کاخ سفید از مسیر تهران

 آغاز شمارش معکوس برای ریاست‌جمهوری ونس

دکتر مجید سجادی پناه با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : جنگ با ایران برای بسیاری از سیاستمداران آمریکایی تنها یک پرونده سیاست خارجی نبود؛ بلکه آزمونی برای سنجش حدود قدرت آمریکا در قرن بیست‌ویکم بود. در شرایطی که دولت ترامپ پس از ماه‌ها تنش و درگیری به سمت توافق با ایران حرکت کرد، یک واقعیت بیش از گذشته آشکار شد: جامعه آمریکا دیگر آمادگی پرداخت هزینه‌های نامحدود برای جنگ‌های طولانی در خاورمیانه را ندارد. این تحول، تنها یک رخداد دیپلماتیک نبود، بلکه نقطه عطفی در منازعات فکری درون سیاست آمریکا نیز محسوب می‌شود.
بزرگ‌ترین برنده فکری این تحولات را شاید بتوان جی. دی. ونس دانست. او از نخستین روزهای بحران، نسبت به گسترش جنگ هشدار می‌داد و معتقد بود ورود آمریکا به یک درگیری فرسایشی جدید، نه امنیت بیشتری برای واشنگتن به ارمغان می‌آورد و نه منافع ملی این کشور را تأمین می‌کند. ذهنیت ونس بر این فرض استوار است که قدرت آمریکا باید برای رقابت‌های بزرگ قرن حاضر، به‌ویژه در برابر چین، حفظ شود و نه آنکه در باتلاق منازعات بی‌پایان خاورمیانه مستهلک گردد. اکنون که مسیر جنگ به سمت مذاکره و توافق ختم شده است، استدلال اصلی او نیز اعتبار بیشتری یافته است؛ اینکه حتی سخت‌ترین بحران‌ها نیز در نهایت بر سر میز مذاکره تعیین تکلیف می‌شوند و نه در میدان‌های پرهزینه جنگ.
ونس امروز تنها یک معاون رئیس‌جمهور نیست؛ بلکه نماد یک تغییر نسلی در حزب جمهوری‌خواه است. او نماینده جریانی است که به جای “رهبری جهان از طریق مداخله نظامی”، از “رهبری آمریکا از طریق بازسازی قدرت داخلی” سخن می‌گوید. اگر توافق با ایران پایدار بماند و از گسترش جنگ جلوگیری کند، این دستاورد بیش از هر چیز به تقویت گفتمان سیاسی ونس در آستانه انتخابات آینده کمک خواهد کرد. همان‌گونه که جنگ عراق زمینه ظهور منتقدان مداخله‌گرایی را فراهم کرد، توافق با ایران نیز می‌تواند سکوی پرتاب نسلی باشد که معتقد است آمریکا باید از نقش “پلیس جهان” فاصله بگیرد.
از این منظر، توافق با ایران را نمی‌توان صرفاً یک توافق منطقه‌ای دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از فرآیند شکل‌گیری آمریکا پساجنگ‌های خاورمیانه تلقی کرد. چه بسا مورخان آینده از این توافق نه فقط به‌عنوان پایان یک بحران، بلکه به‌عنوان آغاز مسیر سیاسی رئیس‌جمهوری یاد کنند که سال‌ها پیش از دیگران، محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا را درک کرده بود و تلاش داشت جایگزینی برای آن ارائه دهد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 5 =