جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : نمی شود قبول کرد که در ایران برخی ها با کار و تلاش متعارف ؛ چنین فاصلههای نجومی از یکدیگر پیدا کنند. مگر میشود تمام این تفاوتها را به حساب هوش ؛ پشتکار و شایستگی گذاشت. ثروت مشروع که حاصل تلاش و خلاقیت باشد محترم است. اما وقتی فاصلهها از حد معقول عبور میکنند و مسیری صدها کیلومتری می یابند ؛ وقتی راه رسیدن به رفاه برای اکثریت دشوارتر و حتی غیر ممکن تر میشود و در مقابل ؛ عدهای در زمانی کوتاه به ثروتهای افسانهای میرسند ؛ پرسش از منشأ ثروت ؛ فرصتهای نابرابر و سازوکار توزیع امکانات دیگر اسمش حسادت نیست که مطالبه شفافیت و عدالت است.
جامعهای که در آن فقر گسترش مییابد و ثروت در دست گروهی محدود انباشته میشود ؛ دیگر نمیتواند با شعار عدالت ؛ وجدان عمومی را آرام نگه دارد. تلختر از شکاف اقتصادی اما شکاف اخلاقی ست. آنجا که گاهی پول نه فقط معیار رفاه که معیار شخصیت ؛ اعتبار ؛ احترام و حتی ارزش انسانی افراد میشود. کافی ست کسی ثروت چشمگیری به دست بیاورد ؛ ناگهان برایش جایگاه میسازند ؛ سخنش را جدیتر میگیرند ؛ به حضورش افتخار میکنند و پیش پایش فرش احترام میگسترانند ؛ بیآنکه بپرسند این ثروت از کدام مسیر آمده ؛ چه بهایی داشته و آیا با شرافت ؛ قانون و مسئولیت اجتماعی سازگار بوده است.
در چنین فضایی انسان شریف و آبرومندی که با سالها کار صادقانه زندگی میکند ؛ ممکن است در حاشیه بماند. اما کسی که با نمایش دارایی ؛ مصرف زدگی و تظاهر به برتری شناخته میشود حتما که در مرکز توجه قرار می گیرد. پرسش اصلی همچنان پابرجاست. چرا جامعه ما باید به جایی برسد که عدهای هر روز فربهتر و برخوردارتر شوند و عدهای دیگر زیر بار گرانی ؛ بیکاری ؛ اجاره خانه و هزینههای ابتدایی زندگی ؛ آرام آرام فرسوده شوند. این دیگر تفاوت ساده میان فقیر و غنی نیست که مسئله تفاوت در فرصت زندگی کردن است. یکی فرصت انتخاب دارد و دیگری حتی در تأمین ابتداییترین نیازهایش گرفتار است. عدالت را نمیتوان در شعارها جستوجو کرد وقتی که در زندگی روزمره مردم نشانی از آن نیست. آقایان مدعی عدالت ! این شکاف را با نصیحت به فقرا ؛ ستایش ثروتمندان و دعوت مردم به صبوری نمیتوان پنهان کرد.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع