علی کاشانی مقدم پژوهشگر اقتصادی با درج یادداشتی در مورد ثروت در اقتصاددان نوشت : در اقیانوس اقتصاد، نهنگها برای همه تصمیم میگیرند ولی از یک حقیقت غافلند…!!
اقتصاد را میتوان به اقیانوسی بزرگ تشبیه کرد؛ اقیانوسی که در آن نهنگها، ماهیهای بزرگ و ماهیهای کوچک در کنار یکدیگر زندگی میکنند. در این اقیانوس، هر موجودی نقشی دارد و بقای همه به سلامت کل اقیانوس وابسته است.
اما زمانی که نهنگها بیش از اندازه بزرگ میشوند، همه منابع را در اختیار میگیرند و ماهیهای کوچک را یکییکی میبلعند، دیگر نمیتوان از یک اکوسیستم سالم سخن گفت. آنچه باقی میماند، اقیانوسی است ظاهراً پرقدرت، اما در واقع بیمار و در آستانه فروپاشی.
اقتصاد بر پایه منفعت شخصی حرکت میکند. هر فرد، شرکت و سرمایهگذار تلاش میکند سود بیشتری به دست آورد. این انگیزه میتواند موجب تولید، نوآوری و رشد شود؛ اما زمانی خطرناک میشود که منفعت شخصی، بدون قانون و مسئولیت اجتماعی، بر منافع عمومی غلبه کند.
در چنین شرایطی، کسانی که سرمایه بیشتری دارند، قدرت بیشتری نیز به دست میآورند. آنان آسانتر وام میگیرند، فرصتهای بیشتری برای سرمایهگذاری دارند، اطلاعات بهتری در اختیارشان است و در برابر بحرانها مقاومترند. سرمایه، سرمایه بیشتری میسازد و ثروت، بهتدریج در دست گروهی محدود متمرکز میشود.
در ظاهر، این روند ممکن است نشانه رونق اقتصادی باشد؛ اما پشت این ظاهر، اتفاق دیگری در حال رخ دادن است: ماهیهای کوچک هر روز ضعیفتر میشوند، ماهیهای متوسط از میدان رقابت کنار میروند و نهنگها هر روز سهم بیشتری از اقیانوس را تصاحب میکنند.
اما هیچ نهنگی بدون وجود ماهیها نمیتواند زنده بماند.
نهنگها برای ادامه حیات به بازار، مصرفکننده، نیروی کار و جامعه نیاز دارند. اگر مردم قدرت خرید خود را از دست بدهند، کالاها مشتری نخواهند داشت. اگر دستمزدها از هزینههای زندگی عقب بمانند، تقاضا کاهش پیدا میکند. اگر طبقه متوسط کوچک شود، بازار نیز کوچک و شکننده خواهد شد.
اقتصادی که مردمش توان خرید ندارند، هرچقدر هم در ظاهر بزرگ باشد، از درون ضعیف است.
مشکل فقط این نیست که ثروتمندان ثروتمندتر میشوند؛ مسئله این است که همزمان، فرصت رشد از بخش بزرگی از جامعه گرفته میشود. وقتی دسترسی به آموزش، اعتبار، مسکن، شغل و بازار عادلانه نباشد، رقابت دیگر رقابتی واقعی نیست. در چنین بازاری، برنده همیشه شایستهترین فرد نیست؛ گاهی کسی برنده میشود که سرمایه، رابطه یا اطلاعات بیشتری دارد.
اینجاست که اقتصاد از مسیر رقابت سالم فاصله میگیرد و به سمت انحصار حرکت میکند. نهنگهای بزرگ، ماهیهای کوچک را حذف میکنند و سپس برای تصاحب بخشهای باقیمانده اقیانوس، به جان یکدیگر میافتند.
اما اقیانوس نیز ظرفیت محدودی دارد.
اگر همه منابع در اختیار تعداد اندکی قرار گیرد، اگر زمین، اعتبار، انرژی، اطلاعات و فرصتهای اقتصادی میان گروهی محدود دستبهدست شود، عرضه و تقاضا از تعادل خارج میشود. قیمتها دیگر با توان مردم هماهنگ نخواهند بود، سرمایه به جای تولید به سمت سوداگری میرود و مردم برای تأمین نیازهای ضروری خود، روزبهروز بیشتر بدهکار میشوند.
در چنین شرایطی، نابرابری فقط یک مسئله اجتماعی نیست؛ یک تهدید اقتصادی است.
جامعهای که در آن بخش بزرگی از مردم احساس کنند سهمی از آینده ندارند، دیر یا زود با بحران اعتماد روبهرو میشود. مردم ممکن است کار کنند، اما پیشرفت نکنند؛ تولید کنند، اما صاحب چیزی نشوند؛ و سالها تلاش کنند، اما همچنان از ابتداییترین امکانات زندگی محروم بمانند.
این وضعیت، هم ماهیهای کوچک را خسته میکند و هم در نهایت به نهنگها آسیب میزند. زیرا وقتی تعداد ماهیها کم شود، بازار کوچک میشود؛ وقتی بازار کوچک شود، فروش کاهش مییابد؛ و وقتی فرصتهای سودآور محدود شود، نهنگها برای بقا به جنگ یکدیگر میروند.
فروپاشی اقتصادی همیشه با صدای بلند آغاز نمیشود. گاهی با کاهش قدرت خرید یک خانواده شروع میشود. گاهی با تعطیلی یک مغازه، مهاجرت یک جوان، فروش خانهای برای پرداخت بدهی یا ناتوانی یک کارگر در تأمین هزینه درمانش. این اتفاقات کوچک، اگر در مقیاس میلیونها نفر تکرار شوند، به بحرانی بزرگ تبدیل خواهند شد.
اقتصاد سالم اقتصادی نیست که فقط چند نهنگ در آن بسیار ثروتمند باشند. اقتصاد سالم اقتصادی است که ماهیهای کوچک نیز فرصت رشد داشته باشند، ماهیهای متوسط بتوانند رقابت کنند و نهنگها آنقدر بزرگ نشوند که همه اقیانوس را تحت سلطه خود بگیرند.
توزیع عادلانه ثروت به معنای نابودی سرمایه یا مخالفت با سودآوری نیست. سرمایه برای رشد اقتصاد ضروری است؛ اما سرمایه باید در چارچوب قانون، رقابت سالم و مسئولیت اجتماعی فعالیت کند. بازار باید فرصتساز باشد، نه ابزار حذف مردم.
ادامه دارد…👇
[20/07/1405 06:00 ب.ظ] Ali Kashani: برای نجات این اقیانوس، باید با انحصار و رانت مقابله کرد، دسترسی بنگاههای کوچک به اعتبار و بازار را افزایش داد، قدرت خرید مردم را حفظ کرد، آموزش و سلامت را به فرصتهای عمومی تبدیل کرد و نظام مالیاتی را بهگونهای تنظیم کرد که بار اقتصاد فقط بر دوش طبقات ضعیف و متوسط نباشد.
هیچ کشوری تنها با بزرگتر شدن نهنگهایش قدرتمند نمیشود. قدرت واقعی زمانی شکل میگیرد که تمام اقیانوس زنده باشد.
اگر ماهیهای کوچک فرصت رشد نداشته باشند، اگر ماهیهای متوسط حذف شوند و اگر نهنگها همهچیز را ببلعند، دیر یا زود چیزی برای ادامه حیات باقی نمیماند.
آن روز، نهنگها دیگر با یک اقیانوس آباد روبهرو نخواهند بود؛ با اقیانوسی خالی مواجه خواهند شد.
و در اقیانوس خالی، حتی بزرگترین نهنگها نیز نمیتوانند برای همیشه زنده بمانند.
۱۴۰۵/۶/۲۵
با احترام( علی کاشانی مقدم )
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع