جعفر قادری عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت :مدل جامع جذب نقدینگی ارزی و هدایت سرمایههای داخلی و خارجی به چرخه تولید (سند جامع مدیریت نقدینگی و سرمایه)
هدف کلان: انتقال نقدینگی از «بازارهای غیرمولد» (ارز، طلا، زمین، خودرو) به «بخش تولید و زیرساخت» از طریق ایجاد مشوقهای قانونی، مالیاتی و بانکی.محور اول: شفافسازی و جذب داراییهای ارزی اشخاص حقوقی (شفافیت ترازنامهای)برای خروج ارز از حالت «کنز» در شرکتها و ورود به چرخه تولید، پیشنهاد میشود:
۱. به رسمیت شناختن داراییهای ارزی در ترازنامه: اشخاص حقوقی اجازه یابند داراییهای ارزی خود را به طور کامل در ترازنامه منعکس کنند.
۲. تغییر رویکرد مالیاتی (تجدید ارزیابی): داراییهای ارزی در ترازنامه، مشابه «املاک و تجهیزات»، مشمول تجدید ارزیابی شوند و با تغییرات نرخ ارز، ارزش آنها تعدیل گردد.
۳. معافیت مالیاتی از سود ارزی: در صورتی که افزایش ارزش دارایی ارزی به عنوان «سود» در ترازنامه ثبت شود، این سود مشمول مالیات نگردد. نتیجه: با حذف ریسک مالیاتی، شرکتها ترغیب میشوند ارزهای پنهان خود را وارد سیستم بانکی کرده و از طریق خرید «اوراق بدهی ارزی» یا «سپردهگذاری ارزی»، نقدینگی خود را در اختیار سرمایه ثابت و در گردش واحدهای تولیدی قرار دهند.
محور دوم: مدل جایگزین برای سرمایهگذاران خارجی (جایگزینی هجینگ با وثیقه ارزی)
برای جذب سرمایهگذاری خارجی بدون فشار به پول ملی، مکانیسم زیر پیشنهاد میشود:
۱. سپردهگذاری ارزی خارجی: سرمایهگذار خارجی به جای اینکه سرمایه خود را خارج از کشور نگه دارد یا به دنبال روشهای پیچیده «هجینگ» (برای جلوگیری از ضرر ناشی از کاهش ارزش ریال) باشد، سرمایه ارزی خود را در بانکهای منتخب ایران سپردهگذاری نماید.
۲. تسهیلات ریالی در برابر وثیقه ارزی: بانک مرکزی/بانکها، این سپرده ارزی را به عنوان «وثیقه» پذیرفته و به سرمایهگذار، تسهیلات ریالی برای اجرای پروژه در ایران پرداخت کنند.نتیجه: سرمایهگذار خارجی با اطمینان از حفظ اصل سرمایه (به ارز) و دریافت سود ارزی، از تسهیلات ریالی برای تولید استفاده میکند. این امر منجر به ورود حجم عظیمی از ارز به سیستم بانکی شده و ریسک تبدیل ارز برای سرمایهگذار حذف میگردد.
محور سوم: ابزارهای جذب نقدینگی خرد و خانگی (جایگزین سفتهبازی)برای متوقف کردن تقاضای سفتهبازی در بازار ارز، سکه، زمین و خودرو، ابزارهای زیر جایگزین شوند:
۱. اوراق بدهی ریالی تبدیلپذیر: انتشار اوراقی که در سررسید، امکان تبدیل به «ارز» یا «گواهی سپرده کالایی» (مانند میلگرد، سیمان و…) را داشته باشند.
۲. صندوقهای درآمد ثابت ارزی: ایجاد صندوقهایی که ارزهای خانگی را جذب کرده و آنها را به صورت سرمایهگذاری در پروژههای تولیدی و زیرساختی به کار بگیرند.نتیجه: وقتی مردم راهکاری برای «حفظ قدرت خرید» (از طریق اوراق کالایی یا ارزی) پیدا کنند، انگیزهشان برای خرید کالاهای غیرمولد (خودرو و زمین) یا کنز ارز در خانهها از بین میرود.این مدل، سه ضربه فنی به «اقتصاد زیرزمینی» میزند:
۱. ضربه به شرکتها: با «صفر کردن مالیات بر تفاوت نرخ ارز»، به آنها میگویید: «ارزتان را از زیر زمین بیرون بیاورید و در ترازنامه بنویسید، ما جریمهتان نمیکنیم».
۲. ضربه به سفتهبازی خرد: با «اوراق تبدیلپذیر به کالا»، به مردم میگویید: «به جای خرید ماشین و زمین، اوراق تولیدی بخرید که در نهایت به شما میلگرد یا دلار میدهد».
۳. ضربه به تردید سرمایهگذار خارجی: با «مدل وثیقه ارزی»، به خارجیها میگویید: «پولتان را به ارز در بانک ما بگذارید، ما به شما ریال میدهیم تا کار کنید؛ نه پولتان کم میشود و نه ریسک ریال را میپذیرید».این طرح، «ترس از تورم» را به «انگیزه برای تولید» تبدیل میکند. در واقع شما به جای جنگ با دلار، «دلار را به خدمت تولید» در میآورید. این یک رویکرد «برنده-برنده» (Win-Win) است که هم سرمایهگذار راضی است، هم بانک مرکزی نقدینگی ارزی میگیرد و هم تولیدکننده به سرمایه دسترسی پیدا میکند.
مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.
ع