مهم است که این شیری که می خرید صاحب آن گاو در انتخابات گذشته طرفدار احمدی نژاد بوده یا هاشمی رفسنجانی؟!!
الان فصل خرید نوشت افزار است آیا اصلاً برایتان مهم است این دفتر در کارخانه ای تولید شده که به ابراهیم رئیسی رأی داده یا سایر رقبای او؟!!
آیا مشتریان نانوایی در اندیشه این هستند که این شاطر چپ است یا راست یا معتدل یا سلطنت طلب یا معاند یا طرفدار چلسی یا منچستریونایتد؟!!
آیا برای مصرف برق هیچ فکر کرده اید که این برق از سد کارون ۳ آمده یا سد شهید عباسپور یا برق خورشیدی است یا توربین بادی یا نیروگاه سیکل ترکیبی؟!!
آیا گاو به جز علوفه و خوراک و آب چیزی از صاحبش می خواهد و اصلا تصوری راجع به یونجه اصلاح طلبی و یونجه اصولگرایی دارد؟!!
آیا شما به دنبال تخم مرغ از یک مرغداری با طرفداری از جبهه پایداری یا جبهه مشارکت یا جمنا در قفسه ها می گردید؟!!
آیا طعم و میزان و نسبت گوشت لاشه به دنبه یک گوسفند ارتباطی به اصولگرایی یا اصلاح طلبی یا بی تفاوتی دامداران دارد و یا آن که از صبح تا شب به مسئولان الفاظ رکیک نثار می کند صرفاً به دلیل دیدگاه او تفاوتی دارد؟!!

آیا وقتی به داروخانه می روید می پرسید یک داروی اصولگرایی یا اصلاح طلبی بدهید؟!!
آیا خوراک دام و طیور ربطی به سیاست دارد؟!!
آیا دولت ها و دکان های سیاسی پشت پرده هایشان می توانند اصولاً کشاورزی و صنعت و آب و برق و گاز و نفت و پتروشیمی و معدن و تجارت و ورزش را با نگاه سیاسی و حزبی خود اداره کنند؟!
آیا تراکتور و کمباین و دروگر سیاسی و حزبی است؟!!
آیا شما کود اصولگرا و کود اصلاح طلب دارید؟!!
آیا پرورش گاو و گوسفند و اسب و شترمرغ و بوقلمون به گرایش اصولگرایان و اصلاح طلب ها واکنش نشان می دهند؟!!

آیا بوته گوجه فرنگی اساساً برایش مهم است که حزب جمهوری خواه سر کار باشد یا دموکرات؟!!
آیا چوپانان و رمه گردانان اصلاً برای مدیریت دام هایشان یک ذره به حزب سر کار فکر می کنند که کدام طرفی باشد؟!!
مگر آن گاوهایی که در دولت های قبل شیر می دادند مال روحانی و احمدی نژاد بودند؟!!
پس چرا در مباحث آماری و حتی قیمت ها خیار محمود و خیار حسن و گوجه محمود و گوجه حسن و گوشت محمود و گوشت حسن و مرغ محمود و مرغ حسن را به پیش می کشید؟!!

البته پر مسلم است که افزایش هزینه های تولید و قیمت های تمام شده محصولات کشاورزی اولاً به خاطر تورم در طول سال ها که حتی اگر هم ثابت باشد به سبب افزایش هر پایه نسبت به سال بعد فزاینده است؛ افزایش می یابد و ثانیاً سیاست های کلان دولت ها و دخالت های غیراصولی و غیرعلمی و بی جای آنان در دستگاه های تخصصی و خودِ مبانی تولید بخشی از عملکرد آنان را تشکیل می دهد، ولی روی سخن نویسنده با تمام سیاست ورزان است که کی می خواهید این دکان های احزابتان را از دخالت در همه امور از جمله تولیدات محصولات کشاورزی برحذر دارید؟!!
مگر شما بر علوم کشاورزی تسلط دارید یا آن آدم های مثلاً تحصیلکرده در بخش کشاورزی که در این احزاب هستند چه چپ و چه راست و چه دموکرات و چه جمهوری خواه و چه کمونیست و چه با دین و چه بی دین و چه ریش دار و چه بی ریش و چه موسیاه و چه مو زرد و چه زن و چه مرد در بین متخصصان ورزیده در تمام رشته ها سرآمد هستند و در دنیای معاصر چه بسیار فوق تخصص هایی که به دلیل دانش زیاد و تجربه و کارآیی که وقتشان را در زمان دانشجویی به دنبال سیاست بازی در انجمن ها و جامعه های رنگارنگ سیاسی به دنبال درس خواندن و خوب آموختن بوده و با بهترین نمرات و معدل از دانشگاه های درست و حسابی نه این مثلا دانشگاه های سرکوچه که مثل دکه و دکان یک شبه تأسیس شده اند!!! مدرک گرفته اند و در محل کار هم به جز به کار و تجربه به چیز دیگری فکر نکرده اند برتری می دهید!!!

این مقاله هرگز منکر داشتن یک خط فکری برای کل جامعه و حتی متخصصان نبوده و نیست و هرگز هم آن را منکوب نکرده و ناصواب هم نمی داند؛ بالاخره آدمی علاوه بر دست و پا و ستون فقرات، عقل و شعور و ذهن و روح هم دارد و می تواند با مراجعه به شعور خود تفاوت ها را بیابد و مثل من زجر بکشد و غصه بخورد که تفاوت ها را در کفه ترازو ببیند و کله اش را به دیوار بکوبد که آن وزیر قبلی با بعدی و بعدی چه قدر متفاوتند و پیش خودش فکر بکند که به نظرش فلان وزیر خیلی بخش را به جلو برد و آن دیگری بلایی که ملخ و تگرگ نتوانست سر مزرعه بیاورد و صدام و هیتلر نتوانستند سر کشاورزی ایران بیاورند در یک مدت کوتاه نه تنها سر کشاورزی که سر متخصصان هم آورد!!!!

متخصصان؛ بیت المال و دارائی یک مملکت هستند.

بزرگ ترین ثروت یک جامعه، انسان ها هستند. در بین انسان ها افراد صاحب دانش و تجربه، ارزش بسیار زیادی دارند تا جایی که توسعه و پیشرفت، محصول نظام متعالی آموزش و پرورش و تربیت نیروی انسانی فرهیخته و ماهر است. هیچ کشور توسعه یافته ای را نمی توانید بیابید که بدون ارج گذاری به مقام انسان و شایسته دانستن او و تمهیدات امکانات برای بلوغ او و به شکوفایی رساندن انواع استعدادهایش به توسعه پایدار رسیده باشد.
علاوه بر نظام آموزشی آن کشور، گاه سیستم های آموزشی کشورهای دیگر هم، در پیشرفت آن کشور نقش دارند که شامل ارتباط دور یا نزدیک کشورها و یا جذب مستقیم فرهیختگان آن کشورهاست و من این جذب نخبگان کشورهای جهان سوم و کشورهای درحال توسعه توسط کشورهای بزرگ اقتصادی و صنعتی را بزرگترین پاتک مدرن بشر در قرن حاضر می دانم، تا جایی که دانشمندان کشورهایی نطیر ما توسط امریکا، کانادا، استرالیا و اروپای غربی و اخیراَ کشورهای حاشیه خلیج فارس جذب می شوند و با آن ها علاوه بر پیشرفت و توسعه کشور خودشان، محصولات تولیدی در بخش های صنعتی و کشاورزی و حتی هنری را به چندین برابر قیمت به کشور مبدأ و خودمان می فروشند.

در بخش کشاورزی چه می گذرد؟!
وزارت جهاد کشاورزی یا نانوایی یا اتوبوس؟!!

وزارت فلک زده جهاد کشاورزی که احتمالاً قرار نیست روی آرامش را به خود ببیند در بحران های عجیبی قرار دارد؛ از بحران های اقلیمی تا تورمی تا سرمایه گذاری تا موقعیت نیروی انسانی که وحشت آفرین ترین بحران است!! و از دلایل این وصعیت بحرانی موجود است و هیچ کس سر جای خودش نیست!!!
این وزارتخانه مظلوم فعلی که ترکیبی از دو وزارت قدیمی کشاورزی و وزارت انقلابی جهاد سازندگی است؛ در پنج سال گذشته ۶ وزیر و سرپرست را دیده است از محمود حجتی تا عباس کشاورز تا کاظم خاوازی تا سیدجواد ساداتی نژاد تا سیّدمحمّد آقامیری و الان هم که محمدعلی نیکبخت در آن طبقه شانزدهم نشسته است!!! یعنی بعید می دانم یک نانوایی هم در طول ۵ سال ۶ بار شاطرش را عوض کند یا یک صاحب کامیون یا اتوبوس یا مینی بوس؛ در این مدت این همه تعویض راننده داشته باشد!!! سوال من از همه متولیان امر این است که آیا این وزارتخانه با این اهمیت ارزشش از یک باب نانوایی یا یک دستگاه کامیون و اتوبوس و مینی بوس کمتر بود؟!!
چه بلایی سر این وزارتخانه آمده که هر سال یکی می آید و ما هرگز نفهمیده ایم این چرا آمد و تا می آییم خوب او را برانداز کنیم می بینم او رفته است!!!
اصلا چرا آمد ؟!! اصلا چرا رفت؟!!
چه کسانی در این انتخابات و گزینش ها نقش دارند ؟!!

اصولاً شناخت آنان از این وزارتخانه و ماهیت کار آن و انبوه مأموریت ها و وظایف آن چیست؟!!
معرفی کنندگان و حامیان و منتقدان و برکنارکنندگان اینان چه کسانی هستند؟!!
حالا شما بفرمائید اصولاً و خداوکیلی بالاخره آیا این محمدعلی خان نیکبخت؛ اصلاً تا پایان این دوره که کمتر از ۲ سال است باقی می ماند که ما حداقل با آرامش بتوانیم به او امیدوار باشیم یک خاکی روی سر وزارت و ما و این بخش بی پشتیبان بریزد یا نه و وزیر بعدیی و بعد از بعدی هم در راه طبقه شانزدهم است؟!
وقتی مقاله “کشاورزی التماسی” را نوشتم، فکر کردم فقط خودمان و کشاورزان بی پناه التماس می کنیم، بلافاصله روز بعد وزیر شجاع صنعت و معدن و تجارت هم؛ که البته نمی دانست مراسم با پخش زنده همراه است و صد البته خداوند جد و آباءاش را بیامرزد؛ اعتراف کرد که او هم وزیر التماس است.

آقایان مثلاً سیاستمدار !!!
کی می خواهید دست از سر این وزارتخانه های فوق تخصصی که ماهیت کارشان هیچ ربطی به احزاب و سیاسیون ندارد، بردارید؟!!
به همتبار لُر ما گفتند بابا کوتاه بیا دست از سر سرمای زمستان بردار!!
او هم بی درنگ گفت: والله ما مدت هاست دست از سر سرمای زمستان برداشته ایم؛ سرمای زمستان، دست از سر ما برنمی دارد!!!

آقایون سیاسی چی از جون این کشاورزی می خواهید؟! البته می دانیم که رأی در بخش کشاورزی است ولی چرا گندم و مرغ و پیاز و گوجه و گوشت و علوفه و دام و مرتع و آبخیز و چشمه و رودخانه و قنات و ما آدم های گناهکاری که گناهمان درس خواندن و کار کردن در یک بخش تخصصی بوده است را به اهداف و ذهنیات خود پیوند می زنید؟!!
چه کسی و کدام قانون به شما اجازه داده که در سرنوشت یک وزارتخانه که سرنوشت و قوت مردم است مداخله نابه جا کنید ؟!!
تا کی می خواهید آدم های غیرتخصص و بی تجربه را به سازمان کار این دستگاهی که مسئولیت تامین غذای مردم را دارد؛ بچپانید و از آن طرف هم هر روز بگویید تورم مواد غذایی بالا رفته است و نگران قیمت گوشت و مرغ و تخم مرغ و نان مردم باشید؟!!

آقای رییس جمهور!!!
تو را به جدت قسم تو را به خدا قسم نگذار این وزارتخانه بیش از این میدان کارزار سیاسیون شود!!!
این آقایی که انتخاب کرده اید و از بچه های زجر کشیده بخش و از دورترین مناطق ایران نسبت به پایتخت است و همه عمرش در این وزارتخانه کار کرده است خودش بهتر از همه سیاسیون از پتانسیل نیروی انسانی و ظرفیت ها و مشکلات بخش اطلاع دارد ولی الان آنچه ما می بینیم؛ او بدون تعارف تنها در وسط میدان است و از زمین و هوا و دریا بر او تیر می بارد حتی از داخل خود وزارتخاته خودش!!! و من به عنوان کسی که بیش از سه دهه در این بخش کار می کنم از ته دل برای وزارت و کارکنان و کشاورزان دلم می سوزد.
نگذارید متخصصان وزارتخانه که بزرگترین سرمایه کشور و حاصل بیش از ۴ دهه دسترنج نظام آموزش عالی و دو وزارت سابق کشاورزی و جهاد سازندگی هستند، به این راحتی تباه شوند و متأسفانه کسانی راجع به فرهیختگان و مدیران اصیل وزارتخانه حتی با سوابق بالای ۳۰ سال نظر می دهند که خود حتی سابقه ۳۰ روز کار و مدیریت در این وزارتخانه را نداشته و بدبختانه در تمام طول عمرشان نه تنها در دانشکده های کشاورزی تحصیل نکرده که حتی یک صفحه A4 هم در مورد زراعت، باغبانی، آبیاری، دامپروری، گیاهپزشکی، خاکشناسی،صنایع غذایی، ماشین های کشاورزی، جنگل و مرتع و آبخیزداری، بیوتکنولوژی دامپزشکی، اقتصاد کشاورزی و سایر رشته های علوم کشاورزی نخوانده اند!!!!

آقای رییس جمهور!!!
تو را به پیغمبر قسم حساب بهداشت و درمان و صنعت و معدن و تجارت و گمرک و بازرگانی و آب و برق و بانک و …. و علی الخصوص این بخش کشاورزی را از سیاست و احزاب جدا کنید و اجازه ندهید با متخصصان که سرمایه بیت المال و متعلق به کل کشور هستند چنین بازی شود و به وزرای خود اعتماد کنید و مخصوصاً وزیر جهاد کشاورزی که برای ما بسیار عزیز هستند و همکارانمان او را علاوه بر این که قبول دارند، دوست هم می دارند؛ کمک کنید و اجازه دهید او برای وزارتخانه و بخش کشاورزی در چارچوب وظایفش برنامه ریزی کرده و تصمیم بگیرد و انتخاب هر مدیر غیرمتخصصی ولو با هماهنگی نزدیکان و منتسبان شما به وزیر و دولت و کشور و مردم و کشاورزان و شخص شما خسارت زده و همگان را نسبت به دولت سیزدهم بدبین می سازد و امیدوارم این رویه برچسب زنی متخصصان به احزاب و سیستم مصادره و انتساب آنان به احزاب و افراد چه جناح شما و چه جناح رقیبتان در این دولت خاتمه یافته و مردم عزیز ایران بتوانند با بهره گیری از تمام سرمایه های فکری خود در تمام نظام اداری کشور طعم شیرین خروج از این ابربحران های اقلیمی و تورمی و فشار معیشت خارج شوند و برای شما و این حقیر هم دعا بفرمایند.
در پایان تکرار می کنم متخصصان و مدیران کارکشته کشاورزی که در این سال های اخیر در اثر بی توجهی و فشار سیاست ورزان نسلشان رو به انقراض است از شما می خواهند استقلال وزارتخانه را به وزارتخانه برگردانید و اجازه هرگونه مداخلات و تصمیمات غیرکارشناسی و غیرفنی را در وزارتخانه ای که خانه امید مردم به امنیت و آرامش سفره های ایرانیان است؛ سلب کرده و تمام کار را به خود وزیر شریف بسپارید.
من الله التوفیق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 2 =

پربازدیدترین ها