مهندسی استخراج نوین؛ ضرورت بازنگری در نظام آموزش عالی برای ورود به عصر «معدنهای شهری»
اقتصاددان _ حجت بقایی|| با گذار جهان از اقتصاد سنتی به اقتصاد چرخشی، نیاز به تخصص جدیدی تحت عنوان «مهندسی استخراج نوین» بیش از هر زمان دیگری احساس میشود؛ حوزهای که بدون برنامهریزی در نظام آموزش و پرورش و دانشگاهی، میتواند به بزرگترین فرصت از دست رفته برای نسل آینده تبدیل شود.
فرهنگ توسعه _ در حالی که استخراج سنتی از معادن زمین با چالشهای زیستمحیطی و کاهش ذخایر روبرو است، نگاه جهان به سمت “معدنهای شهری” معطوف شده است. اما یک پرسش بنیادین مطرح است: آیا نسل آیندۀ مهندسان ما، آمادگی ورود به دنیای استخراج از پسماندهای پیچیدۀ الکترونیکی و انرژیهای تجدیدپذیر را دارند؟
کارشناسان معتقدند آنچه امروز در حال شکلگیری است، فراتر از فرآیندهای بازیافت معمولی است. «مهندسی استخراج نوین» ترکیبی است از مهندسی مواد، شیمی پیشرفته، الکترونیک و علوم داده. در این حوزه، مهندس نه با کلنگ و دریل، بلکه با سیستمهای جداسازی هوشمند، فرآیندهای هیدرومتالورژی پیشرفته و فناوریهای نانو برای جداسازی عناصر از ترکیبهای پیچیده (مانند جدا کردن لیتیوم از باتری یا نقره از پنل خورشیدی) سروکار دارد.
با وجود پتانسیلهای اقتصادی عظیم که میتواند میلیاردها دلار ارزش افزوده ایجاد کند، یک تهدید جدی در کمین است: “عدم تطابق میان سرفصلهای آموزشی فعلی و نیازهای بازار کار آینده.”
اگر نظام آموزش عالی و مدارس فنی و حرفهای، برنامههای خود را بر پایه استخراج سنتی و مهندسیهای کلاسیک بنا کنند، با پدیدۀ «بیکاری متخصصان» و «کمبود مهندسان استراتژیک» روبرو خواهیم شد. ما به مهندسانی نیاز داریم که بتوانند با استفاده از هوش مصنوعی، مسیر حرکت جریان مواد در یک شهر را پیشبینی کنند و با استفاده از روشهای شیمیایی سبز، عناصر با خلوص بسیار بالا را از پسماندهای الکترونیکی استخراج نمایند.
برای تبدیل شدن به یک قدرت در اقتصاد سبز، باید سه گام اساسی در حوزه آموزش برداشته شود:
نخست_ تغییر در سرفصلهای دانشگاهی: ادغام علوم مواد با مدیریت پسماندهای الکترونیک در رشتههای مهندسی شیمی، متالورژی و محیط زیست.
دوم_ آموزشهای میانرشتهای: تربیت نیروهایی که همزمان با درک ساختار قطعات الکترونیکی (هاردافزار)، فرآیندهای شیمیایی جداسازی آنها را نیز بشناسند.
سوم_ توسعه مراکز تحقیق و توسعه در مدارس فنی: ایجاد بسترهای عملی برای دانشآموزان جهت آشنایی با مفهوم «ارزش موجود در زباله» از همان سنین پایین.
و سخن آخر اینکه:
ظهور “مهندسی استخراج نوین”، یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی و زیستمحیطی است. اگر امروز برای تربیت نسل جدید مهندسان این حوزه برنامهریزی نشود، در آینده نه تنها از چرخه تولید جهانی عقب خواهیم ماند، بلکه ثروتهای عظیم نهفته در پسماندهای خود را به جای منبع درآمد، به یک بار سنگین زیستمحیطی تبدیل خواهیم کرد.
آموزش باید از “استخراج از زمین” به سمت “استخراج از فناوری” حرکت کند تا نسل آینده، معماران واقعی اقتصاد چرخشی باشند.