سوگ نخل و دریا

جنوب ایران در حملات اخیر با خسارات انسانی و زیرساختی گسترده و مشکلات اقتصادی و اجتماعی عمیق مواجه شده است.

می‌گفت جنوب مگر چه‌دارد جز اندوه و رقص؟ از غم زیاد است که می‌رقصیم. می‌دانی چرا وقتی جنوب موشک‌باران شد دل همه ایران لرزید؟ چون ۳۰سال است کسی زخم گلوله‌های هشت سال جنگش را درمان نکرده است. جنوب هنوز مظلوم است و انگار آینه تمام‌قد رنج ایران. گلایه‌ها کم نیست. بمباران شبانه جنوب مسوولان را بیدار نمی‌کند چون در آنجا نیستند. از خلیج‌فارس فقط نامش برای ایران مانده و سهم مردم جنوب از نفت و ثروتش گرما و رنج است. از اینجا برای آیندگان بنویسید: غیورمردمانی بودند که سال‌ها زیر پایشان نفت و ثروت بود و بالای سرشان بمب و موشک. روزها در گرمای ۵۰درجه بی‌برقی را تاب آوردند و شب‌ها با صدای انفجار خواب را گم کردند. بنویسید هر وقت جنگ شد جنوب تنهایی همه میز را حساب کرد. این روزها سایه غم آنقدر سنگین است که دیگر نمی‌دانیم برای کدام بخش از ایران گریه کنیم.

جنوب؛ آینه تمام‌قد رنج ایران

به گزارش اقتصاددان به نقل از جهان صنعت  ، چندشب است که نوار جنوبی کشور زیر سنگین‌ترین حملات قرار دارد. با تشدید تنش‌ها میان طرف‌های درگیر بار دیگر ناقوس شوم جنگ در کشور طنین‌انداز شده و موج تازه‌ای از حملات خسارت‌هایی به‌زیرساخت‌ها و تلفات انسانی در چنداستان برجای گذاشته است.

حملات اخیر استان‌های خوزستان، هرمزگان، سیستان‌وبلوچستان، بوشهر و ایلام را دربر گرفت و علاوه‌بر تلفات انسانی بخشی‌از زیرساخت‌های حمل‌ونقل، کشاورزی، صنعتی و دریایی کشور را نیز هدف قرار داد. در استان خوزستان شهرستان‌های هویزه، دشت آزادگان، اهواز، ماهشهر و آبادان از جمله مناطق آسیب‌دیده بودند. یک‌سیلوی ذخیره گندم در هویزه و نقطه‌ای در دشت آزادگان هدف اصابت قرار گرفت که به‌گفته مسوولان تلفات جانی نداشت. در ماهشهر نیز اصابت پرتابه به‌ایستگاه پمپاژ آب کشاورزی جان یک‌نگهبان را گرفت و چهارنفر دیگر را مجروح کرد. در آبادان سه‌نفر جان خود را از دست دادند و تعدادی دیگر زخمی شدند. در اهواز نیز چند نقطه هدف حمله قرار گرفت و بررسی خسارت‌ها همچنان ادامه دارد.

در سیستان‌وبلوچستان مرکز کنترل ترافیک دریایی بندر چابهار آسیب دید. اگرچه این حادثه تلفات جانی نداشت اما بخشی از سازه این مرکز که نقش مهمی در هدایت تردد شناورها، ایمنی دریایی و عملیات امداد و نجات دارد دچار خسارت شد. باوجود این فعالیت بنادر بهشتی و کلانتری بدون وقفه ادامه یافت. هرمزگان نیز از دیگر استان‌های آسیب‌دیده بود. در بندرعباس، سیریک، قشم، هنگام و حوالی حاجی‌آباد طی چند ساعت متوالی چندین انفجار به‌وقوع پیوست. پل‌های ارتباطی شهرستان بندرخمیر در محورهای بندرعباس-خمیر-لار، کهورستان-لار، بندرخمیر-کشار و پل روستای مارو هدف قرار گرفتند و بخشی از محورهای مواصلاتی مسدود شد. نیروهای راهداری بلافاصله عملیات ایجاد مسیرهای جایگزین را آغاز کردند.

در ادامه ایستگاه انشعاب راه‌آهن بندرعباس نیز آسیب دید که براساس اعلام استانداری هرمزگان دومصدوم بر جای گذاشت اما خسارت گسترده‌ای به‌شبکه ریلی وارد نشد. دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز اعلام کرد در حمله به‌پل‌های بندرخمیر هفت‌نفر جان باختند و ۹نفر مجروح شدند. در حمله به‌محله تپه‌الله‌اکبر بندرعباس یک‌نفر کشته و هشت‌نفر زخمی شدند. در بوشهر نیز سه‌نقطه از شهر هدف حمله قرار گرفت. فرماندار بوشهر اعلام کرد این حملات باوجود خسارت به‌برخی تاسیسات تلفات جانی نداشته است. در حمله دیگری نیز یک نفر در این شهر مجروح شد. در ایلام نیز یک واحد تولید آب معدنی در بخش مرزی موسیان شهرستان دهلران هدف اصابت سه‌پرتابه قرار گرفت که تنها به‌تجهیزات و تاسیسات این‌واحد صنعتی خسارت وارد شد و تلفات جانی در پی نداشت.

آرزوی پرشیای سفید پنوماتیک…!

«خیلی خوشحالم که دارم خدمتم را تمام می‌کنم، فقط ۴۰روز مانده… اگر یک موقع زدند و اتفاقی افتاد، مردم حلالم کنید. آرزوی پرشیای سفید پنوماتیک به‌دلمان نماند…» این جملات را یکی از سربازان وظیفه تیپ۳۸۸ ایرانشهر پیش‌از حمله در یک‌ویدئو بر زبان آورده بود؛ ویدئویی که پس‌از حمله در فضای مجازی دست‌به‌دست و به‌یکی از تلخ‌ترین روایت‌های این روزها تبدیل شد. در یکی از سنگین‌ترین حملات آسایشگاه، مهمانسرا و اماکن نگهبانی تیپ۳۸۸ ایرانشهر در استان سیستان‌وبلوچستان هدف اصابت ۱۳فروند موشک قرار گرفت. در این‌حمله که به‌کشته‌شدن هفت‌نفر از کارکنان پایور و سربازان وظیفه و مجروح‌شدن تعدادی دیگر انجامید مجروحان برای ادامه درمان به‌مراکز درمانی منتقل شدند. این حمله از نظر میزان تلفات انسانی یکی از مهم‌ترین رخدادهای روزهای اخیر به‌شمار می‌رود.

ترکش‌های جنگ بر پیکر بیمارستان اهواز

یکی دیگر از حوادث قابل‌توجه طی روزهای اخیر اصابت پرتابه به‌نزدیکی بیمارستان اهواز بود؛ اتفاقی که مسوولان را ناچار به‌تخلیه کامل این مرکز درمانی کرد. روند انتقال بیماران به‌ویژه بیماران بدحال از شامگاه همان‌روز آغاز شد و تمامی بیماران به‌مراکز درمانی دیگر انتقال یافتند. به‌گفته رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت خوشبختانه در این حادثه هیچ‌آسیبی به‌بیماران، همراهان یا کادر درمان وارد نشد و ساختمان بیمارستان تنها خسارت‌های جزئی دید. بااین‌حال بیمارستان شهیدبقایی تا اطلاع ثانوی از چرخه خدمت‌رسانی خارج شده است. این‌بیمارستان یکی‌از مراکز تخصصی درمان بیماری‌های خون و سرطان در جنوب غرب کشور به‌شمار می‌رود و شمار زیادی از کودکان مبتلا به‌سرطان در آن تحت درمان هستند. تصاویر منتشرشده از محل حادثه نگرانی خانواده بیماران و انتقال سریع بیماران به‌مراکز امن‌تر را نشان می‌دهد.

آخرین آمار تلفات

رییس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت نیز اعلام کرد تا ساعت۶:۳۰ صبح ۲۶تیر شمار مصدومان حملات از ۴۰۰نفر فراتر رفته و ۳۸نفر نیز جان خود را از دست دادند. براساس این آمار در میان مصدومان ۲۲زن و ۹کودک زیر هشت‌سال حضور دارند و درمیان جان‌باختگان نیز سه‌زن و یک‌فرد زیر ۱۸سال دیده می‌شود. درحالی‌که عملیات امدادرسانی، ارزیابی خسارت‌ها و بازگشایی مسیرهای آسیب‌دیده همچنان ادامه دارد، دستگاه‌های امدادی، اورژانس، راهداری و سایر نهادهای مسوول در استان‌های درگیر در حالت آماده‌باش کامل قرار دارند.

جنوب روی لبه طاقت

باوجود همه این آمارها و گزارشات هنوز هیچ‌عدد و جمله‌ای توان روایت آنچه این‌روزها بر جنوب و جنوبی‌ها می‌گذرد را ندارد. نگین، یکی از شهروندان قشم در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» با اشاره به‌شرایط این‌روزهای جنوب کشور می‌گوید: سختی‌های مردم فقط مربوط به‌حملات اخیر نیست. از زمان جنگ ۴۰روزه مشکلات شروع شد و هر روز بیشتر شد. اوایل هیچ‌کس تصور نمی‌کرد این وضعیت تا این اندازه طولانی شود اما حالا با شدت‌گرفتن حملات در هفته‌های اخیر فشارها چند برابر شده است.

او با اشاره‌به شرایط اقتصادی جزیره افزود: اقتصاد قشم به‌گردشگر و مسافر وابسته است. بیشتر مردم یا تاجرند یا فروشنده و کسب‌وکار آزاد دارند. با قطع‌شدن سفرها عملا درآمد بسیاری از خانواده‌ها به‌صفر رسیده و خیلی‌ها ورشکست شدند. همزمان اینترنت هم قطع بود و حتی فروش اینترنتی هم از بین رفت. بسیاری از مهاجرانی که در قشم زندگی می‌کردند به‌شهرهای خود برگشتند چون نه توان پرداخت اجاره را داشتند و نه امکان ادامه کار. بعد از آتش‌بس هم اجاره خانه‌ها در قشم و بندرعباس تقریبا در مدت یک‌ماه دوبرابر شد. بخش زیادی از مردم اینجا ماهیگیر هستند. تا یکی‌دوهفته بعد از آتش‌بس حتی اجازه رفتن به‌دریا را نداشتند و بازار فروش ماهی هم تقریبا تعطیل شده بود اما باوجود همه این مشکلات چیزی که امروز مردم را بیشتر از هر چیز آزار می‌دهد قطعی‌های بدون برنامه برق و کمبود سوخت است.

او درباره وضعیت سوخت توضیح داد: با کارت سوخت فقط روزانه ۲۰لیتر بنزین می‌دهند و بنزین آزاد هم فقط صبح‌ها عرضه می‌شود اما آنقدر صف‌ها طولانی است که مردم باید پنج‌تاشش‌ساعت زیر گرمای شدید و رطوبت بالای جزیره منتظر بمانند. در کل جزیره کمتر از ۱۰جایگاه سوخت وجود دارد و خود شهر قشم فقط یک‌پمپ بنزین دارد. خیلی‌ها از شب قبل خودروهایشان را در صف می‌گذارند تا شاید فردا نوبتشان برسد. درهمین‌شرایط بنزین آزاد در بازار غیررسمی با قیمت‌های بسیار بالا، حتی تا ۵۰۰یا۷۰۰‌هزارتومان برای ۱۰لیتر فروخته می‌شود.

نگین با اشاره به‌قطعی‌های مکرر برق گفت: تقریبا همه مناطق روزی دوبار برق ندارند و هیچ‌برنامه مشخصی هم اعلام نمی‌شود. در برخی مناطق صنعتی مثل طولا برق صنایع بیشتر از مناطق عادی قطع می‌شود اما مردم همان منطقه هم آسیب می‌بینند. با قطع برق آنتن تلفن همراه و اینترنت هم از دسترس خارج می‌شود یعنی اگر کسی در شرایط اضطراری به‌اورژانس نیاز داشته باشد حتی امکان تماس هم ندارد. قشم جزیره بزرگی است و هر زمان در مناطقی مثل سیریک، لارک یا بندرعباس حمله‌ای انجام می‌شود صدای انفجار و موج آن را کاملا احساس می‌کنیم. بیشتر حملات به‌مراکز نظامی است اما خسارت آن فقط متوجه مراکز نظامی نمی‌شود. چندروز پیش بخشی از یک سوله ماهی خشک‌کنی در سوزا که محل صادرات محصولات شیلاتی بود آسیب دید.

وی ادامه داد: بعد از جنگ مبادلات کالا با امارات هم تقریبا متوقف شده است. قبلا بخش زیادی از کالاهای مصرفی و لوازم خانگی از دبی وارد می‌شد اما حالا این مسیر کاملا بسته شده و کالاها به‌شکل قاچاق وارد می‌شوند. همین‌موضوع هزینه حمل‌ونقل را چند برابر کرده و قیمت بسیاری از کالاها از مواد غذایی گرفته تا لوازم خانگی به‌شدت افزایش یافته است. به‌دلیل کمبود سوخت، کرایه تاکسی و خودروهای اینترنتی هم بسیار گران شده و حتی برای مسیرهای کوتاه باید چندصد‌هزارتومان پرداخت کرد. کسب‌وکار من اینترنتی است و بیشترین آسیب را از قطع اینترنت دیدم اما وضعیت کسانی که شغل آزاد دارند بسیار سخت‌تر بوده چون تقریبا هیچ‌درآمدی ندارند.

او درپایان با اشاره به‌حملات اخیر می‌گوید: شب جمعه مسیر ترانزیتی کهورستان به‌لار و شیراز هم هدف حمله قرار گرفته؛ مسیری که بخش مهمی از انتقال کالا و سوخت از آن انجام می‌شد. از همان‌شب جنگنده‌ها مرتب بر فراز منطقه پرواز می‌کنند و صدای انفجارها مدام شنیده می‌شود. بسیاری از این انفجارها هم هیچ‌وقت در اخبار رسمی بازتاب پیدا نمی‌کند. مردم این روزها دیگر فقط نگران معیشت نیستند بلکه نگرانی از امنیت، قطعی برق، کمبود سوخت و آینده نامعلوم به‌بخشی از زندگی روزمره‌شان تبدیل شده است.

روزهای بی‌فروغ ایران

جنگ دیریازود به‌پایان می‌رسد اما آنچه در ذهن شهروندان جنوبی باقی می‌ماند فقط صدای انفجار نبوده بلکه گرما، بی‌برقی، هوای آلوده و اقتصاد زخمی مدت‌هاست گریبان نگین ایران را گرفته و رهایش نمی‌کند. رنج ایران به‌چند شب حمله محدود نمی‌شود و از امروز هم آغاز نشده است. از شب‌های۱۸و۱۹دی‌ماه تا جنگ ۴۰روزه اسفندماه و امروز که جنوب زیر آتش حملات قرار گرفته شش‌ماه است که سایه غم بر آسمان این سرزمین سنگینی می‌کند و نور امید هر روز کم‌فروغ‌تر از پیش شده است. از میناب و بمپور تا سیستان‌وخوزستان خون‌های پاکی بر زمین ریخته که هر کدام روزی آرزویی در سر داشتند؛ آرزوهایی که این روزها زیر خاک خفتند و به‌پایان قصه رسیدند.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

 

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − هشت =