سندروم چسبنده گی به صندلی‌ !

جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و عضو شورای سردبیری با درج یادداشتی در اقتصاددان نوشت : این روزها فضای سیاسی ایران به کلافی سردرگم تبدیل شده. از شایعه استعفای مسعود پزشکیان که با تکذیب قاطع او همراه شده تا طعنه صریح عزت‌ الله ضرغامی به آیت‌الله جنتی. اما فراتر از این تکذیب‌ها و گلایه‌ها یک حقیقت تلخ و عریان در پسِ پرده‌ی قدرت پنهان شده است. سندروم چسبندگی به صندلی. اینکه رئیس‌ جمهور در میانه طوفان‌ های سهمگینِ ناکارآمدی و بحران‌های انباشته از ماندن می گوید و ادامه خدمتی چنین آشفته و بی در و پیکر ؛ شاید در نگاه اول نشان از ایستادگی باشد اما در نظام اجرایی که چرخ‌ دنده‌هایش مدت‌هاست از کار افتاده صرفِ ماندن ؛ فضیلت نیست. فضیلت در حل کردنِ مشکلات و معضلاتِ کشور است. وقتی خروجیِ مدیریت تنها تعمیق شکاف‌ها و گسترش فقر باشد ؛ ماندن بر مسند نه تنها گره‌گشا نیست بلکه خودِ معضل است.‌

 اما در آن سوی میدان اظهارات ضرغامی در باره جنتیِ ۱۰۰ ساله نوک پیکان را به سمت دردی مزمن‌تر نشانه می‌رود. قداست‌ بخشی به مسئولیت‌ های مادام‌ العمر. پرسش ضرغامی اما پرسشِ میلیون‌ها ایرانی ست. آیا در این نظام خیر خواهی برای کشور تعریفی جز استعفا در زمان مناسب دارد؟ مشکل تنها کهولت سن نیست که مشکل انسداد فکری و تحجر مدیریتی ست. صندلی‌هایی که دهه‌هاست در اشغالِ چهره‌های تکراری و کهنسال است امروز تبدیل به سدِ راهِ تحول شده‌ است. وقتی کسی در سن صد سالگی هنوز سکان‌ دارِ یکی از تعیین‌ کننده‌ ترین نهادهای کشور است نه تنها مدیریت از کارایی می‌افتد بلکه امید به گردش نخبگان نیز در نطفه خفه می‌شود. واقعیت این است که برای بسیاری از این آقایان که صندلی‌های قدرت را همچون ملک مطلق خود می‌پندارند استعفا دیگر یک انتخاب سیاسی نیست که یک وظیفه اخلاقی و بزرگترین خدمت به نظام است. نبودنِ این افراد ؛ نه تنها خلائی ایجاد نمی‌کند بلکه اکسیژنی ست که به فضای سیاسی کشور تزریق می‌شود.

ماندن تا پای مرگ بر سرِ میزِ ریاست نشانه تدین یا دلسوزی نیست. این تداعی‌گر نوعی سیاست‌ ورزیِ استخوانی‌ست که در آن منافع ملی روی پایه های تکبر و لج بازی ؛ اصرار بر بقایِ شخصی دارد. خدمت به نظام گاهی در راهروهای وزارت‌ خانه‌ها نیست ؛ گاهی در بستنِ درِ اتاقِ مسئولیت و گذشتن از خیرِ قدرت است. برای برخی اگر هنوز ذره‌ای دلسوزی در وجودشان مانده بهترین راهِ خدمت خداحافظی با صندلی ست. پیش از آنکه وزنِ سنگینِ حضورشان کلِ سازه را فرو بریزد ؛ برخیزند و اجازه دهند هوایی تازه در فضای سیاسی این سرزمین جریان یابد. بودنِ آنها مدتهاست که دیگر بودن نیست. مانع شدن است و تاریخ قطعاً کسانی را که حتی در آخرین روزهای عمر طعمِ شیرینِ صندلی را بر مصلحتِ مردم ترجیح دادند حتما که به نیکی یاد نخواهد کرد.

مخاطب گرامی، ارسال نظر پیشنهاد و انتقاد نسبت به خبر فوق در بخش ثبت دیدگاه، موجب امتنان است.

ع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + 5 =