چرا آمار فریبنده است؟

دکتر فاطمه پاسبان ، پژوهشگر اقتصاد کشاورزی و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : اینکه می‌گویند «آمار، مار است» هم یک بازی با لغت در زبان فارسی است(چون اگر حرف «آ» را از ابتدای «آمار» برداریم، «مار» می‌ماند) و هم یک هشدار عمیق علمی.


اما چرا آمار می‌تواند مثل مار گزنده و فریبنده باشد؟

۱.پنهان کردن واقعیت پشت «میانگین»

یک ضرب‌المثل معروف بین اقتصاددان‌ها هست که می‌گوید:«اگر سرِ یک نفر در کوره باشد و پایش در فریزر، به طور میانگین دمای بدن او مطبوع است!» اما در واقعیت، آن شخص در حال مرگ است.
– وقتی می‌گویند «میانگین درآمد جامعه بالا رفته»، ممکن است فقط درآمد یک درصدِ ثروتمند خیلی زیاد شده باشد و سفره بقیه کوچک‌تر شده باشد. آمار میانگین، این اختلاف را پنهان می‌کند.

۲.همبستگی به معنای علیت نیست (Correlation vs Causation)


آمار می‌تواند به راحتی ما را گول بزند که فکر کنیم چون دو چیز با هم تغییر می‌کنند، پس یکی دلیلِ دیگری است.
مثلاً آماری نشان می‌دهد که «هر وقت مصرف بستنی بالا می‌رود، تعداد غرق‌شدگان در دریا هم زیاد می‌شود.» آیا بستنی باعث غرق شدن می‌شود؟ نه! هر دو به خاطر «گرمای تابستان» زیاد شده‌اند. مارِ آمار اینجا شما را می‌گزد اگر فکر کنید با ممنوع کردن بستنی، غرق‌شدگان کم می‌شوند!

۳.نمونه‌گیری‌های جهت‌دار (Selection Bias)


اگر برای نظرسنجی درباره کیفیت اینترنت، فقط از طریق «ایمیل» سوال بپرسید، آمار شما می‌گوید ۱۰۰ درصد مردم اینترنت دارند! چون کسانی که اینترنت نداشتند اصلاً نتوانستند در مسابقه شرکت کنند.

کتاب‌های معروف در این زمینه:


اگر می‌خواهید مربیِ این «مار» شوید و اجازه ندهید شما را نیش بزند، این کتاب‌ها فوق‌العاده هستند:

۱. کتاب «چگونه با آمار دروغ بگوییم» (How to Lie with Statistics) اثر دارل هاف:
این کتاب مشهورترین منبع در این زمینه است. نویسنده با لحنی طنزآمیز به شما یاد می‌دهد که چطور سیاستمداران و شرکت‌ها با استفاده از نمودارهای دست‌کاری شده و اعداد واقعی (اما گمراه‌کننده)، حقیقت را وارونه جلوه می‌دهند. این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است.

۲. کتاب «استانداردهای انحرافی» (Standard Deviations) اثر گری اسمیت:
این کتاب به اشتباهات رایجی می‌پردازد که در تحلیل داده‌ها رخ می‌دهد و نشان می‌دهد چطور اعداد می‌توانند ما را به تصمیمات غلط در سرمایه‌گذاری و زندگی بکشانند.

۳. کتاب «واقع‌نگری» (Factfulness) اثر هانس رزلینگ:این کتاب کمی متفاوت است. به ما یاد می‌دهد که چرا مغز ما تمایل دارد آمارها را بدتر یا عجیب‌تر از آنچه هست ببیند و چطور با نگاه درست به داده‌ها، جهان را آن‌طور که واقعاً هست بشناسیم.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 2 =